در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اگر بخواهیم نگاهی به چالشهای پیش روی دولت دهم در آینده داشته باشیم ، مطمئنا یکی از مهمترین آنها سیاست هستهای کشور است. در حال حاضر دور جدید تلاش برخی کشورهای غربی برای متوقف کردن فعالیتهای صلحآمیز هستهای ایران با اعمال فشار به آژانس بینالمللی انرژی هستهای آغاز شده است.
دیپلماتهای غربی ادعا میکنند قدرتهای غربی که در حال بررسی تحریمهای جدید علیه ایران هستند از آژانس بینالمللی انرژی اتمی خواستهاند همه اطلاعاتی را که در اختیار دارند و به ادعای این دیپلماتها نشاندهنده تلاش ایران برای دستیابی به تسلیحات هستهای است، فاش کند.
بنا بر اعلام این گروه از دیپلماتها آمریکا، روسیه، فرانسه و آلمان قصد دارند ماه آینده میلادی در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل در نیویورک مذاکراتی را در سطوح عالی درباره برنامه هستهای ایران با روسیه و چین داشته باشند.
این چهار قدرت غربی در نشست مذکور تلاش خواهند کرد مسکو و پکن را به لزوم اعمال دور چهارم تحریمهایسازمان ملل علیه بخش انرژی ایران متقاعد کنند؛ ایدهای که روسیه و چین که هر دو روابط تجاری قوی با ایران دارند با آن مخالفت کردهاند.
6 قدرت جهانی مشوقهای اقتصادی و سیاسی به ایران پیشنهاد کردهاند و در ازای آن توقف برنامه غنیسازی اورانیوم تهران را خواستار شدهاند، اما ایران بهاین پیشنهاد پاسخی نداده است.
باراک اوباما، رئیسجمهور آمریکا تا ماه سپتامبر به ایران وقت داده است که پیشنهاد 6 قدرت جهانی را قبول کند و مدعی شده است در غیر این صورت ایران با اقدامات تنبیهی شدیدتری روبهرو خواهد شد.
4 قدرت غربی برای این که استدلال قویتری برای روسیه و چین در زمینه لزوم تحریمهای بیشتر به دست آورند از محمد البرادعی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی که بزودی از این سمت بازنشسته خواهد شد، خواسته بودند اطلاعاتی را که درباره ایران در اختیار دارد و به گفته آنان میتوانند چین و روسیه را متقاعد به همکاری کند، فاش کند اما البرادعی در آخرین گزارش خود چنین نکرد و خشم کشورهای غربی از جمله فرانسه و آمریکا را برانگیخت.
آنگلا مرکل صدراعظم آلمان تهدید کرده در صورتی که پیشرفتی در زمینه مذاکرات هستهای درباره برنامه هستهای ایران صورت نگیرد، قدرتهای غربی مجبور خواهند شد با تحریمهای بیشتر علیه تهران واکنش نشان دهند.
با چنین وضعیتی که پیش روی سیاست خارجی دولت ایران قرار دارد به نظر میرسد دولت دهم لازم است دپیلماسی نوینی را در راستای مقابله بااین چالش هستهای به کار گیرد.
سیدحسین نقویحسینی، عضو کمیسیون سیاست خارجی و امنیت ملی مجلس در گفتگو با جامجم با اشاره به اینکه دولت نهم در موضوع هستهای سیاست شفافی داشته است، گفت: در جریان هستهای بتازگی برخی کشورهای غربی از جمله آمریکا مجددا بحث پرونده هستهای را مطرح کردند، کلینتون اظهار نظر کرده و خواستار بررسی پرونده هستهای در کشور شده است.
وی با یادآوری اینکه دولت نهم خواستار مذاکرات بدون پیش شرط راجع به موضع هستهای ایران شده است، خاطر نشان کرد: «پیشنهادهای مشروط و مباحث دولتهای غربی باعث شد موضوع هستهای از اولویت گفتگوها کنار برود وبه عنوان چالشی برای دولت دهم باقی بماند .»
نقوی افزود:« دولت دهم باتجربهای که دارد از استراتژی محکمی برخوردار است و لازم است ادبیات دیپلماتیک خود را تغییر دهد و سعی کند با استفاده از نهادها و مراجع بینالمللی در تثبیت رای خود بهره ببرد و با تاکتیک و گفتگو از فضا بهره لازم را ببرد. »
باید دانست غرب اعلام کرده است که تا ابد منتظر حرکت ایران نمیماند. این به معنی آن است که بازی بیش از اندازه طول کشیده و ممکن است به دلیل دفع الوقت از سوی یکی از طرفین از رسمیت بیفتد و این چیزی است که طرف غربی نمیخواهد.
روی هم رفته غرب باید خود را برای رویارویی با 2 رویکرد متمایز ایران مهیا کند. یکی رویکرد خطرپذیر و مبتنی بر پیشروی بدون وقفه در راه دستیابی به اهداف مورد نظر و دیگر، رویکرد نرمجویانه و سازشکارانه برای پرهیز از احتمال شکست و به قصد تبادل امتیازات.
اتحادیه اروپا
در نخستین سخنرانی دیپلماتیک احمدی نژاد پس از پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری دهم، او در جمع سفرای ایران در اروپا سخن از آغاز جهشی جدید در مناسبات خارجی ایران داد.
باید توجه داشت که اروپا با مهار تندرویهای کشورهایی مانند بریتانیا و عدم پیروی از آمریکا میتواند از تعامل با ایران بخشی از مشکلات داخلی و بینالمللی خود را برطرف کند و از سوی دیگر ایران در خلا‡ رابطه با آمریکا و برای ایجاد تعادل در مناسبات بین شرق و غرب از تعامل با اروپا سود خواهد برد، لذا منافع ملی ایران و اروپا در تعامل و گسترش مناسبات و استفاده حداکثری از ظرفیتهای گوناگون است.
سیدحسین نقوی حسینی عضو کمیسیون سیاست خارجی و امنیت ملی مجلس نیز با اشاره به بداخلاقیهای اروپا در روند انتخابات اخیر گفت: «در انتخابات اخیر با اروپا وارد چالش شدیم که این روند روابط میان ایران و این کشورها را تحت تاثیر قرار داد.»
وی با اشاره بهاینکه لازم است دولت دهم روند اعتمادسازی خود را با این کشورها پیگیری کنند، افزود: «باید دولت دهم مرز کشورهایی که با ایران مخاصمه دارند را با دیگران جدا کند و سعی کند روابط را با کشورهای اروپایی بهبود بخشد.»
به نظر نقوی، در حال حاضر شرایط ایران با کشورهای اروپایی در وضعیت قابل قبولی نیست و اگر فکری در دولت دهم در ارتباط با این مشکلات صورت نگیرد، دچار مشکلات بسیاری خواهیم شد.
به نظر میرسد دولت دهم نباید به دنبال قطع رابطه با کشورهای اروپایی باشد، بلکه از رابطه متقابل به عنوان یک اصل بهره ببرد.
دولتهای اروپایی از این زاویه در مقابل ایران یکسان عمل نمیکنند، لذا ایران نباید با یک سیاست در مقابل آنها رفتار کند. کشورهایی چون انگلیس و فرانسه در اروپا مشی رادیکالی دارند، اما آنها نیز منافع زیادی در منطقه و حتی در ایران دارند و میتوان با آنها به گونهای عمل کرد تا رفتارهایشان تعدیل شود.
کارشناسان بر این عقیدهاند که دولت دهم باید سیاست تغییر رفتار را در قبال کشورهای رادیکال در پیش گیرد کهاین سیاست در شرایطی میتواند به صورت نرم باشد و در شرایطی نیز برنامههای سختتری در پیش گرفته شود، در برخورد با کشورهای دووجهی که هر دو جانب را در نظر میگیرند باید سیاستهای قاطعانهای در پیش گرفت و آنها را به کشورهای خنثی تبدیل کرد.
مذاکره با آمریکا
بحث مذاکره با آمریکا یکی دیگر از چالشهای پیش روی سیاست خارجی دولت دهم است. موقعیت آمریکا در حال حاضر در محیط بینالمللی و خاورمیانه شکننده است. انتخاب اوباما و تغییر ادبیات و رویکردهای دیپلماتیک آمریکا ناشی از شکست سیاستهای پیشین این کشور است و آمریکا برای بازیابی موقعیت شکننده خود در منطقه به نقش محوری ایران، عربستان، ترکیه و حتی مصر نیاز راهبردی دارد.
اما شرایط به نحوی است که مصر و عربستان در مقایسه با گذشته از موقعیت مناسبی برای رهبری منطقه برخوردار نیستند و ترکیه نیز با وجود بهبود جایگاهش با برخی مشکلات داخلی و ابهامات خارجی مواجه است، لذا بدون حضور ایران، آمریکا در معادلات و تحولات منطقه با ناکامی یا هزینههای سنگین مواجه خواهد شد.
در این میان اگر به جمعبندی مواضع ایران و آمریکا در مورد مذاکره در پایان دولت نهم بپردازیم میبینیم رئیس جمهور آمریکا تقاضای مذاکره مستقیم میان ایران و آمریکا را مطرح و جمهوری اسلامی نیز آمادگی خود برای این مذاکره اعلام کرد، بنابراین دولت دهم در حال حاضر در یکی از حساسترین دورههای روابط بین ایران و آمریکا قرار دارد و در حال عبور از مرحله تقابل و ورود به دوره چالش کنترل شده است.باید توجه داشت علیرغم برخی فضاسازیهای ناشی از حوادث اخیر ایران، هنوز استراتژیستهای آمریکا به کنار آمدن با ایران در فرآیند مدیریت شده میاندیشند، وجود اختلافات تاکتیکی و اجرایی بین سطوح راهبردی و مدیریتی سیاست خارجی آمریکا نسبت به ایران در تاثیرپذیری از رخدادهای اخیر نمیتواند مانعی برای بهکارگیری مجدد فضای نرمش و تعامل در برابر ایران باشد، چون بنیانها و استحکام داخلی و حوزه نفوذ منطقهای ایران در بیشتر ارزیابیها و برآوردهای سیاسی، امنیتی و دفاعی آمریکا مطرح است.
رضا طلایینیک در این باره گفت: «ایران میتواند در شرایط جاری بر مبنای 3 اصل عزت، حکمت و مصلحت متناسب با تغییر رویکرد آمریکا راهبردهای جدیدی اتخاذ کند. »
وی میافزاید: «آمریکا با ناکامیدر دوره تسلط قبل از انقلاب به ایران و دوره تقابل با ایران و حتی دوره منفعل کردن ایران به عرصه جدید تعامل با چالشهای مهار شده رو خواهد آورد.»
منوچهر محمدی استاد دانشگاه تهران نیز اظهار کرد: «درباره مذاکره و تعامل، جمهوری اسلامی هیچ وقت نباید از مذاکره فرار کند به شرط اینکهاین مذاکره بتواند سودی برای ایران به همراه داشته باشد و مشکلی را حل کند همانگونه که در مورد عراق و افغانستان قبلاً مذاکره داشتیم.»
بسیاری بر این باورند که سیاست گفتگو با آمریکا لازم است به طور شفاف بیان شود و همانطور که رهبر معظم انقلاب موضوع رابطه با آمریکا را یک تابو تلقی نکردند و آن را مشروط دانستند، این شروط از طرف دولت دهم باید مورد توجه قرار گیرد.
آمریکا دارای پاشنه آشیلهایی است که جمهوری اسلامی ایران باید آنها را مدنظر قرار دهد و با توجه به آن نوع تعامل خود با آمریکا را تنظیم کند.
نیروهای خارجی در افغانستان و عراق
حضور نیروهای خارجی در افغانستان و عراق یکی دیگر از چالشهای دولت دهم به حساب میآید. اگرچه نیروهای آمریکایی بتدریج در حال خروج از عراق هستند، اما این خروج تا نیمههای سال 2010 ادامه دارد و بعید به نظر میرسد آنها بزودی از پادگانها خارج شوند. در همین حال باراک اوباما رئیس جمهور آمریکا بارها در سخنرانیهای خود تاکید کرده است پس از خروج از عراق، آمریکا میتواند توجه خود را مبارزه با طالبان در افغانستان و پاکستان و نیروهای افراطی دیگر متمرکز کند که این امر حکایت از تشدید حضور در افغانستان دارد.
حضور این نیروها میتواند برای ایران ناامنیهای فراوانی به دنبال داشته باشد و زمینهها را برای ظهور افراطگرایی و تروریسم مهیا سازد. تاثیر دیگر ناشی از حضور قدرتهای فرامنطقهای در محیط پیرامونی ایران، تاثیرگذاری بر نظم طبیعی و همکاریهای قابل توافق میان کشورهای منطقه است. رویکرد ایران در محیط پیرامونی خود براساس الگوی امنیت مبتنی بر همکاری و مشارکت قرار دارد و حضور مداوم قدرتهای فرامنطقهای در ترتیبات امنیت منطقهای منفی و این حضور عامل عمدهای در جهت افزایش تعارضات و تنشها در سطح منطقه تلقی میشود.
سیدحسین نقوی حسینی، عضو کمیسیون سیاست خارجی و امنیت ملی مجلس در این باره با اشاره به اینکه قطعاً حضور آمریکا در کشورهای همسایه و کشورهای منطقهای چالش جدی دولت دهم محسوب میشود، میگوید: «اگرچه حضور نیروهای خارجی در عراق به آرامیکمرنگ میشود و در هالهای از ابهام قرار دارد، اما سخنان فرمانده نیروهای آمریکایی که میگوید طبق قرارداد آنها ازعراق خارج نمیشوند، حکایت از آن دارد که آنها بزودی از عراق بیرون نمیروند.»
وی با یادآوری اینکه دولت دهم حتماً با حضور نیروهای خارجی دچار مشکل خواهد شد، در این باره میافزاید: «راه حل این است که دولت تلاش کند با دولتهای منطقه بویژه دولتهایی که با رای مردم به قدرت میرسند، روابط صمیمی ایجاد کند وخواستار خروج آنان از کشورهایشان شود.»
دکتر سعدالله زارعی نیز درخصوص اینکه حضور آمریکا و کشورهای غربی در کشورهای همسایه ایران تا چه اندازه میتواند یک چالش جدی برای دولت باشد به جام جم گفت: «حضور نیروهای خارجی در 2 کشور همسایه شرقی و غربی ایران یک پدیده جدید نیست، از حضور نیروهای خارجی در افغانستان بیش از 8 سال و از حضور در کشور عراق بیش از 6 سال میگذرد بنابراین نمیتوانیم بگوییم یک چالش اساسی فراروی دولت دهم است. »
وی میافزاید: «البتهاین مساله به عنوان یک چالش فراروی نظام اسلامی مطرح بوده است و در حال حاضر این مساله مطرح است در عین حال باید این نکته را در نظرگرفت که در طول سالهای گذشته روند تاثیرگذاری اشغالگرها بر مناسبات سیاسی و تحولات دو کشورعراق و افغانستان کاهش پیدا کرده و اقتدار نیروهای اشغالگر با سوالات جدی و ابهامات جدی مواجه شده است. بنابراین براساس تجربهای که ما پشت سر گذاشتهایم، براساس این تجربه میتوانیم بگوییم حضور نظامی قدرتهای خارجی نتوانسته است ارکان قدرت ایران را در داخل و در منطقه دچار اخلال کند. »
با این حال سعدالله زارعی درخصوص سیاستهایی که دولت دهم باید در قبال حضور نیروهای خارجی دراطراف مرزهای ایران در نظر بگیرد گفت: «طبیعتا جمهوری اسلامی سیاستهای قبلی را ادامه میدهد و تلاش میکند به ملتهای اطراف کمک کند که سرنوشت خود را دردست بگیرند و با ایجاد یک جبهه مردمی در این کشورها نیروهای بیگانه را از این کشورها بیرون کنند و در نهایت سرنوشت ملتها در این کشورها توسط خود ملتها و دولتهای منطقه رقم بخورد نه توسط اشغالگرها. این سیاستی است که از مدتها پیش شروع شده و طبعاً در دولت آینده ادامه پیدا میکند.»
کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس و مصر و عربستان
منطقه خلیج فارس و کشورهای آن با توجه به بیشترین ارتباطات، پیوندها و علائق تاریخی، دینی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی و در یک کلام منافع و نگرانیهای مشترک از ظرفیتهای بالایی برای همکاریهای کشورمان برخوردار است.
سعدالله زارعی با تاکید بر اینکه به جز عربستان ایران با بقیه کشورهای عربی مناسبات رو به رشدی داشته است، میگوید:« اگر به مناسبات ایران با عراق، عمان، قطر و سایرکشورهای همسایه عربی توجه داشته باشید، میبینید که مناسبات با کشورهای عربی همسایه روبهرشدی داشته است و گامهای بسیار بلندی را در ارتقای روابط با کشورهای عربی همسایه برداشتهایم.
به همین دلیل هم حساسیت بسیاری از سوی غربیها شاهد بودیم اما بعضی از تحلیلگران داخلی با زوم کردن روی رابطهایران و عربستان و کاهش سطح روابط دپیلماتیک میان 2 کشور از این مساله به عنوان یک محک برای سیاست خارجی منطقهای ایران استفاده میکنند کهاین تعبیر درستی نیست.»
سعودیها در برابر پیروزی احمدی نژاد موضعی محتاطانه اتخاذ کردند، اما ظاهرا سیاست دولت جدید ایران درباره مساله فلسطین و اصرار رئیس جمهور ایران به بازگشت به شعارهای اولیه انقلاب، سعودیها را نگران کرده است.
در این میان، برنامه اعتراضی حزبالله لبنان و متحدانش برای ساقط کردن دولت فواد سینیوره نخست وزیر لبنان نیز مزید بر علت شد و سعودیها را متقاعد کرد که دولت احمدی نژاد در صدد قطع نفوذ عربستان و دیگر اعراب در لبنان و فلسطین برآمده است.
ظاهرا مجموع این شرایط، زمینه را برای ائتلاف احتمالی عربستان با قدرتهای غربی به منظور مهار ایران آماده کرده و همین مساله آغازگر دور تازهای از خصومت بین دو کشوری شده است که روزی سفیر ایران در ریاض آنها را دو بال جهان اسلام مینامید.
سعدالله زارعی درخصوص سیاست دولت دهم در برابر عربستان میگوید: «عربستان تحت تاثیر شکستهای جناح آمریکا و شکستهایی که عربستان در جناح عراق و لبنان از جبهه مقاومت خورده است واکنش نشان میدهد و تلاش میکند فشارهایی را به جمهوری اسلامی وارد کند.»
وی میافزاید: «من گمان نمیکنم سیاستهای مداراجویانه با عربستان پاسخ دهد. اگرچه مدارا با همسایگان سیاست جمهوری اسلامی است، ولی عربستان سعودی در یک فرآیند منطقهای و بینالمللی است و من گمان نمیکنم ما به بهبود مناسبات با عربستان دست یابیم مگر اینکه ما قبول کنیم اقلیت بر اکثریت دست پیدا کند و شاهد ظهور دوباره بعثیها در عراق یا حکومتی لائیک دراین کشورباشیم و در لبنان شاهد باشیم از قدرت حزبالله کاسته شود و تنها در صورت شکست قدرت مقاومت در منطقه و سکوت ایران در کنار حاشیه اقتدار مقاومت است که عربستان روی خوش پیدا میکند که این موضوع با منافع ملی ایران به هیچ وجهسازگار نیست و لبخند پادشاه عربستان برای ایران ارزشی ندارد.»
از سوی دیگر تحریک اعراب در مقابل ایران و اقدامات آمریکا درمقابل آنچه بلندپروازیهای تهران مینامند روی دیگرتحریک اعراب منطقه علیه ایران است.
عنصر بدبینی آمیخته به رشک همان چیزی است که متأسفانه بیش از یک دههاین گروه از دولتمردان عربی را وارد جدالی باطل و بینتیجه با کشور اسلامی ایران کرد. در حالی که تهران از ابتدا اعلام کرده در صحنه خاورمیانه به جز رژیم صهیونیستی با هیچ کشوری سودای رقابت و جدال ندارد، اما همچنان دو گروه از دولتمردان سنتگرای متعصب و نوگرای سکولار این کشورها همچنان تهران را حریفی جدی برای خویش قلمداد کردند.
این دو گروه از دولتمردان در قاهره و ریاض بر این پندار پیش رفتهاند که گویی ایران قصد کسب جایگاه سنتی آنها و رهبری خاورمیانه دارد و همین گمان نادرست موجب شد این دو به اتفاق اردنیها در هر سه بحران منطقه (فلسطین، عراق و لبنان) در جبهه مقابل ایران قرار گیرند. طبیعی بود که صاحبان چنین بینشی برای جلب حمایت طرفهای عربی و غربی، نظریه ایران هراسی خود را بر مجموعهای از توجیهات ایدئولوژیک یا تاریخی استوار کنند. از سقوط صدام تاکنون که موازنه قدرت در منطقه به نفع ایران تغییر یافت، این طیف از سیاستگذاران عرب چندین تئوری برای داغ نگهداشتن تنور نزاع با ایران ساخته و پرداختهاند که سناریوی هلال شیعه یا امپراتوری فارس از آن جمله است. در نهایت به ریسمان اختلافهای کهنه قومی مثل بحث شیعه و سنی آویختند.
گفتارهای ضدایرانی این روزها در تریبونهای رسانهای جهان عرب به اندازهای است که به تعبیر حسنین هیکل اندیشمند مصری، مخاطب به اشتباه میافتد که آیا اعراب ایران را با اسرائیل اشتباه نگرفتهاند و کدام ضرورت تاریخی و حکم عقلی موجب شده که آنها فتیله مبارزه با دشمن اول مسلمانان (اسرائیل) را پایین بکشند و به جدال با ایران سرگرم شوند.
سیدحسین نقوی حسینی، عضو کمیسیون سیاست خارجی و امنیت ملی مجلس نیز با اشاره به دعوت مقامات عرب برای مذاکره درباره ایران و حضور در تحریمها علیه دولت ایران میافزاید: « این اقدام یک نوع ایران هراسی در منطقه رواج پیدا کرد و کشورها به سوی مقابله با ایران تشویق شدند. اگرچه احمدی نژاد سعی کرد عمق رابطه را کم کند و بدون دعوت نشان دهد باید رابطه با کشورهای عربی خوب باشد، اما شاید ایران هراسی چالش دولت دهم در مقابل کشورهای عربی باشد که علیه ایران تبلیغ شده است.»
همچنین رابطه با مصر نیز در زمرهاین چالشها در پیش روی دولت دهم قرار دارد.
احمدینژاد در دولت نهم هم تلاشهای چشمگیری را برای برقراری مناسبات دوستانه با مصر انجام داد.
او صریحا اعلام کرد که «میتوان بدون فوت وقت، مناسبات سیاسی بین 2 کشور را به حالت عادی بازگرداند و سفیر مبادله کرد.»
بعد از ابراز آمادگی محمود احمدینژاد، رئیس جمهور برای برقراری رابطه با مصر و گشایش سفارت ایران در قاهره، این امید بهوجود آمد که تیرگی روابط 30 ساله پایان یابد اما در پایان سال و با حمله اسرائیل به غزه و نقش متضادی کهایران و مصر درحمایت از حماس و دیگری در حمایت از دولت خودگردان محمود عباس و تشدید محاصره غزه با بستن گذرگاه رفح در مرز مصر که تنها راه خروج فلسطینیها از صحنه جنگ بود به عهده گرفتند باز هم تیرگی بر روابط دو کشور سایه انداخت.
دکتر محمدی استاد دانشگاه تهران درخصوص تعامل ایران و مصر با بیان اینکه ما باید با همه کشورهای اسلامی علیرغم اختلافنظرهایمان رابطه برادری و حسن همکاری داشته باشیم، خاطرنشان کرد: «مصر یکی از این کشورهاست و ولی علیرغم اینکه دست دوستی جمهوری اسلامی ایران به طرف مصر دراز شده، ولی قدرتهای صاحب نفوذ اجازه ندادند، چنین اتفاقی بیفتد. »
وی درباره پانزدهمین نشست سران جنبش عدم تعهد در مصر و عدم حضور احمدینژاد در این نشست علیرغم دعوت به عمل آمده، اظهار کرد: «زمانی شما دستی را به طرف کسی دراز کردید و فشار داده نشد، اگر دفعه دوم خواستید دوباره دستتان را دراز کنید، این شما هستید که عزتتان لگدمال میشود. در مورد مصر واقعیت قضیهاین است که جمهوری اسلامی بارها دست خود را به طرف مصر دراز کرده و حتی در مکاتبهای که در جریان غزه صورت گرفت از این کشور خواسته شد اجازه دهد کمکهای انساندوستانه به غزه برسد که این درخواست مورد مخالفت قرار گرفت و کشتی ایرانی به سر منزل نرسید که این نهایت کوتاهی و کم لطفی مسوولان مصری بود.»
محمدی بر این باور است که نبود رئیس جمهور ایران در اجلاس شرم الشیخ اقدام بجا و مناسبی بود.
وی با اشاره به حضور متکی در این اجلاس و دیدار با همتای مصریاش، اظهار کرد: این به معنای قطع کامل رابطه و تعامل نیست.
دکتر سعدالله زارعی نیز بر این باوراست که رابطهایران و مصر به بغرنجی رابطه ایران عربستان نیست، ولی این سیاست نیز در واقع تابعی از سیاستهای آمریکا در منطقه خاورمیانه است.
وی با اشاره بهاینکه بعید است طی سالهای آینده رابطه جدیدی در جبههایران ومصر گشوده شود افزود: «به این دلیل که مصریها خودشان را درجبههای میبینند که در نقطه مقابل جبهه مقاومت و ایران قرار دارد و فکر میکنیم این رابطه، اگرچه دولت دهم نیز دست دوستی به سوی مصر دراز کرده، است همچنان درسطح فعلی باقی بماند.»
زارعی خاطر نشان کرد: «بعید میدانیم درخواست دولت ایران برای بهبود مناسبات با مصر پاسخ دهد. تجربه دولت نهم هم بیان کنندهاین است کهاین سیاست پاسخ نمیدهد.»
این کارشناس مسائل سیاسی تاکید کرد: «دولت دهم باید ضمن اینکه از ادبیات عمومی و همکاریهای منطقهای صحبت کند و مصریها را از این مساله مبری نداد، اما باید واقع بین باشد و بداند که به صرف دعوت بهبود مناسبات اتفاق نمیافتد و نباید خوشبینانه بهاین مساله نگاه کرد.»
کتایون مافی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: