در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در یکسوم از خانههای آمریکا، این حیوان خانگی به عنوان یکی از اعضای خانواده زندگی میکند و در سراسر دنیا نیز 600 میلیون قلاده گربه خانگی در میان مردم زندگی میکنند. گرچه این حیوان برای مردم سراسر جهان تقریبا موجودی شناخته شده به حساب میآید؛ اما درک روشن و قطعی از موطن اصلی آن وجود ندارد. از سوی دیگر در حالی که سایر حیوانات وحشی به واسطه گوشت، شیر، پشم یا توان کاری که از آن برخوردار بودهاند، در گذر سالیان طولانی به حیوانات اهلی تبدیل شدهاند؛ اما برای گربه هیچ یک از این مشخصهها دیده نمیشود تا بشر برای رام کردن آن تلاشی از خود به خرج دهد. پس چگونه است که این حیوان به عنوان محبوبترین حیوان خانگی در میلیونها خانه در سراسر جهان به عنوان عضو غیرقابل اغماض خانواده در نظر گرفته میشود؟
عقیده بر این است که مصریان باستان، نخستین گروهی از انسانها بودهاند که گربهها را به عنوان حیوانات خانگی نگهداری میکردهاند؛ فرآیندی که به حدود 3600 سال پیش بازمیگردد. با این حال کشفیات صورت گرفته در عرصه دانش ژنتیک و باستانشناسی در 5 سال گذشته گویای آن هستند که باید تجدیدنظرهایی در این سناریو صورت گیرد. براساس این یافتههای جدید، ضروری است تا نگرش تازهای به گربههای خانگی و چگونگی تکامل روابطشان با انسانها معطوف شود.
موطن گربههای خانگی کجاست؟
پاسخ به این پرسش کلیدی که نخستین بار، سر و کله گربههای خانگی از کجا پیدا شد؟ چالشهای متعددی را برای دانشمندان ایجاد کرده است. اگرچه محققان زیادی به این نتیجه رسیدهاند که تمامی گونههای متنوع گربهها از یک گونه واحد به نامFelis silvestris که گربهای وحشی بوده است، مشتق شدهاند؛ اما هیچ نظر قطعی در این خصوص وجود ندارد. از آن گذشته اینگونه از گربهها صرفا به مختصات جغرافیایی خاصی از جهان محدود نبودهاند. در گذشته نیز دانشمندان، هیچ ابزار مطمئنی برای تشخیص دقیق این نکته نداشتهاند که کدام گونه از جمعیت گربههای وحشی به گربههایی تبدیل شدهاند که امروزه از آنها به عنوان گربههای اهلی و خانگی یاد میشود. در عین حال و به عنوان جایگزینی برای تئوری مربوط به زندگی مصریان باستان با گربههای خانگی، برخی محققان این پیشنهاد را مطرح کرده بودند که اهلی شدن گربهها در نقاط مختلفی از دنیا روی داده است که در نتیجه، هریک از این اهلیسازیها به تکثیر نژاد متفاوتی از گربهها منجر شده است. مسالهای که بر پیچیدگی این وضعیت افزوده است، مشکلاتی است که در تفکیک برخی از اعضای گروههای مختلف گربههای وحشی از یکدیگر ایجاد میشود. محققان بر این باورند که جداسازی و تفکیک دقیق گربههای وحشی خالدار از یکدیگر، کار بسیار دشواری است؛ زیرا پوشش تمامی آنها از الگوهای مشابه راهراهی برخوردارند که در کنار پیوند خوردن نژادهای گوناگون با هم، بیش از پیش بر مبهم بودن مرز جمعیتی گربهها افزوده است.
در سال 2000، محققی به نام دریسکول، تلاش جالب توجهی را برای ارائه پاسخ مناسبی به این ابهامات آغاز کرد. برای این منظور، وی نمونههای DNA متعلق به 979 گربه وحشی و گربه خانگی مربوط به جنوب آفریقا، آذربایجان، قزاقستان، مغولستان و خاورمیانه را مورد بررسی و تطابق قرار داد. از آنجا که گربههای وحشی نوعا از منطقه واحدی به منظور حفظ حیات خود حفاظت میکنند، این محقق به این نتیجه رسید که ترکیب ژنتیکی گروههای گربههای وحشی در مناطق جغرافیایی مختلف تغییر میکند؛ اما همچون فرآیندی که در سایر گونه گربهها روی میدهد، این ترکیب در گذر زمان پایدار باقی میماند. در صورتی که گروههای بومی منطقهای این حیوانات براساس رشتههایDNA ، از یکدیگر قابل تشخیص باشند و اگرDNA گربههای اهلی شده، شباهت بیشتری بهDNA جمعیت گربههای وحشی داشته باشد، آنگاه میتوان این انتظار را داشت که دریسکول به مدرک روشنی برای روشن ساختن این معما دست یابد؛ معمایی که موطن اصلی گربههای خانگی را روشن میکند.
گروهی از محققان در تجزیه و تحلیلهای ژنتیکی که در سال 2007 منتشر کردند، از تمرکز خود روی دو نوعDNA خبر دادند که پیش از آن زیستشناسان مولکولی به صورت سنتی از آن برای تمیز دادن زیرگروههای گونههای مختلف پستانداران استفاده میکردند. DNA میتوکندری که منحصرا از مادر به ارث برده میشود و همچنین توالی کوتاه و تکراریDNA هستهای میکروقمرها. (microsatellites) محققان با استفاده از رایانههای آزمایشگاهی موفق به تشخیص نیاکان هریک از 979 گربه مورد بررسی شدند. این تشخیص تاریخی صرفا با تمرکز بر مشخصههای (امضاهای) ژنتیکی این گربهها حاصل شد.
در ادامه محققان بر آن شدند تا با نگاه دقیقتری به این حیوانات و نیاکان آنها نگاه کنند و از این رو میزان شباهتDNA هریک از این گربهها را با سایر گربهها مورد بررسی قرار داده و گربههای مشابه را در گروههای مختلفی قرار دادند. پس از آن بود که این فرضیه مطرح شد که گربههای حاضر در یک گروه در منطقه مشابهی زندگی میکنند.
نتایج به دست آمده به شکلگیری 5 خوشه یا تبار ژنتیکی درخصوص گربههای وحشی منجر شد. 4 مورد از این خوشهها با 4 زیرگونه شناخته شده از گربههای وحشی که در نقاط مشخصی زندگی میکنند، مطابقت داشتند: گونهF.silvestris silvestris در اروپا، F.s.bieti در چین، F.s.ornate در آسیای مرکزی وF.s.cafra در جنوب آفریقا. پنجمین خوشه نیز نهتنها شامل پنجمین زیرگونه گربههای وحشی یعنی F.s.lybica در خاورمیانه میشود؛ بلکه صدها گربه خانگی نمونهبرداری شده در آمریکا، انگلیس و ژاپن از جمله گربههای نژاد اصیل و پیوند نژادی را نیز شامل شده است. در حقیقت از بعد ژنتیکی، گربههای وحشی ( F.s.lybicaزیرگونه آخر) که در امارات و عربستان مورد شناسایی قرار گرفته بودند، کاملا از گربههای رام شده و خانگی غیرقابل تشخیص بودند.
محققان در ادامه این بررسیها به این نتیجه رسیدند این که گربههای خانگی قرار گرفته در گروه گربههایF.s.lybica ، در میان گربههای وحشی تنها هستند به معنای آن است که گربههای خانگی در مکان واحدی یعنی خاورمیانه ازدیاد یافتهاند و نه در سایر نقاط زمین که گربههای وحشی بوفور زندگی میکردهاند.
کشف این حقیقت که گربههای خانگی از کجا ازدیاد یافتهاند، گام اول این فرآیند به حساب میآمد. گام بعدی تشخیص دقیق زمان اهلی شدن این حیوانات بوده است. محققان علوم ژنتیک غالبا برای تخمین زمان روی دادن فرآیند تکاملی خاصی در حیوانات، به مطالعه کمیت تصادفی جهشهای ژنتیکی میپردازند که در آهنگ زمانی پیوستهای انباشته شدهاند؛ اما این ساعت مولکولی آنقدر کند حرکت میکند که برآورد میشود حدود 10 هزار سال زمان میبرد و این بازه زمانی است که اهلی شدن گربههای خانگی در آن محتمل باشد.

محققان برای دستیابی به نتایج قطعیتر در این خصوص و اطمینان خاطر حاصل کردن از فرضیات مطرح شده، به یافتههای به دست آمده در باستانشناسی نیز توجه کردند و جالب این بود که یکی از این یافتهها به نوعی چنین فرضیاتی را تایید میکرد.
در سال 2004، کشفیات جالب توجه دیگری نیز در این زمینه به ثبت رسید. ژان دنیس وین از موزه ملی تاریخ طبیعی فرانسه در پاریس از دستیابی به مدارک و شواهد بسیار تاریخی خبر داد که بر نگهداری گربهها از سوی انسانها به عنوان حیوان خانگی دلالت دارند. این کشفیات مهم پس از نمونهبرداری از چند منطقه مورد نظر در قبرس به دست آمد؛ جایی که 9500 سال پیش انسانی که جنسیت آن مشخص نشده است، به هنگام قرار گرفتن در غار باریکی، بنا به دلایل نامعلومی جان خود را از دست داده و اکنون به عنوان نمونه ارزشمندی از انسانهای دیرین در اختیار دانشمندان و دیرینهشناسان است. وسایلی که دانشمندان در کنار این اسکلت پیدا کردند، در نوع خود بسیار جالب توجه بوده است: ابزارهای سنگی، شمار قابل توجهی صدفهای دریایی و بقایای گربه 8 ماههای که همجهت با اسکلت انسان کشف شده، قرار گرفته بود.
از آنجا که گربهها موطنی در جزایر مدیترانهای ندارند، محققان به این نتیجه رسیدهاند که انسانها باید آنها را با قایق به همراه خود به این نقاط آورده باشند و در این خصوص فرضیهای مطرح شده است مبنی بر اینکه این گربه و گربههای احتمالی دیگر باید از سواحل مناطقی در مشرق زمین به این جزایر منتقل شده باشند.
با در نظر گرفتن این دو نکته یعنی انتقال گربهها به این جزیره و دفن گربه در کنار انسان، نشاندهنده این است که انسانها حدود 10 هزار سال پیش و در منطقه خاورمیانه، روابط ارادی و ویژهای با گربهها داشتهاند. نکته جالب و امیدوارکننده برای محققان این است که این منطقه سازگاری و همخوانی قابل توجهی با خاستگاه جغرافیایی دارد که پیشتر در تجزیه و تحلیلهای ژنتیکی به آن رسیده بودند. در ادامه این تحقیقات، دانشمندان به این نتیجه رسیدند که همزمان با نخستین سکنیگزینی انسانها در نقطهای که امروزه از آن به منطقه خاورمیانه یاد میشود، گربهها نیز اهلی شده بودند.
پراکندگی گربهها براساس تقسیمبندی گونهها
اگرچه محققان زیادی به این نتیجه رسیدهاند که تمامی گونههای متنوع گربهها از یک گونه واحد به نامFelis silvestris که گربهای وحشی بوده است، مشتق شدهاند؛ اما هیچ نظر قطعی در این خصوص وجود ندارد. از آن گذشته اینگونه از گربهها صرفا به مختصات جغرافیایی خاصی از جهان محدود نبودهاند. در گذشته نیز دانشمندان، هیچ ابزار مطمئنی برای تشخیص دقیق این نکته نداشتهاند که کدام گونه از جمعیت گربههای وحشی به گربههایی تبدیل شدهاند که امروزه از آنها به عنوان گربههای اهلی و خانگی یاد میشود.
در عین حال و به عنوان جایگزینی برای تئوری مربوط به زندگی مصریان باستان با گربههای خانگی، برخی محققان این پیشنهاد را مطرح کرده بودند که اهلی شدن گربهها در نقاط مختلفی از دنیا روی داده است که در نتیجه، هریک از این اهلیسازیها به تکثیر نژاد متفاوتی از گربهها منجر شده است. مسالهای که بر پیچیدگی این وضعیت افزوده است، مشکلاتی است که در تفکیک برخی از اعضای گروههای مختلف گربههای وحشی از یکدیگر ایجاد میشود. محققان بر این باورند که جداسازی و تفکیک دقیق گربههای وحشی خالدار از یکدیگر، کار بسیار دشواری است؛ زیرا پوشش تمامی آنها از الگوهای مشابه راهراهی برخوردارند که در کنار پیوند خوردن نژادهای گوناگون با هم، بیش از پیش بر مبهم بودن مرز جمعیتی گربهها افزوده است.
تکاملی که همچنان ادامه دارد
دانشمندان بر این باورند که فرآیند تکاملی گربههای خانگی متوقف نشده است. پرورشدهندگان امروزی گربههای خانگی که به دانش تلقیح مصنوعی و فناوری لقاحvitro fertilization مجهز هستند، ژنتیک این حیوان را به محدوده ناشناختهای سوق میدهند تا در نهایت بتوانند گونههای جدیدی از گربههای خانگی را ارائه کنند. به عنوان مثال گربه بنگال وCaracat به ترتیب نتیجه استفاده از همین فناوری و ترکیب نژادی گربه خانگی با پلنگ، گربه وحشی آسیایی و گونهای از گربههای صحرایی است. از این رو گفته میشود گربه خانگی در آستانه تکامل اساسی و بیسابقهای است که نتیجه آن را تنها در آینده میتوان دید.
فاطمه پورمزرعه
منبع: scientific american
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: