در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
قصه
گودو و چارلی (هر دو با بازی شاهد کاپور) دو برادر دوقلو هستند. آنها در یک خانواده کاملا معمولی و فقیر در منطقه داراوی به دنیا آمده و بزرگ شدهاند. داراوی بزرگترین زاغه در دل شهر بزرگ و صنعتی است که میلیونها نفر جمعیت دارد و خیلی شبیه شهر بمبئی است. گودو و چارلی در دوران 20 سالگی خود هستند و میخواهند وارد زندگی اجتماعی جدید خود بشوند. با آن که آنها دوقلو هستند و شباهت ظاهری عجیبی به یکدیگر دارند، ولی خصوصیات اخلاقی و دیدگاههای آنان، اصلا شبیه هم نیست. هریک از این دو برادر، دنیای خاص خودش را دارد و میخواهد در این دنیا تبدیل به آدمی موفق بشود. گودو و چارلی تصمیم میگیرند زاغه کوچک و بیتحرک خود را ترک کنند و با ورود به دنیای بزرگ و عجیب و غریب شهر، برای خودشان یک آینده بهتر را رقم بزنند. این تنها چیزی است که هر دو برادر در آن اتفاق نظر دارند و این شباهت در همین جا پایان مییابد. گودو در شهر، کار در یک سازمان غیردولتی کوچک را شروع میکند. او که یک کارمند معمولی است، امیدوار است خیلی زود پلههای ترقی را طی کند. هدف او تبدیل شدن به یکی از اعضای خرده بورژوای مرفه طبقه متوسط جامعه هند است. گودو که آدمی شریف است، نمیخواهد به هر قیمتی به خواستههایش دست پیدا کند. از سوی دیگر، چارلی وارد دنیای شرطبندی مسابقات اتومبیلرانی میشود. شغل او باعث آشناییاش با آدمهای ثروتمند میشود. برای او، آشنایی با این آدمها فقط برای این است که بتواند هرچه زودتر و سریعتر، به پول و ثروت برسد. او میخواهد خیلی ثروتمند شود. چارلی که در کوچههای تنگ زاغهها بزرگ شده، جوانی پرجنب و جوش است که میخواهد روی پای خودش بایستد. نوع کاری که گودو و چارلی در شهر برای خود دست و پا میکنند، باعث دوری بیشتر آنها از یکدیگر میشود. هر دوی آنها به این نتیجه میرسند، که وجه اشتراکی با یکدیگر ندارند. زندگی آنها مثل دو خط موازی است که هیچ وقت به هم نمیرسد و یکدیگر را قطع نمیکند. چارلی در جریان یک مسابقه اتومبیلرانی تقلب میکند و همراه دوستانش ماشینی را به سرقت میبرد که متعلق به دو پلیس بیرحم به نام لوبو و لیله است. آنها برای تاشی رهبر یک گروه گنگستری، کار قاچاق موادمخدر را انجام میدهند. بزودی چارلی در دردسر بزرگی میافتد و پایش وارد معاملات غیرقانونی موادمخدر میشود. او باید راهی پیدا کند تا بتواند جان خود را نجات دهد و پایش را از این معرکه بیرون بکشد. او مجبور میشود از برادرش گودو کمک بخواهد. گودو با همکاری نامزدش سویتی (با بازی پریانکا چوپرا) به کمک چارلی میرود. اما خود گودو هم با یک مشکل روبهروست. سونیل (با بازی آمول گوپته) برادر سویتی یک گنگستر است که در ضمن جاهطلبیهای سیاسی زیادی نیز دارد. او به گودو گفته شرط ازدواج سویتی با وی این است که با تشکیلات گنگستری او همکاری کند. سرنوشت دو برادر دوقلو به یکدیگر گره میخورد و آنها تلاش نهایی خود را برای رهایی از وضعیتی که دارند آغاز میکنند.
نقد
به دلیل نوع تبلیغاتی که برای «کامینی» شده بود، تماشاگران سینما و منتقدین از مدتها قبل منتظر اکران عمومی آن بودند. آنها از تماشای فیلم مایوس نشدند. قصه فیلم و حال و هوای آن، هر دو گروه را راضی کرد و آنها گفتند انتظار برای تماشای آن بیهوده نبوده است. مهمترین نکته فیلم که در نگاه اول به راحتی میتوان متوجه آن شد، بازیهای آن است. بار عمده قصه فیلم به دوش بازی شاهد کاپور است که در دو نقش متفاوت، در تمام صحنههای آن حضور دارد. وی برای اولین بار در کارنامه سینماییاش با یک (در حقیقت دو)! نقش خیلی خوب روبهرو شد و توانسته آن را به خوبی بازی کند. نقشهایی که او در «کامینی» بازی میکند، شباهت اندکی با نقشهایی دارد که وی در طول 5 سال بازیگری خود بازی کرده است. فیلمنامه فیلم اگرچه شباهتهایی با کلیشههای همیشگی سینمای بالیوود دارد، ولی تلاش زیادی کرده تا مستقل از آنها عمل کند.
کارگردان فیلم موفق میشود تا حد زیادی از این کلیشهها فاصله بگیرد و یک کار جذاب غیرتکراری ارائه دهد. صنعت سینمای هند از دیرباز، علاقه زیادی داشته که از بازیگران نقشهای اول در نقش برادران دوقلو استفاده کند. از گذشتههای خیلی دور که بازیگران کلاسیکی مثل دیلیپ کومار چنین نقشی را در «دو برادر» بازی کرد تا به امروز، بازی در نقش برادران یا خواهران دوقلو به صورت یک سنت درآمده است. طبق یک قانون نانوشته بازیگران هندی، آنها حتما باید در کارنامه خودشان یک نقش اینچنینی داشته باشند. به گفته منتقدین سینمایی، زمانی چنین نقشی به یک بازیگر جوان هندی سپرده میشود که صنعت سینمای بالیوود به این باور رسیده باشد که آن بازیگر به درجه خوب و بالایی از هنر بازیگری خویش رسیده است. به این ترتیب، «کامینی» میتواند حکم یک خبر خوش را برای شاهد کاپور و طرفدارانش داشته باشد، حالا بالیوود او را جدی میگیرد و در آینده نقشهای بهتر و بزرگتری را به او پیشنهاد خواهد کرد. بیدلیل نیست که بسیاری از منتقدین سینمایی فیلم «کامینی» را فیلم شاهد کاپور میدانند و نه ویشال باردواج کارگردان آن!
کیکاووس زیاری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: