سینما در هفته‌ای که گذشت

خدا همه را عاقبت بخیر کند

هفته گذشته سعید سهیلی فیلم جدید خود به نام «ازدواج در وقت اضافه» را در تهران کلید زد. در این فیلم کمدی بازیگرانی مانند ماهایا پطروسیان، فتحعلی اویسی، مجید صالحی، علی صادقی، بهنوش بختیاری و محمود بهرامی ‌بازی می‌کنند. سال گذشته سهیلی فیلم «چارچنگولی» را در ژانر کمدی ساخت که با فروشی حدود یک میلیارد تومان خود سهیلی را به این فکر انداخت که زمانی که می‌توان با هزینه کم فیلم پرفروش ساخت چه دلیلی دارد با بودجه‌های سنگین فیلم‌هایی ساخت که کسی به دیدن آنها رغبت ندارد. مثلا زمانی که سهیلی کلی هزینه یک نهاد دولتی را صرف ساخت فیلمی‌ مانند «تارا و تب توت فرنگی» کرد چند نفر به دیدن این فیلم رفتند.
کد خبر: ۲۷۵۱۱۰

اصلا کسی یادش هست سهیلی با ساخت فیلم‌های جنگی به سینما پا گذاشت و فیلم مردی شبیه باران را براساس داستانی از اسارت رزمندگان ساخت یا اصلا کسی توجه کرد که این کارگردان برای ساخت فیلم سنگ کاغذ قیچی چقدر زحمت کشید بنابراین وقتی که در سینما جدا کردن خوب از بد کار چندان آسانی نیست پس چرا باید زحمت کشید و فیلم‌های سخت ساخت که کسی هم آنها را نمی‌بیند. اصلا کسی یادش هست که سهیلی در تمام گفتگوهایش که سال‌ها قبل انجام می‌داد می‌گفت که روایت داستان‌های جنگ و آدم‌های انقلاب مهمترین دغدغه او‌ است. اصلا چرا باید هی فلاش بک زد و دید که چه کسی در چه زمانی چی گفته. زمانه، زمانه ساخت فیلم‌های کم هزینه است که بتواند پرفروش هم شود. پس چه عیب دارد که سهیلی هم دست به کار شود و فیلمی ‌بسازد که هم مردم را بخنداند و آنها را راضی از سینما بیرون کند و هم آنقدر پول و پله به هم بزند که بتواند خودش تهیه‌کننده شود و سود فیلم‌هایش هم به جیب خودش برود. حالا دوره‌ای نیست که کسی بپرسد چه عواملی باعث می‌شوند که کارگردانانی که روزی می‌خواستند حرف‌های مهم در سینما بزنند به راهی بروند که سرانجامش ساخت فیلم‌های گیشه‌پسند است البته ساخت فیلم‌های پرفروش در اصل کار بدی نیست اما قضیه وقتی جالب می‌شود که کارگردانانی به سمت این‌گونه فیلم‌ها می‌روند که تا دو سه سال پیش حرف‌های دیگری می‌زدند . اما با همه اینها همه ما می‌دانیم که انسان موجودی است که بر اساس قانون نسبیت و شرایط کار می‌کند و می‌تواند امروزش با فردایش کاملا فرق داشته باشد.

شکایت به قاضی بردن یک بازیگر

چند سال پیش در داستانی کوتاه خواندم که یک جوان روسی یک شب خوشحال و خندان به خانه می‌آید و به پدر و مادرش می‌گوید من اکنون به جوانی کاملا معروف در کل روسیه تبدیل شده‌ام. وقتی خانواده اش از او می‌پرسند چگونه به این شهرت دست یافته است می‌گوید من امشب یک نفر را کشته‌ام و اکنون پلیس به دنبال من است و فردا برای پیدا کردن به روزنامه‌ها خبر می‌دهد و بعد از دستگیری عکسم در تمام روزنامه‌ها چاپ می‌شود. جوان روسی برای دست پیدا کردن به شهرت به نوعی خودکشی کرده بود.خلاصه این داستان آدم را به این فکر می‌اندازد که گاهی انجام کارهای غیرمتعارف می‌تواند برای یک شخص شهرت به همراه داشته باشد و نام او را در مقطعی بر سر زبان‌ها بیندازد اما گاهی فردی معروف کاری غیرمتعارف می‌کند که بازهم این روش نام او را بر سر زبان‌ها می‌اندازد اما این پرسش هم در ادامه‌اش مطرح می‌شود که چرا فلانی چنین کاری کرد؟ هفته گذشته نام «حسام نواب‌صفوی» بازیگر سینما و تلویزیون در همه خبرگزاری‌ها و سایت‌های سینمایی منعکس شد، اما این بار در کنار نام او نیامده بود که نواب‌صفوی قرار است مثلا در کدام فیلم سینمایی یا سریال تلویزیونی بازی کند بلکه در ادامه نام نواب‌صفوی آمده بود که این بازیگر، تهیه‌کننده سینما را به زندان انداخت و طلب 100 میلیون تومان غرامت کرد. این تهیه‌کننده کمال‌الدین طباطبایی بود که فیلم توفیق اجباری را تهیه کرده و سال گذشته آن را اکران کرده بود. شکایت بازیگران از تهیه‌کنندگان تنها در سینمای ‌هالیوود و بالیوود است که جای هیچ تعجبی ندارد اما در سینمایی مانند سینمای ایران که همه چیز در آن با رفاقت و پادرمیانی ریش سفیدان حل می‌شود خیلی جای تعجب دارد. نواب‌صفوی که در شکایت خود از تجربیات و راهنمایی‌های پدرش که وکیل است بهره برده شاید در ظاهر و از منظر قانونی کار درستی را انجام داده است. حسام نواب‌صفوی در زمان اکران فیلم توفیق اجباری به تهیه‌کننده وکارگردان این فیلم گفته است که در این فیلم او را مسخره کرده‌اند و بهتر است پلانهای مربوط به او از فیلم حذف شود او حتی به خانه سینما هم شکایت برده است اما انگار کسی به حرف او گوش نکرده و اعتراض او را جدی نگرفته است اما نواب‌صفوی که از این توهین و تمسخر حسابی عصبانی شده است از تهیه کننده شکایت کرده و او را به زندان انداخته است و چون حرفش سند داشته است قاضی هم حکم را به نفع او صادر کرده است. خبر شکایت نواب‌صفوی زمانی جالب شد که سینماگران نسبت به آن واکنش نشان دادند و جالب‌تر این‌که اکثر آنها روی طعنه را به سمت نواب‌صفوی گرفتند و گفتند که چرا شکایت کرده است و اگر سینماگر با سینماگران شوخی نکند پس با کی بکنند؟ اما همکاران نواب‌صفوی این نکته را در نظر نگرفتند که به اندازه ارزنی هم که شده حتی در عالم رفاقت باید حرمت آدم‌ها را حفظ کرد و بدون اجازه و یا حتی بدون اجاره نباید به‌گونه‌ای با آنها شوخی کرد که باعث مسخره کردن آنها شود. از سینماگرانی که گفته بودند از شوخی ناراحت نمی‌شوند مهناز افشار بود که نام او چند بار در فیلم توفیق اجباری برده می‌شود اما این بازیگر زمانی این شوخی را پسندیده بود که می‌دانست فیلم توفیق اجباری بر اساس زندگی محمدرضا گلزار ساخته شده است و یکی از نکات جالب زندگی گلزار شایعاتی است که پس از بازی این بازیگر همراه مهناز افشار در فیلم «آتش بس» به وجود آمد و کار را به آنجا کشاند که این دو بازیگر از شایعه‌سازان شکایت کردند. بنابراین افشار نباید از این‌که در فیلم توفیق اجباری با او شوخی شده، برنجد اما شوخی با نواب‌صفوی در فیلم توفیق اجباری خیلی گل درشت است. البته این مساله می‌توانست با پا درمیانی خانه سینما به خیر تمام شود اما انگار نواب‌صفوی وقتی از این خانه صنفی ناامید می‌شود به دادگاه عمومی ‌شکایت می‌برد (هر چند انجمن بازیگران سینما در بیانیه‌ای اعلام کرده که از تهیه‌کننده و اداره کل ارزشیابی خواسته که پلان‌های مربوط به این بازیگر را از فیلم حذف کند.) این اتفاق از منظر دیگر هم جالب بود؛ معمولا بازیگران از تهیه‌کنندگان به این دلیل شاکی هستند که چرا آنها دستمزد عوامل را به موقع نمی‌دهند اما به همین دلیل خیلی مهم هم آنها از تهیه‌کنندگان شکایت نمی‌کنند چون می‌دانند در این صورت دیگر نمی‌توانند بازیگری را ادامه دهند چون به عنوان بازیگری که اهل شکایت است بدنام می‌شوند حال باید منتظر ماند و دید با این اقدام نواب‌صفوی تهیه‌کنندگان و سینماگران با او چگونه برخورد خواهند کرد.

خانه سینما متعلق به همه سینماگران است

عاقبت خانه سینما نتواست درباره سخنانی که فرج‌الله سلحشور درباره سینمای ایران و خانه سینما می‌گوید تاب بیاورد و از سلحشور شکایت کرد. البته خانه سینما از این شکایت چیزی نگفت تا این‌که هفته گذشته سلحشور با خبرگزاری‌ها صحبت کرد و گفت که خانه سینما از او به خاطر سخنانی که درباره سینما گفته است شکایت کرده است سلحشور گفت که به نظر او خانه سینما در دست یک عده است و این خانه نماینده همه سینمای ایران نیست....

این گفته‌ها نظر سلحشور است و ما نظری درباره نظرات او نداریم و قضاوت را به قاضی می‌سپاریم . چنین یک تنه به قاضی رفتن چندان منصفانه نیست. همه می‌دانند که خانه سینما تنها نهاد صنفی است که از سینماگران حمایت می‌کند و تعداد افرادی که در خانه سینما عضو هستند آنقدر زیاد هستند که بتوانند به این خانه رسمیت بخشند. همین تعداد زیاد این ذهنیت را به وجود می‌آورد که دیگرانی که عضو این خانه نیستند به آنها و به عضویت آنها توهین نکنند و ماهیت آنها را زیر سوال نبرند. براستی مگر چند نفر در خانه سینما اهل مافیای اقتصادی هستند که برای زیر سوال بردن آنها یک نفر پیدا شود و همه را زیر سوال ببرد؟ اصلا مگر سینمای ایران آنقدر بزرگ و پیچیده است که بتواند مافیا داشته باشد، سینمای ایران با اقتصاد متزلزل به کار خود ادامه می‌دهد. بنابراین اگر مافیا هم در آن شکل گرفته باشد که همین پیکر نیمه‌جان هم نمی‌تواند ادامه مسیر بدهد. شاید در این‌گونه مواقع بد نباشد که منتقدان دوآتشه سینما و خانه سینما برای ساعتی هم که شده خود را به جای مدیران خانه سینما بگذارند مسلما در چنین شرایطی منتقدانی پیدا خواهند کرد چون هیچ‌وقت سنگ آسیاب آنچنان که همه می‌خواهند نمی‌چرخد بنابراین همیشه و در همه شرایط صدای برخی بلند می‌شود که آی به دادمان برسید که حقمان پایمال شد.

تا چند سال پیش سینماگران بیمه نداشتند، آنها می‌دانستند که اگر بیمار شوند هیچ نهاد بیمه‌گذاری از آنها حمایت نمی‌کند و نباید منتظر بازنشستگی باشند اما با شکل‌گیری خانه سینما، اعضای آن بیمه شدند و حالا می‌دانند که در برخی از درمانگاه‌ها و مطب پزشکان از دفترچه خود می‌توانند استفاده کنند. حالا سینماگران می‌دانند که در دوره‌ای می‌توانند بازنشسته شوند و با حقوق اندک این دوره روزگار سپری کنند. همه اینها را گفتیم تا به اینجا برسیم که آنهایی که سینما را از بیرون نگاه می‌کنند فقط اعضای صنف بازیگران، کارگردانان و تهیه‌کنندگان را نبینند بلکه اعضای صنوف دستیاران و فنی‌ها را هم ببینند که خانه سینما و حقوق صنفی که این خانه برای آنها به وجود آورده است به آنها هویت کاری می‌دهد. چرا تا نام خانه سینما به میان می‌آید فقط بازیگران چهره که تعداد آنها شاید به تعداد انگشتان دو دست باشد و کارگردانان و تهیه‌کنندگانی در ذهن شکل می‌گیرد که به اصطلاح پولدار هستند و نیازی به حمایت‌های خانه سینما ندارند. خانه سینما را جامع ببینیم چون این خانه متعلق به همه کسانی است که برای سینما و در سینما فعالیت می‌کنند.

سارا بختیاری

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها