در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
سومین قسمت این مجموعه فیلم، اوایل سال آینده میلادی روی پرده سینماها میرود. «قصه اسباببازی3» را لی اونکریچ کارگردانی کرده و نه جان لستر . خالق اصلی آن اونکریچ کسی است که کارگردان مشترک انیمیشنهای «پیدا کردن نیمو» و «قصه اسباببازی 2» بوده است.
در جدیدترین قسمت مجموعه فیلم «قصه اسباببازی» کاراکتر اندی (پسر کوچکی که صاحب اسباببازیهای جورواجور است) باید به مدرسه برود و به این ترتیب وودی، باز و بقیه عروسکها، راهی یک مهدکودک میشوند و در آنجا با ماجراجوییهای هیجانانگیز تازهای روبهرو میشوند.
تام هنکس و تیم آلن، صدای خود را به 2 کاراکتر اصلی قصه یعنی وودی گاوچران و باز فضانورد قرض دادهاند. لی اونکریچ در گفتگویی به مناسبت نمایش عمومی فیلم، درباره جنبههای مختلف آن صحبت میکند.
از زمان «قصه اسباببازی 2» تا به حال شما عوامل اصلی آن با تغییرات زیادی روبهرو بودهاید؟
نکته جالب توجه این است که وقتی سومین قسمت فیلم به نمایش عمومی درمیآید، 11 سال از زمان نمایش عمومی قسمت دوم آن میگذرد. بعضی همکاران ما در همان زمان همکاری خود را با شرکت پیکسار شروع کردند ولی خیلیها هم سابقه کارشان به زمان تولید قسمت اول فیلم (و حتی قبل از آن) برمیگردد. اتفاقات خیلی زیادی برای ما افتاده و در عین حال، دنیای انیمیشنسازی هم با تغییر و تحولات زیادی روبهرو بوده است. زمان ساخت قسمت قبلی، ما جوانانی کم سن و سال بودیم و در این مدت بسیاری از ما ازدواج کرده و صاحب فرزند شدیم. بچههای ما بزرگ شدند. این بچهها در مقاطع مختلف بیننده انیمیشنهای ما بودهاند و درباره ساختههای ما اظهار نظر کردهاند. به خاطر میآورم هنگام ساخت «زندگی یک حشره»، جان لستر عادت داشت بچههایش را همراه خودش به لابراتوار بیاورد. آنها همه جا وول میخوردند و میگفتند ما میخواهیم فیلم ببینیم. حالا آنها به کالج میروند. تمام این مسائل، تاثیر خود را بر تولید «قصه اسباببازی 3» گذاشتهاند.
درباره تکنولوژی قسمت سوم فیلم صحبت میکنید و این که چگونه گسترش یافت و متحول شد؟ این قسمت به صورت سهبعدی هم نمایش داده میشود که یک تغییر تازه در روحیه انیمیشنسازی کامپیوتری است و دیدگاه تازه دیگری را ارائه میکند.
میدانید شما اگر فیلمهایی را که ما طی این سالها ساختهایم نگاه کنید، متوجه این نکته خواهید شد که فیلم به فیلم تلاش ما این بوده است که آنها زیبا و زیباتر به نظر برسند. با گذشت زمان، آنها در عین حال پیچیدهتر هم شدهاند و فقط جنبه سرگرمکننده نداشتهاند. در اینجا فقط بحث تکنولوژی مطرح نیست، بلکه از دیدگاه هنرمندانهای صحبت میکنم که در بین همکاران ما در هر دو کمپانی والتدیزنی و شرکت پیکساز وجود دارد. به این ترتیب، وقتی ما پشت میز کار مینشینیم تا کار تولید «قصه اسباببازی 3» را شروع کنیم، میدانیم توانایی آن را داریم که یک دنیای واقعا غنی و زیبا خلق کنیم. علتش این است که قبل از این ما انیمیشنهایی مثل «راتاتویی» و «وال ای» را ساختهایم. تصمیم ما هنگام شروع کار روی «قصه اسباببازی 3» این بود که خودمان هم میخواستیم بدانیم این فیلمی که میسازیم چقدر متفاوت از بقیه به نظر خواهد رسید؟ در حال حاضر ما هم تکنولوژی لازم و دیدگاههای خلاقه زیادی داریم که میتوانیم به کمک آنها، فیلم بهتری خلق کنیم و این سوال برایمان مطرح بود که آیا واقعا میتوانیم و میخواهیم این کار را انجام دهیم یا خیر.
شما چه میخواستید؟
میخواستیم سومین قسمت فیلم متناسب با دو قسمت قبلی باشد و این احساس را در تماشاچی ایجاد کند که با یک قطعه واحد سر و کار دارد. در عین حال، چند گام جلوتر از دو قسمت پیشین باشد. هدف ما تکرار آن چیزهای زیبایی بود که بینندگان قبل از این دیده بودند و همزمان با آن، شاهد خلق یک سری چیزهای تازه باشند. در قسمت اول و دوم فیلم شما چیزهایی میبینید که در زمان ساخت بزرگ به نظر میرسیدند، وی حالا چیزهایی معمولی جلوه میکنند. در آن زمان ما در زمینه تکنولوژی و خلاقیتهای مربوط به آن، با محدودیت روبهرو بودیم، اما حالا همه چیز تغییر و پیشرفت کرده و خیلی بهتر شده است. خود ما هم هیجانزده هستیم. احساس شخصی خود من این است که همه ما کار خیلی بزرگی انجام دادهایم که ضمن همراهی سومین قسمت با دو قسمت قبلی، چیزهای تازهای را هم در دل خود دارد.
به این ترتیب، 3 قسمت انیمیشن، رابطهای ارگانیک با یکدیگر دارند؟
حس یکی بودن را به دست میدهد. این دنیایی که ما خلق کردهایم، در یک مسیر مشخص گام برمیدارد؛ ولی هر قسمت که جلوتر میرویم غنیتر و زیباتر میشود.
آیا تماشاگران فیلم از این نکته که چگونه وودی و باز میخواهند از یکدیگر پیشی بگیرند و با هم رقابت میکنند، سورپرایز خواهند شد؟
امیدوارم این اتفاق بیفتد. امیدم این است که آنها از تمام چیزهایی که در فیلم وجود دارد، سورپرایز بشوند. منظورم این است که وودی و باز کاراکترهایی هستند که سالهاست تماشاگران، آنها را میشناسند. ما هم سالهاست داریم روی آنها کار میکنیم. 15 سال است ما داریم در کنار آنها زندگی میکنیم و به آنها جان دادهایم. وضعیت طوری است که انگار همدیگر را خیلی خوب میشناسیم. به همین دلیل، خیلی بانمک و جذاب است که آنها را در وضعیت و شرایطی قرار دهیم که خودمان هم ضرورتا نمیدانیم در آن، چه واکنشی از خودشان نشان خواهند داد. آیا آنها در این موقعیت تازه، واکنش متفاوتی ابراز خواهند کرد؟ هر چیزی ممکن است اتفاق بیفتد و هر بینندهای میتواند پیش خودش فکر کند که آنها چه واکنشی را پی خواهند گرفت. نوع برخورد تماشاچی با واکنشهای آنها متفاوت خواهد بود. حالا حساب آن را بکنید که این کاراکترها با یک سری تضاد و ماجراجویی روبهرو میشوند. نتیجه چه خواهد شد؟
اما سوال این است که آنها چه خواهند کرد؟ شما قبل از این کاراکترهای اصلی قصه را به 2 ماجراجویی متفاوت فرستادهاید و حالا در قسمت سوم، یک قصه کاملا جدید دارید، ولی حتما فکر قصه 2 قسمت قبلی و حفظ یکدستی کلی مجموعه فیلم را کردهاید؟ وقتی قسمت سوم را میساختید، حتما به خودتان گفتهاید، چگونه میتوانیم فیلمی بسازیم که به خوبی 2 قسمت قبلی باشد؟
خب، به صورت طبیعی آخرین کاری که میخواستیم انجام دهیم، این بود که فیلمی درباره کاراکترهایی بسازیم که همه آنها را میشناختند و حالا میخواستند وارد یک ماجراجویی تازه شوند. ضمن حفظ حال و هوای کلی کار، قصد ارائه برخی تغییرات تازه را داشتیم. شانسی که آوردیم این بود که از زمان اکران عمومی قسمت دوم، 11 سال میگذشت. نمیخواستیم خیلی سریع یک فیلم جدید را سرهمبندی کنیم و پولی کلان به جیب بزنیم. تولید قسمت سوم را زمانی شروع کردیم که واقعا همگی این احساس را داشتیم که یک قصه خوب پیدا کردهایم. هدف اصلیمان این بود تا جای ممکن یک قصه غنی، پراحساس و تاثیرگذار داشته باشیم. به همین دلیل وقتی دیدیم میتوانیم این موضوع را داشته باشیم که حالا کاراکتر اندی بزرگتر شده است و باید راهی مدرسه شود، میتوان خط اصلی یک قصه جذاب را مطرح کرد. حالا قصه ما میتوانست به محیطهای کشف نشده جدیدی سفر کند و کاراکترها و تماشاچی خود را به تماشای یک فضای جدید ببرد. ما هم همین راه را پیش گرفتیم و به جلو رفتیم.
به این ترتیب، در قصه قسمت جدید تمرکز اصلی روی 3 شخصیت اصلی ماجرا (اندی، وودی و باز) است، با اینکه کاراکترهای تازه هم نقش مهمی در ماجراها دارند، به قصه اضافه شدهاند؟
در قصه قسمت سوم تعداد زیادی کاراکترهای جدید داریم. هنوز خیلی از آنها را در سطح عمومی معرفی نکردهایم. کن یکی از این شخصیتهای جدید است که نقش مهمی در قصه و ماجراها دارد. در عین حال، تمام کاراکترهای قبلی قصه دوباره برمیگردند. چند کاراکتر هم از قصه انیمیشنهای دیگر قرض گرفتهایم در کل فکر میکنم، تلفیق خوب و جالبی از کار درآمده است. ضمنا این نکته را هم اضافه کنم که در بین تمام انیمیشنهایی که شرکت پیکسار تاکنون ساخته، «قصه اسباببازی 3» بیشترین و متنوعترین کاراکترهای کارتونی را دارد.
جلب همکاری بازیگرانی که صدای خود را به کاراکترهای فیلم قرض داده بودند و برگرداندن آنها برای سومین قسمت فیلم، چالش سخت و بزرگی بود؟
اصلا، در تمام این سالها روابط صمیمانهای با همه آنها داشتهایم. هر بار که یکدیگر را میدیدیم، میپرسند چه زمانی کار روی قسمت جدید را شروع میکنیم. همه آنها از تیم آلن و تام هنکس گرفته تا بقیه میخواستند که باز هم با این پروژه همکاری کنند. زمانی هم که کار شروع شد، همگیشان هیجانزده بودند.
چه مضامینی را در قسمت سوم تجربه خواهیم کرد؟
این محدودهای است که نمیتوانم خیلی زیاد دربارهاش صحبت کنم. بهتر است خود تماشاگران به صورت مستقیم با آنها رودررو شوند. این بار کمی قصه را تغییر و گسترش دادهایم. جوری قصه را پیش میبریم که مردم هیجان زده شوند.
خب، برایمان درباره این کاراکتر جدید یعنی کن بیشتر صحبت کنید و این که چقدر سعی کردید او را به صورت موجودی با نمک به تصویر بکشید؟
او کمی مهیب و ترسناک است. وقتی تصمیم گرفتیم کن را در فیلم داشته باشیم، من یک دید ویژه نسبت به او داشتم. به صورت طبیعی او شکل و شمایل خاصی دارد. چهرهاش خیلی شبیه آدمهای اواخر دهه 80 میلادی است. از همان ابتدای خلق این کاراکتر میدانستم مایکل کیتن (سوپرمن دهه 90 سینما) باید به جای او صحبت کند.
از نظر تکنولوژی، صحنهآراییها را چگونه انجام دادید؟
ما از طرحها و طراحیهای خیلی زیادی استفاده کردیم. البته در این ارتباط ما مشکل زیادی نداشتیم. دلیلش هم این است که ما یک سری طراحیهای فوقالعاده داشتیم که از دو قسمت قبلی برایمان باقی مانده بود، ولی نمیتوانستیم به آنها اکتفا کنیم. به یک سری طراحی جدید هم نیاز داشتیم. زندگی اندی یک تغییر کلی کرد و او هفت، هشت سال بزرگتر شده است.
کمپانی والت دیزنی گفته همزمان با نمایش عمومی قسمت سوم فیلم، دو قسمت قبلی آن را هم دوباره اکران عمومی میکند. درست است؟
بله. اوایل اکتبر دو قسمت اول و دوم به نمایش عمومی درمیآید. از آنجا که سالها از اکران عمومی این فیلمها گذشته، شاید خیلیها جزئیات این مجموعه انیمیشن را از یاد برده باشند. نمایش عمومی دوباره این فیلمها، کمک میکند تا همه چیز دوباره به یاد تماشاگران بیاید و با دید روشنتری به تماشای سومین قسمت بنشینند.
آیا این فیلمها در مقایسه با انیمیشنهایی که به نمایش درآمدند، در نمایش دوباره، تغییری کردهاند؟
خیر. فقط قرار است آنها نمایش دوبارهای داشته باشند و هیچ تفاوتی با نسخههایی که در سالهای 1995 و 1999 نمایش داده شد، نخواهند داشت. ما هیچ کار تازهای روی دو قسمت قبلی فیلم انجام ندادهایم و آنها نسبت به نسخههای اولیه خود تغییری نکردهاند. تنها تغییر این است که این بار به صورت سهبعدی به نمایش درمیآیند.
چرا نسخههای سهبعدی دو قسمت قبلی این فیلمها؟
یکی از دلایلش این است که ما قادر به انجام این کار بودیم و آن را انجام دادیم. در طول این چند سال، دوستداران و طرفداران فیلمهای سهبعدی خیلی زیاد شده است. از راه رسیدن فناوری دیجیتالی در چند سال اخیر، کمک زیادی به موفقیت سینمای سهبعدی کرده است. این فیلمها، تاثیر بیشتری روی بیننده خود میگذارند. همه کسانی که در شرکت پیکسار کار میکنند، دوستدار فیلمهای سهبعدی بودهاند. همه ما احساس میکردیم باید این فیلمها را به صورت سهبعدی روی پرده سینماها بفرستیم.
مترجم : کیکاووس زیاری
منبع: آسوشیتدپرس
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: