مکث

چشم مورچه صنایع دستی ایران

شاید وقت آن رسیده تا با خودمان کمی‌بیشتر رو راست باشیم؟ چند سال پیشتر که سازمان صنایع دستی را به زور دگنک چسباندند به سازمانی که تازه شده بود میراث فرهنگی و البته گردشگری، کمتر کسی باور می‌کرد که تمامی ‌مشکلات این بخش، حل شود؛ مشکلاتی که در 2 بخش تولید و بازار سال‌هاست که گریبان مظلوم مرحوم صنایع دستی ایرانی را گرفته است. هزاران بار گفتیم و گفتند که اصلاح با اصطلاح همراه نمی‌شود، اما گویا صنایع دستی ایرانی درگیر همین چند کلمه است که در بالا ذکرشان رفت. تنها اصطلاحاتی برای اصلاح مشکلات این بخش.
کد خبر: ۲۷۷۳۴۹

برای مثال تولید صنایع دستی در ایران نیازمند مواد خام و البته نیروی کار است. حال آن‌که اکنون برای رونق صنایع دستی نیروی کار نداریم یا مواد. چطور سال‌های سال‌ قالی‌بافان و منبت کاران و چندین و چند حوزه دیگر صنایع دستی بدون متولی دولتی، مواد خود را تهیه می‌کردند که شدند گل سر سبد هنرهای سنتی جهان، حال یکباره مواد تمام شد؟ از نگاهی شاید باید گفت بله، مواد ندارند، زیرا سفال‌های گلپورکان برای پخته شدن نیاز به گازوئیل دارند که بهشان نمی‌دهند و البته قالی‌بافان نخ و پود که انگار شده است چشم مورچه که هیچ‌کس نمی‌بیند. اصلا این روزها مگر هزار هزار فارغ‌التحصیل رشته صنایع دستی البته با گرایش بیکاری از در خروجی دانشگاه‌ها به بیرون نمی‌آیند که سینه‌مان را سپر می‌کنیم که چه... ما نیروی کار نداریم. نیروی کار داریم اما بازار کار کجاست. بازار کار داخل را هم که باید به یمن قدوم مبارک صنایع دستی و غیردستی چینی ها بوسید و گذاشت کنار . خارج را هم که اصلا حرفش را نزن. زیرا ماجرای عبید به میان می‌آید و آن وقتی که روی یک برگه نوشت: من دانم و تو دانی که یک فلوس ندارد عبید زاکانی. نگاه کنید همین سازمان میراث فرهنگی و گردشگری که از چند سال گذشته، صنایع دستی را هم سنجاق کردند گوشه لباسش تا انگار وصله‌ای ناجور به چشم بیاید چقدر سمینار و همایش گذاشته است تا در مورد مهجور بودن صنایع دستی ایرانی تحقیق و تفحص کند.

شاید اما نکته‌ای که در همه این سمینارهای پر طمطراق برای این بینوا موجود ایرانی (صنایع دستی را می‌گویم) به آن پرداخته نشد، همین باشد که چرا از وقتی که این سازمان به سازمان میراث فرهنگی و گردشگری افزوده گشته، سایه مدیریتی مرتبط با حوزه صنایع دستی و البته آشنا با دردهای آدم‌های دردمند این حوزه بر سر این حوزه نیفتاد. همه مدیرانی بودند که قرار بوده باشند؛ به همین سادگی. مگر این حوزه تخصص نمی‌خواهد که در چند سال گذشته تمامی‌ مدیران بی‌هیچ سنخیتی با صنایع دستی به این سازمان آمده‌اند.شاید نگاهی به کارنامه کاری مدیران صنایع دستی در چند سال گذشته که البته زیاد هم بوده‌اند، تمامی ‌حرف‌های این سطور را یکجا بزند. راستی مشاوره دادن به شهردار فلان شهرداری تهران یا ته‌ته‌اش مدیر روابط عمومی‌ یک سازمان بودن می‌تواند دلیلی باشد جهت انتخاب ایشان برای تکیه زدن به جایگاه تخصصی صنایع دستی که بیمار است و نگاه متخصص می‌خواهد تا درمان شود. من که فکر نمی‌کنم.

مهدی نورعلیشاهی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها