در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
ثمره استعدادیابی
شادی در رابطه با حضورش در رشته روئینگ میگوید: «این رشته 6 ماه بود که وارد ایران شده بود. فدراسیون قایقرانی در یک حرکت اصولی تصمیم گرفته بود که در استانها استعدادیابی کند و بچههایی را که توانایی لازم برای حضور در این رشته دارند، را کشف کند. تمرینات تیم ملی آن زمان در سد حسنلو نقده انجام میشد. نیکولا جیوگا سرمربی تیم ملی خودش روی کار استعدادیابی نظارت داشت و از بچهها تست میگرفت. من هم علاقه بسیار زیادی به این رشته داشتم و در تست جیوگا شرکت کردم و انتخاب شدم.»
قهرمانی آسیا
شادی ازجمله قهرمانانی است که مدارج ترقی را خیلی سریع طی کرده است. او 3 ماه است که در اردوی تیم ملی تمرین میکند و اصول این ورزش را زیر نظر نیکولا جیوگا میآموزد و در مسابقات آسیایی شرکت میکند و قهرمان آسیا میشود. جالب است که تلاش و پشتکار در کنار تمرین با یک مربی حرفهای میتواند در این مدت کم او را به قهرمانی آسیا برساند.
سهمیه المپیک
محسن شادی پس از قهرمانیاش در آسیا تمرینات بیشتری انجام میدهد و 7 ماه بعد از آن موفق میشود، سهمیه حضور در المپیک 2008 پکن را به دست آورد. یک سال بعد از آن در مسابقات قهرمانی زیر 23 سال جهان مقام دوم را به دست میآورد و در بزرگسالان به مقام پنجم دنیا میرسد و امسال هم به مقام قهرمانی جهان در رده زیر 23 سال رسیده است.
دلیل ناکامی در المپیک
شادی در المپیک پکن از بین 34 نفر شرکتکننده بیست و چهارم میشود. البته کسی هم انتظار نداشت که یک جوان کمتجربه در اولین سال حضورش در المپیک مدال بگیرد، اما دلیل ناکامی او هم شنیدنی است. شادی در این رابطه میگوید: «رشته تخصصی من روئینگ تکنفره سبکوزن است، اما در المپیک روئینگ تکنفره سنگینوزن بود. وزن قایق آنها بیشتر از قایقی است که من با آن تمرین میکنم و اصلا به آن قایق عادت نداشتم و به همین دلیل نتوانستم مدال بگیرم.»
رمز رسیدن به سکوی افتخار
شادی در طول 2 سال فعالیت حرفهای به افتخارات بزرگی رسیده است. خودش در مورد رمز رسیدن سریع به این افتخارات بزرگ میگوید: «آن روزها که تست دادیم و انتخاب شدیم در اردوی تیم ملی خوب تمرین میکردم، اما از همان روز اول مربی روی من خیلی تاثیر داشت. جیوگا خیلی به من روحیه میداد و تکنیکهای حرفهای را به من یاد میداد. من هم شبانهروز تمرین میکردم. فشار تمرینات بالا بود، اما با روحیهای که جیوگا میداد، اصلا خسته نمیشدم. به همین دلیل پیشرفت خوبی داشتم. بعد از این که با 3 ماه تمرین توانستم قهرمان آسیا شوم، روحیهام خیلی بیشتر شد و تمریناتم را زیاد کردم تا به اینجا رسیدم.»
مشکلات زندگی حرفهای
زندگی ورزشکاران حرفهای، سختیهای خاص خودش را دارد و زندگی شادی هم خالی از این مشکلات نیست؛ «من 2 سال و 3 ماه است که عضو تیم ملی هستم، اما 3 ماه هم در این مدت کنار خانوادهام نبودهام. اردوهای ما به هم پیوسته و پرفشار است و مرخصیهای ما خیلی کوتاه است. به همین دلیل زیاد نمیتوانم خانوادهام را ببینم. البته سختیهای تمرین هم هست. ما مدام در حال تمرینات سخت هستیم تا بتوانیم در بهترین سطح آمادگی قرار بگیریم.»
فکرش را نمیکردم
وقتی از او میپرسم 3 سال قبل فکر میکردی که در این مدت کوتاه به این افتخارات برسی، میگوید: «شهرستان ما در رشته قایقرانی فعالیت ندارد و فقط در استان هیات قایقرانی هست اصلا فکر نمیکردم که روزی در این رشته قهرمان جهان شوم. از بچگی ورزش میکردم، اما با توجه به امکانات خیلی کمی که در شهر ما هست، اصلا فکر نمیکردم به این سطح برسم و حضور در المپیک و قهرمانی جهان را تجربه کنم.»
کشتی و فوتبال
او در رشتههای ورزشی دیگر هم فعالیت کرده و بعد گذرش به قایقرانی افتاده: «بچه که بودم کشتیگیر بودم و به این رشته علاقه داشتم، اما بزرگتر که شدم فوتبال بازی میکردم، اما هیچ وقت دوست نداشتم فوتبالیست بزرگی بشوم، چون علاقهای به فوتبال نداشتم و فقط میخواستم ورزش کنم به همین دلیل با دوستانم فوتبال بازی میکردم. در کنار آن هر روز میدویدم و صبحها به کوه میرفتم تا از نظر قوای جسمانی در شرایط خوبی باشم.»
پول نیست
از او سوال میکنیم در رشته روئینگ پول هست؟ میگوید: «نه، در رشتهای که ما کار میکنیم پول زیاد نیست و ما یکهشتم فوتبالیستهای درجه 2 هم پول نمیگیریم. من این همه مقام آوردم، اما فقط 10 میلیون تومان فدراسیون قایقرانی به من داد. من 2 سال زندگیام را گذاشتم و طلای جهان را آوردم، اما فقط 10 میلیون پول گرفتهام. البته ناراحت نیستم و باز هم دنبال فوتبال نمیرفتم چون اگر دنبال این کار میرفتم، انگار دنبال تجارت رفته بودم. من عاشق روئینگ هستم اما به فکر آینده هم هستم و انشاءالله جبران میشود. ما تلاش میکنیم که مقام بگیریم، انشاءالله پول هم میآید.»
وضعیت تحصیلی
اما بخوانید از وضعیت تحصیلی این قهرمان جوان؛ «من دانشآموز متوسطی بودم. نه زیاد زرنگ بودم و نه تنبل بلکه متوسط بودم. ابتدایی و راهنمایی درسم بد نبود اما در دوره دبیرستان تجدید میآوردم چون با دوستانم زیاد میگشتم و تفریح میکردم. البته بعضی از درسهایی که سخت بود را تجدید میشدم. خانوادهام زیاد فشار میآوردند ولی چارهای نبود و درسها سخت بود اما همیشه درسم را میخواندم و جبران میکردم.»
دعای پدر و مادر
شادی در مورد پدر و مادرش میگوید: «ما هر چه داریم از دعای خیر پدر و مادر است. وقتی قهرمان جهان شدم، همان لحظه پدر و مادرم فهمیده بودند و خیلی خوشحال شده بودم. پدر و مادرم خیلی برایم دعا میکنند و میدانم اگر موفقیتی به دست میآورم، به خاطر دعای خیر آنها است. امیدوارم تمام جوانان ایرانی دعای خیر پدر و مادرشان را به همراه داشته باشند تا در تمام زمینهها موفق باشند.»
سقف آرزوها
هر ورزشکاری سقف آرزویی دارد. «سقف آرزوهای من کسب طلای المپیک است. انشاءالله در المپیک لندن مدال میگیرم. تلاش میکنم تا به مدال المپیک در لندن برسم. هر چند خیلی سخت است اما با تلاش زیاد و تمرکز بالا به این هدف میتوانم برسم. هر ورزشکاری آرزو دارد که روزی در المپیک مدال بگیرد و من هم تمام تلاشم را میکنم تا به این آرزوی بزرگ برسم.»
در آسیا خوب هستیم
شادی در مورد سطح قایقرانی ایران میگوید: «در آسیا خوب هستیم و مقام دومی و سومی آسیا را داریم اما میتوانیم بهتر شویم. با برنامهریزی آقای دنیامالی رئیس فدراسیون و طرح 20 سالهای که ایشان دارد، میتوانیم در آسیا بهترین شویم. جوانان ایرانی با تلاش و غیرتی که دارند، به هر چیزی که بخواهند میتوانند برسند.»
پدرم کشتیگیر بود
نظر شادی در مورد خانواده: «پدرم کشتیگیر بود، عموهایم و پسر عموهایم کشتی میگیرند. من هم از بچگی کشتی میگرفتم و پدرم مرا تشویق میکرد اما ادامه ندادم. حتی فوتبال را هم ادامه ندادم چون علاقه نداشتم ولی به روئینگ علاقه زیادی دارم و به همین سبب تلاش کردم تا در این رشته موفق شدم. نمیدانم اگر کشتی گیر یا فوتبالیست میشدم هم، همینقدر موفق میشدم یا نه، اما از این که روئینگ را دنبال کردم خوشحال هستم چون در این رشته به سطح خوبی رسیدم و موفق شدهام.»
معروف و محبوب هستم
نقده شهر کوچکی است و وقتی آدم در چنین شهری قهرمان جهان میشود، به سرعت معروف میشود.
«من در نقده خیلی زیاد معروف شدهام، اما مهمتر این که محبوب هم هستم. مردم وقتی مرا میبینند خیلی خوشحال میشوند و خیلی هم به من لطف دارند. مردم نقده به وجود من در این شهر افتخار میکنند. من هم خوشحال هستم که برای مردم شهرم افتخاری به دست آوردهام.»
آبگوشت بلدم
یک قایقران ممکن است آشپز خوبی هم باشد، میگویید چطور؟ بخوانید: «نیمرو بلدم درست کنم، آبگوشت هم بلدم. اتفاقا آبگوشتهای خوبی هم درست میکنم و همه تعریف میکنند. غذاهای آبپز هم بلدم درست کنم. اما زندگی حرفهای طوری است که آدم کمتر وقت میکند چنین کارهایی بکند و باید بیشتر به فکر تمرین و مسابقه باشد.»
خاطره از بچگی
خاطره شادی از دوران بچگی: «وقتی 8 یا 9 ساله بودم، با تیوپ ماشین قایق درست میکردیم و در رودخانه میگشتیم. فاصله خانه ما تا رودخانه یک کیلومتر است و وقتی از مدرسه میآمدم، مستقیم توی رودخانه بودم. از این کار لذت میبردم و با هیچی تو دنیا آن را عوض نمیکردم.»
بهترین و بدترین خاطره
بهترین خاطره شادی کسب طلای جهان در رده زیر 23 سال است اما بدترین خاطرهاش «بدترین خاطره من المپیک 2008 پکن است که نتوانستم در آن مسابقات مدال بگیرم. قبل از مسابقه مسموم شده بودم که روی کارم خیلی تاثیر داشت.»
بزرگترین آرزو
بزرگترین آرزو: «بزرگترین آرزویم این است که قهرمان المپیک بشوم. تمام تلاش و تمرکزم روی این موضوع است. دوست دارم آینده خوبی داشته باشم. انشاءالله سالم باشم تا بتوانم با تلاش زیاد، آینده خوبی بسازم.»
مهدی نوری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: