در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در فرهنگ لغات، برای بحران تعابیری مختلف اما با درونمایهای مشترک آمده است. در یکی از آنها این واژه بیانگر جلوهای از آشفتگی در داخل سیستم است بهگونهای که گستردگی و عمقش به اندازهای بوده که نظم بخشیدن دوباره به آن از طریق خارج از سیستم امکانپذیر خواهد بود. مرض و علائم ناگهانی و ظاهری یا عدم توازن درآمد و خرج نیز از دیگر تعاریفی است که برای بحران آمده است.
در این چارچوب، دهخدا بحران سیاسی را اینگونه تعریف میکند: «بحران حالتی است که در نتیجه آن توازن نظام اجتماعی دگرگون شود و دولتها و نظام اجتماعی ناچار به سقوط یا ترمیم و تعویض گردند.»
رسانه و ارتباط دادن آن با بحران از آن رو میتواند برای جامعه ما اهمیت بیشتری داشته باشد که کشورمان در پس از پیروزی انقلاب اسلامی همواره با انواع و اشکال متفاوتتری از اینگونه بحرانها روبهرو بوده است.
به عنوان مثال، قرار داشتن ایران روی گسل زلزله و ویرانیهایی که به همین علت در خطه گیلان یا بم نظارهگرش بودیم نمونههایی از بحرانهای طبیعی قلمداد میشوند. یا درگیریهای نیروهای وابسته و ضدانقلاب در سالهای آغازین استقرار نظام جمهوری اسلامی و مهمتر دوران جنگ 8 ساله را باید نمادهایی از بحرانهای سیاسی تلقی کرد.
بحران رسانهای، پس از وقوع چنین بحرانهایی است که صورت میگیرد. با الهام از تعریفهایی که از بحران مطرح گردید، بحران رسانهای را میتوان حالتی دانست که در نتیجه آن توازن برنامههای رسانه دگرگون میشوند و متصدیان امور رسانه به تناسب حالت به وجود آمده، ناچار به ترمیم یا تعویض برنامههایی از پیش تعیینشده میگردند. نکتهای که نباید فراموش کنیم آن است که در این میان، حل یا تلطیف بحران، بیش از آن که به اصول و ضوابط و توانمندیهای رسانه بستگی داشته باشد به دهها عوامل دیگر سیاسی، اقتصادی، نظامی و مانند آنها ارتباط دارد. در صورتی که آن عوامل هماهنگ عمل نکنند، آن هدف نیز محقق نخواهد گردید. از سویی دیگر مشاهده میکنیم به هنگام وقوع بحران، تمامی سازمانها در سطوح بینالمللی، منطقهای، دولتی و غیردولتی برای ایفای نقش مطلوبتر، خود را محتاج بهرهگیری از ظرفیتهای رسانهها میدانند. اگر پذیرفته باشیم وسایل ارتباطجمعی دارای تاثیراتی هستند، بیشک این اثرگذاری در مواقعی که جامعه به وضعیتی بحرانی دچار میشود، پرجلوهتر خواهد بود.
واکاوی آن که رادیو و تلویزیون کشورمان، در رویارویی با بحرانهایی که تاکنون با آنها مواجه شده، چه شیوههایی را اتخاذ کرده و در این ارتباط تا چه اندازه موفق بوده است، مجال بیشتری را میطلبد. در این میان گذری به عملکرد رادیو و تلویزیون در برخورد با بحرانهای سه دهه گذشته، مبین آن است که تا هنگامی که هماهنگی بین مسوولان و سازمانهایی که درگیر بحران بودهاند، وجود داشته است این دو رسانه توانستهاند در کمتر کردن پیامدهای منفی و هزینههای بحران، موثر واقع گردند.
پیرامون بحرانهای سیاسی نیز به موازات آن که شکاف بین دولت و ملت کمتر بوده، صدا و سیما امکان تاثیرگذاری مثبت بیشتری را داشته است.
بحث درباره آن که چگونه میتوان جلوی بحران را گرفت، نیست زیرا بحران واقعیتی است که همیشه در همه کشورهای توسعهیافته یا عقبمانده وجود داشته و خواهد داشت، بلکه آنچه باید مطمح نظر قرار گیرد برخورد رسانه با بحران است.
از مهمترین بحرانها، بحران سیاسی است. جمهوری اسلامی ایران از آغاز حاکمیت خویش به علت مواضع و سیاستهای مستقلی که در عرصههای گوناگون داخلی و خارجی داشته، به تناوب و به صورتی مستمر با چنین بحرانها و به تعبیری واقعگرایانهتر بحرانسازیهایی از سوی قدرتمندان جهانی و حکومتهای وابسته به آنها روبهرو بوده است. در کنار آن باید به واقعیت و رخدادهای دیگری در داخل کشور توجه داشت. به عنوان مثال، وجود اختلاف نظرات سیاسی بین جریان، احزاب یا نخبگان از یک نگاه اگرچه مطلوب و تعالیبخش است اما از طرفی دیگر اگر این تفاوتها به تضاد و تناقضهای عمیق بدل گردند به وجود آورنده بحران خواهند شد.
این فضا به همراه فعالیتهای گستردهای که رسانههای بحرانساز بینالمللی در جهان دارند و غالبا انقلاب اسلامی و اهداف و آرمانهای اصیل و رهاییبخش آن را هدف گرفتهاند، ایجاب میکند رسانههای کشورمان همواره در حال آمادهباش برای مقابله با اینگونه بحرانها باشند.
در این حیطه، با شکلگیری بحران اصلیترین نکتهای که اهمیت مییابد مدیریت بحران در رسانه خواهد بود. هنگامی که شیوههایی نظیر تهدیدهای لفظی، مقابله فیزیکی و تطمیع راه به جایی نمیبرند در آن صورت توضیح و تشریح مسائل مبهم و اقناع عقلانی عوامل بحرانساز روزنه امیدبخشی خواهد بود تا از شعلهورتر شدن آن بکاهد. در این موقعیت است که رادیو و تلویزیون اهمیت بیشتری مییابند و به کارگیری صادقانه این روش به آنها جایگاه اعتمادبرانگیز و اثربخشی خواهد داد.
به نظر میآید در ارتباط با مدیریت بحران در رسانه، به مرحله پیش، در طول و پس از وقوع بحران باید توجه داشت. در پیش از بحران، آموزش، محوریترین اصل در برنامهسازیها خواهد بود.
رسانهها در این مرحله میتوانند به ارائه اطلاعات گوناگون و آموزش در مورد هر کدام از بحرانها، دانش آنها را درباره ماهیت و پیامدهای احتمالی بحران و چگونگی مقابله با آن بالا ببرند. مسائلی که در این مرحله باید بیشتر به آنها پرداخته شود، مضامینی نظیر شناسایی بحران و وضعیت آن، ایجاد آمادگی در سازمانهای مسوول و چگونگی راههای مقابله با بحران خواهد بود یا نحوه کمک به آسیبدیدگان احتمالی.
به هنگام مواجهه با بحران و یا پس از آن نیز رسانه وظایف و مسوولیتهای مشخص و سنگینی را بر عهده دارد که انجام و پرداخت خلاقه، غنی و به روز آنها به همبستگی بیشتر مردم و کمتر شدن آلام و مشکلات آنها در زمان وقوع هر بحرانی مدد خواهد رساند.
بحرانها از نظر عوارض و آثاری که دارند، دارای موقعیتهای متفاوتیاند. واقعیت آن است که از میان آنها، بحران هویت اساسیترین و عمیقترین بحرانی است که اگر در آن قرار گیریم، جامعه را با تضاد و تناقض و آسیبهای غیرقابل جبرانی روبهرو خواهد کرد.
کشورمان در چنین مرحلهای قرار ندارد، لیکن گسترش و تنوع رسانهها و قرار گرفتن ذهن و احساس کودکان، نوجوانان و جوانان در مسیر تندبادهای فرهنگهای بیگانه و غریب، آنان را در معرض خطراتی قرار داده و میدهد که در صورت بیتوجهی به آنها، بحران هویت را هم در آیندهای نهچندان دور تجربه خواهیم کرد.
صداوسیما با همه جهد و کوششهایی که برای استحکام و غنای هویت ایرانی اسلامی دارد، در این زمینه همچنان نیازمند خلاقیت بیشتر و همیاری و همگامی تمامی سازمانها و مراکز هنری و فرهنگی دیگر و همراهی گسترده و عمیقتر نخبگان در همه عرصههای فرهنگی و هنری با دیدگاههای گوناگون و متفاوت است.
محمدرضا کریمی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: