گفتگو با صفا آقاجانی بازیگر رادیو و تلویزیون

اگر عشق نباشد، کسی کار هنری نمی‌کند

صفا آقاجانی از سال 1362 کار گویندگی خود را از رادیو تبریز آغاز کرد و یک سال بعد در آزمون 6 هزار نفری رادیو و بعد از چند مرحله گزینش موفق شد جزو 17 نفر منتخب شود و پس از گذراندن یک دوره آموزشی در نهایت به جمع هنرمندان رادیو پیوست و اما در این سال‌ها تلویزیون نیز از حضور این هنرمند بی‌بهره نبوده و آخرین بازی او در سریال پس از سال‌ها بود که چندی پیش از شبکه 3 سیما پخش شد. صفا آقاجانی از سال‌های حضورش در رادیو می‌گوید.
کد خبر: ۲۷۸۶۳۷

تعریف شما از بازیگر رادیویی چیست؟

ببینید، از دور وقتی نگاه می‌کنیم حتی حرفه‌ای‌ها هم تعریف درستی از بازیگر رادیویی ندارند و فکر می‌کنند هر کسی که تئاتر کار می‌کند، خیلی راحت می‌‌تواند کار رادیویی هم انجام دهد. نه، این طوری نیست، ما الان سال‌هاست با دوستان تئاتر کار می‌کنیم، اما هنوز آنها کاملا رادیویی نشدند، رادیویی شدن مثل هر کاری تخصص و توانمندی خاص خودش را می‌طلبد که این توانمندی نه در سینما، نه در تئاتر و نه در آکادمی است.

چطور می‌توان به معنای واقعی رادیویی شد؟

با گذراندن دوره «اس لاش» یعنی بنشینند و ببینند که چطور یک بازیگر رادیویی با میکروفن به صدایش فراز و فرود می‌دهد. خیلی از بازیگران مطرح ما در گذشته اصلا با میکروفن هیچ آشنایی نداشتند. نوع فاصله و دور و نزدیک شدن به میکروفن خود یک هنر خاص بازیگری است و برای بازیگر نمایش رادیو فراگیری این هنر لازمه ادامه حیات کاری‌اش است و اما فراگیری این هنر زمان می‌برد، شعور می‌برد، ولی به هر حال باید اتفاق بیفتد.

برخی بر این باورند این روزها در رادیو صدای خوب کم است، نظر شما چیست؟

یکی از مهم‌ترین شاخصه‌ها و شاکله‌های رادیویی زیبا بودن صداست، ولی متاسفانه شاید 20 سالی است کسانی که مسوول گزینش بازیگران رادیو هستند به این شاخصه اصلا اعتقاد ندارند و بر این باورند که در رادیو نقش‌هایی فرعی هست که نیازی به صدای گیرا ندارد، مثلا عقیده دارند نیازی نیست یک هیزم‌شکن صدای زیبا داشته باشد، اما این‌طور نیست، یک هیزم‌شکن هم باید صدای زیبا داشته باشد برای این‌که تمام ظرفیت شاخصه زیباشناسی در همین صداست و من شنونده برایم سخت است شنیدن یک تعداد صدای نازیبا که در کنار هم قرار گرفته باشند، اما به هر حال پارامتر زیبایی کمتر در نظر گرفته می‌شود.

با همه اینها چرا معمولا رادیو در آموزش و تربیت گوینده و بازیگر موفق‌تر از تلویزیون است؟

شاید به خاطر این‌که برنامه‌های رادیو زیاد است، در تلویزیون یک گوینده شاید ماهی یک برنامه داشته باشد، اما یک گوینده رادیو در روز می‌تواند چند برنامه اجرا کند و یا بازیگر رادیو چند بازی در یک هفته انجام دهد و این تکرار به دنبال خود تجربه به همراه دارد و رادیو چون خیلی کوچک است، مثل یک خانواده از این که چیزی یاد بگیریم به ما بر نمی‌خورد و از این که چیزی به یکدیگر یاد بدهیم هم ابایی نداریم و عقیده داریم اگر برای کاری ده استاد داشته باشیم،‌ بهتر از این است که یک استاد داشته باشیم یا اصلا استاد نداشته باشیم.

آیا نقش ماندگاری در نمایش رادیویی داشتید که به واسطه آن نقش همیشه از شما یاد کنند؟

من حداقل سالی 300 نقش بازی کرده‌ام که شاید 30‌‌نقش ماندگار و به یادماندنی و برایم زیبا باشد. اما کمتر اتفاق می‌افتد که در انبوه نقش‌ها، کسی آنها را به خاطر بیاورد، چون ما با چند بار تمرین کار را به ضبط می‌رسانیم و این سرعت کمی خاطره‌ها را کم می‌کند، اما ماندگارترین نمایش را می‌توان نمایش آن روی مدال افتخار نام برد که خیلی در ذهنم ماندگار است.

برای بازی در نمایش‌های رادیویی، داستان‌های ایرانی را بیشتر می‌پسندید یا خارجی؟

فرقی نمی‌کند. مهم این است که شاکله و گره نمایش خوبی داشته باشد و تنظیم رادیویی خوبی اتفاق بیفتد.

اگر همزمان هم پیشنهاد کار رادیویی داشته باشید و هم تلویزیونی، اولویت شما کدامیک است؟

طبیعتا تلویزیون را به خاطر درآمد بهترش نسبت به رادیو انتخاب می‌کنم، اما اگر مشغول کاری در رادیو باشم، به دلیل تعهد به کار رادیو، طبیعی است کار تلویزیون را از دست می‌دهم.

یعنی تنها دلیل کار در تلویزیون مساله اقتصادی است؟

اغلب مواقع بله، مگر این که اتفاق خاصی بیفتد یا شانس بیاورم که با کارگردانی کار کنم که کارش را دوست داشته باشم که چنین اتفاقی خیلی کم می‌افتد.

خانم آقاجانی شما در تلویزیون اغلب نقش مادری مهربان را بازی می‌کنید، فکر نمی‌کنید این نقش خیلی کلیشه شده است؟

متاسفانه این نقش به عنوان کلیشه جاافتاده، کلیشه‌ها در تلویزیون خیلی جاری است. یکی از عواملی که دوست ندارم خیلی برای تصویر کار کنم همین کلیشه بودن کار است.

این کلیشه‌ها در بازی رادیویی هم هست؟

خیلی طبیعی است که هر کسی می‌خواهد کاری را شروع کند، مهره‌ها را طوری کنار هم می‌چیند که بازده مثبت‌تری داشته باشند، ولی در تصویر که افراد به طور تنگاتنگ و مداوم در کنار هم نیستند و توانمندی‌های یکدیگر را کاملا نمی‌شناسند براساس سابقه بازی گذشته بازیگری مثل من، برای نقشم تصمیم می‌گیرند ولی چون در رادیو ما هر روز ساعت‌ها در کنار یکدیگر به ایفای نقش‌های متفاوت رادیویی می‌پردازیم و کارگردان‌های مختلف، شناخت کاملی نسبت به توانمندی‌های بازیگران رادیو دارند، نیازی به ریسک نیست و ما همه جور نقشی بازی می‌کنیم.

راز ماندگاری شما در رادیو چیست؟

من حدود 26 سال است که در رادیو کار می‌کنم. 10‌‌سال اول به این دلیل رادیو ماندم که به این کار علاقه‌مند بودم و برای این کار تربیت شدم، آموزش دیدم و رادیو برای من سرمایه‌گذاری کرده بود و من هم وظیفه داشتم در خدمت رادیو باشم. امروز هستم، چون بر این عقیده و باورم که بعد از این همه سال آموخته‌ها و تجربیاتم را باید به نیروهای جوان انتقال دهم و نتیجه سال‌های تلاش و زحمتم به فراموشی سپرده نشود، اما کسانی که بعد از من آمدند بدون این که هیچ‌یک از مدیران احساس کنند که این نیروهای جوان نیاز به آموزش دارند، روبه‌روی من به او نقش دادند که هم تجربیات من نادیده گرفته شد و هم آنها در این موقعیت ناپخته و ناشیانه به کار ضربه زدند که نتوانستیم با هم به یک سطح مشترک برسیم.

پس چرا ماندید؟

به عشق که اگر عشق نباشد کسی نمی‌آید کار هنری کند و اما یک اتفاق بسیار خوشایند باعث شد که ما احساس کنیم بهترین هدیه خداوند در سال 88 برای ما گروه نمایش است و آن هم این است که صاحب یک شورا شدیم که این شورا به دلیل جلسات مکرری که با مدیر مرکز نمایش دارد، قرار است به بررسی مسائل و مشکلات اهالی این مرکز بپردازد و امیدی باشد برای افق روشن آینده واحد نمایش که شاید در زمان باقیمانده عمرمان از آن بهره‌مند شویم.

زینت پستادست

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها