دور نیست زمانی که یگانه شاخص فخر ، ثروت و اشراف زادگی درمیان خانواده های اروپایی و امریکایی ، فرش ایرانی بود و درواقع اشرافیت اروپایی و ثروتمند بودن امریکایی همواره با قالی ایرانی عجین و مترادف بود
کد خبر: ۲۷۴۹۱
؛ اما دیگر از آن جایگاه خبری نیست . فرشهای دستباف چین ، هند ، نپال فهرست دور و درازی است که همه به جای فرش ایرانی در بازار بین المللی جایگاه یافته اند و این کهن ترین صنعت ایرانی را از رونق انداخته اند. گرچه آغاز شهرت فرش ایران در دوره صفویه (1502 - 1376م) با باز شدن دریچه تجارت بین المللی و رابطه تجاری با اروپا بوده است ؛ ولی قدمت فرش ایران بسیار بیشتر از این تاریخ است . همگان معتقدند که فرشی موسوم به پادزیک تکه ای جدا شده از یک قالی ایرانی است که در جنوب سیبری کشف شده و هم اکنون در موزه آرمیتاژ روسیه نگهداری می شود، پرارزش ترین فرش تاریخ است که متعلق به ایران می باشد. هر چند که این فرش در دوره حمله اعراب به ایران تکه تکه شده ، نابود گردید؛ولی نشان می دهد که ایرانیان دست کم از 500سال پیش از میلاد مسیح در بافتن فرش مهارت داشتند. اگر به گذشته نزدیک بنگریم ، درمی یابیم که وجه تمایز و خصیصه بارز فرش ما، در درجه اول طرحها و نقشهای اصیل ایرانی است که تنوع آن به تنوع و پهنه جغرافیای کشورمان ارتباط دارد. دوم دقتی است که در مواد به کار رفته در فرشهای قدیمی ایران مبذول می گردید. چله فرش و جنس نخهای اصلی که قسمت اعظم فرش را تشکیل می دهد و نیز رنگهای متنوع ، زیبا، هماهنگ و بادوامی که عمدتا ریشه گیاهی داشتند، همواره متمایزکننده فرش ما از بافته های سایر نقاط جهان است و اتفاقا همین اصالت های روستایی و عشایری است که موجب اقبال و پسند فرش ایران در تمام نقاط دنیا شده بود. اوج صادرات فرش ایران مربوط است به سال 1373
که معادل 6/1 میلیارد دلار بوده که نیل به این مقدار در آن سال مساوی با 56درصد کل بازار جهانی فرش دستباف بوده است ؛ اما در سالهای بعد مرتبا از این رتبه نزول کرده ایم . سیر نزولی صادرات ما به شرح زیر است : سال
1374 - 900 میلیون دلار ، 1375 - 700میلیون دلار ،
1376 - 540میلیون دلار، در سالهای 77 و 750 - 78میلیون دلار (که افزایش نشان می دهد) ، سال 1376 - 620میلیون دلار و در سال 1380 نیز حدودا 650میلیون دلار فرش صادر کرده ایم . سال 1381 هم سال خوبی نبود و صادرات فرش ما حتی از این رقم نیز پایین تر رفت . هر چند ارزش تقاضای کل در بازار فرش جهان در سال گذشته میلادی حدود یک میلیارد و 631میلیون دلار بود که ایران با صدور فرش در سال گذشته 5میلیون و 920هزار متر مربع فرش دستباف به ارزش 517میلیون دلار (در سال 1381) مقام نخست در صادرات فرش به بازارهای جهانی را کسب کرد ؛ اما نباید از یاد ببریم سهم ما از کل بازارهای جهانی از 45درصد گذشته به کمتر از 25الی 30درصد در سالهای اخیر کاهش یافته است . دلیل آن نیز تولید فرش با کیفیت پایین است که اعتبار فرش ایران را از میان برده است . در حال حاضر پس از ایران ، هند با 18درصد بازار، چین با 12درصد، پاکستان با 11درصد، نپال با 6درصد و ترکیه با 5درصد سهم بازار جهانی به عنوان دیگر رقبای فرش ایران به شمار می آیند. بزرگترین چالش صنعت فرش ، وجود متولیان بسیار در این زمینه است . در این میان نیز کشورهای خارجی از غفلت برنامه ریزان و نبود یک متولی مقتدر برای قالی ایران سوئاستفاده کرده و با اقتباس از طرحهای اصیل ایرانی و حتی کپی طرحهای نوین ایران مهلکترین ضربه را به پیکر این صنعت وارد کرده اند. دولت پس از اتلاف وقت بسیار، سرانجام به این نتیجه رسید که متولیان کوچک و بزرگ صنعت فرش در ایران را در یک جا گرد هم آورد تا همگی تحت پوشش سازمانی به نام سازمان فرش ، فعالیت خود را ادامه دهند. به همین دلیل نیز در قانون بودجه سال 1376 تشکیل این سازمان پیش بینی شد؛ اما در اواخر سال 80 تبصره 5
قانون بودجه کل کشور موافقت کلی خود را با تشکیل یک سازمان واحد به عنوان متولی امور حاکمیتی و سیاستگذاری و ایفای مسوولیت های دولت (کاهش تصدی گری دولت ، توسعه صادرات غیرنفتی ، حفظ و گسترش اشتغال ، توسعه صنعت ملی و حفظ میراث فرهنگی) در زمینه صنعت و هنر فرش دستباف ایران را اعلام نمود. هر چند که اقدامات اولیه برای تاسیس و جمع آوری سازمان های دخیل انجام گرفته است ؛ اما به نظر می رسد زمان بسیاری نیاز است که این سازمان امور کار را در دست گیرد. یکی از دلایلی که بشدت فرش ایران را با مشکل مواجه کرده است ، پایین آمدن کیفیت این کالا در بازار جهانی است . از آنجا که تولید فرشهای اصیل ایرانی به مدت زمان زیادی نیاز دارد، به همین سبب بسیاری از صادر کنندگان فرش در ایران به دلیل دستیابی هر چه سریعتر به فرش و کوتاه کردن مدت زمان بافته شدن فرش به تولیدکنندگان خود سفارش فرشهایی دادند که بسیاری از مولفه های یک فرش اصیل را دارا نبود. به عنوان مثال سفارش فرش بدون گره (به جای زدن گره فقط نخ را از پود رد می کنند) و یا به سبب پاره شدن زیاد پنبه در چله فرش ، سفارش دهنده و بافنده ترجیح می دهند که به جای پنبه از نخ پلی استر استفاده کنند که این مساله سبب جهندگی فرش و از شکل خارج شدن اولیه اش می شود. عامل دیگری که در پایین آوردن کیفیت ، نقش بسزایی دارد، استفاده از پشم دباغی شده است . در گذشته معمولا پیش از ذبح گوسفند، پشم آن به صورت دستی چیده می شد؛ ولی رفته رفته با بالا رفتن تقاضا برای پشم گوسفند معمولا از موادی استفاده می کنند که در اصطلاح عام به آن دباغی گفته می شود. آغشته شدن پشم به این مواد، باعث آسیب پذیری و کوتاه شدن مدت عمر آن می شود و متاسفانه در سالهای اخیر بسیاری از تولید کنندگان و صادرکنندگان به دلیل سهولت دسترسی به نخ از پشم دباغی شده استفاده کرده اند که این مساله کیفیت فرش ایرانی را بشدت پایین آورده است . بدین ترتیب محصول ارائه شده به بازارهای جهانی از کیفیت بالا و مورد انتظار برخوردار نبوده و خریدار نیز بسرعت در می یابد که کالای خریداری آن چیزی نبوده که به دنبال آن بوده است و نتیجه ای جز بی اعتمادی به محصول نخواهد داشت و سرانجام رو به سوی محصولات دیگر کشورها آورده ، ایران را به فراموشی می سپارد. دولت در این زمینه نیز به اقداماتی دست زده است ؛ اما باید اعتراف کرد که بسیار دیر شده است ؛ زیرا جلب اعتماد بسیار مشکل است . در سال 1376 قانونی مبنی بر عدم خروج فرشهای نامرغوب تدوین شد و به دنبال آن در سال 1379 تصمیماتی اتخاذ گردید که بر مبنای آن از ابتدای سال 1382 از صدور فرشهای تولید شده از پشم دباغی شده و همچنین قالیهایی که در آنها الیاف مصنوعی به کار رفته و یا در بافت آنها از گره کمانشی استفاده شده باشد، جلوگیری به عمل می آید. درباره اجرای موافقتنامه هایی که برای حل این مشکل ارائه شده است ، نیز چالشهایی وجود دارد و دلیل آن همین بس که پس از 2سال از تدوین آن هنوز به مرحله اجرا در نیامده است . از دیگر مشکلات این بخش تقلب و کم فروشی است . در حالی که بجز فرشهای کهنه و آنتیک ، تمام فرشها مانند هر بافته دیگر، با یک شاخصه مهم ، یعنی ابعاد و مساحت خود قیمت می خوردند؛ اما چون بسیاری از قواره های فرش را مشتری برای انداختن در یک سطح بزرگتر از فرش انتخاب و خریداری می کند، این امر موجب شده که تعدادی از بافندگان که برخی از آنان مارک معروف خود را نیز روی فرش می اندازند، از ابعاد شناخته شده عدول کنند. آنان تا جایی که توانسته اند از این کار، که نفع زیادی را نیز عایدشان می گرداند، خودداری نکرده اند. مثلا فرشی (قالیچه ای) که به ذرع و نیم مشهور است و به طور طبیعی باید دارای ابعاد مابین 150/100 الی 160سانتی متر باشد ؛ اما دیده شده که یکی از مارکهای معروف قم ، که یک بافته ابریشمین نفیس هم هست ، همواره در اندازه های 99 الی 140/100سانتی متر عرضه می شود. از دیگر دلایل حذف ایران از بازارهای جهانی عدم توجه کافی و لازم به تعهداتمان است . قرن بیست و یکم که با تجارت و ارتباطات بسیار نزدیک و دقیق شناخته می شود، نتوانسته است ما را به کشوری منظم و وفادار به قراردادها تبدیل کند. یعنی هنوز فرش بافی ایران به صورت سنتی انجام می شود و نداشتن کارگاه های متمرکز و کنترل نشدن بافت فرش از سوی بازرسان خبره ، باعث شده فرشهایی را که در متراژهای مختلف سفارش گرفته ایم ، بموقع تحویل ندهیم . یکی از مشخصه های تجارت جهانی بها دادن به زمان است که متاسفانه کوچکترین مفهومی برای ما نداشته است . علت دیگر، نداشتن تجارت الکترونیکی است که ما نمی توانیم تحویل بموقع و حتی گرفتن سفارش را در سراسر جهان داشته باشیم . قوانین ناهماهنگ و نسنجیده نیز خود زمینه ساز بسیاری از چالش هاست . طبق آمار، میزان صادرات ایران در سال 73 ، یک میلیارد و 674میلیون دلار بود؛ ولی پس از برقراری پیمان ارزی در اردیبهشت 74که به «اردیبهشت سیاه» در میان صادرکنندگان معروف است ، کم شدن مدت واریز پیمان ارزی و بعد هم نرخ گذاری بالای صادرات و همچنین کم شدن مدت واریز پیمان ارزی را که از 12ماه به 8ماه تقلیل داده شد، مشاهده کردیم . همین مقررات باعث شد میزان صادرات فرش ایران ، سیر نزولی پیدا کند تا جایی که در سال 78 میزان صادرات فرش فقط 686میلیون دلار بود. دولت هر ساله چیزی بیش از 12میلیارد تومان یارانه و یا جوایز صادراتی به تولیدکنندگان فرش پرداخت می کند. در صورتی که این یارانه ها بیشترین ضربه را بر جریان صادرات فرش وارد می کند؛ چون تولیدکنندگان و تجار واقعی ، رنگ این پول را هم نمی بینند؛ بلکه دلالان پیمان های ارزی تنها کسانی هستند که این وجوه نصیبشان می شود. بافنده ها، فقیران آبرومندی هستند که در پای دار قالی به دار کشیده می شوند و در بسیاری از مواقع حتی به جای حقوق به آنها حبوب و مواد غذایی داده می شود. مشکلاتی همچون ویزای 72ساعته به تاجران فرش خارجی که با توجه به امکانات ناقص حمل ونقل کشور امکان هر گونه فعالیتی را از آنان سلب می کرد که خوشبختانه پس از کوششهای بسیار این زمان به یک ماه افزایش پیدا کرد، همگی نشان از مشکلات فراوان این بخش است . از سویی دیگر، ایران که زمانی به عنوان تولیدکننده فرش از مواد اولیه طبیعی همراه با رنگهای طبیعی در جهان شهرت داشت ، امروزه تنها 5درصد از رنگهای مورد نیاز خود را از رنگهای طبیعی تامین می کند. از دیگر معضلاتی که گریبان صنعت فرش کشور را گرفته است ، به روز نبودن فرشهای ایرانی است . نقشه ها و طرحهای اصیل ایرانی تنها می تواند توجه قشر خاصی ازجمله کلکسیونرها، موزه ها و نمایشگاه های فرش را مجذوب خود کند. نسل جوان اروپا که با دستاوردهای نوین جهانی آشنا هستند، همواره به دنبال محصولاتی جدید و مطابق با نیازهای کنونی است . حتی ابعاد ساختمان ها و اتاق ها نیز تغییر کرده است که نیازمند الگوهای جدید و مطابق با معماری نوین است . متاسفانه همان گونه که بسیاری از فاکتورها را از یاد برده ایم ، کوچکترین توجهی به ارضای نیازهای مصرف کنندگان نکرده ایم . به عنوان مثال در بعضی کشورها به رنگهای خاصی از فرش توجه بیشتری نشان داده می شود. مثلا بازار ایتالیا رنگ آبی را بهتر می پسندد. از این موضوع هم که بگذریم ، یکی از دلایل کهنه پسند بودن خارجیان ، این بوده است که فرش کهنه رنگ و رویش را از دست می دهد. این نکته از نظر علمی به این معناست که از طول موج رنگها کاسته می شود. به بیان ساده تر، آنان به فرشهای کمرنگ بیشتر علاقه نشان می دادند. فرم افراطی این علاقه اکنون به محدودیت رنگ ، آن هم منحصر به 4-5 رنگ شده است . در واقع آنان یعنی خریداران اروپایی و امریکایی فرش ما، به فرشهایی که در آن تعداد کمی رنگ به کار رفته باشد، علاقه مندند. اکنون این قبیل فرشها در بازار هند و پاکستان و حتی در افغانستان به وفور بافته می شود و «چوبی» نام گرفته است ؛ چوبی به معنای همرنگ چوب . نداشتن سیاست مشخص و کارآمد از دیگر نقاط ضعف این صنعت است . طی سالهای گذشته تجار یهودی ، کنترل بازار قالی را در دست گرفته اند و بدین ترتیب صادرات و فروش فرش ایرانی را در دست دارند. آنها طی سالهای گذشته با کنترل صادرات فرش ایران ، آن هم به طور غیرمستقیم ضربه بسیاری به قالی ایرانی زده اند. معمولا وقتی ایران اقدام به صادرات فرش می کند، این تجار کلیمی در انبارهای عظیم خود را در کانادا و دیگر کشورها باز کرده و فرشهای بسیاری وارد بازار می کنند و به این ترتیب بازار بین المللی فرش در مدت زمان کوتاهی اشباع می شود. در نتیجه صادرکننده ایرانی مجبور است برای فروش محصول خود قیمت آن را پایین بیاورد. وقتی قیمت فرش ایرانی به پایین ترین حد خود می رسد، این فرشها از سوی همین تاجران یهودی خریده می شود تا باز وضعیت همانی شود که بود. اصولا تاجران یهودی به فرش ایران معتقدند و حاضرند برای آن بهای خوبی را بپردازند؛ ولی به دلیل مسائل سیاسی و اقتصادی ، ما نتوانسته ایم از این موقعیت بهره ای ببریم . از سوی دیگر، سودجویانی که هر از گاهی در صنعتی ظاهر شده و سبب وارد آمدن لطمات فراوانی به بازار مربوطه می شوند، در این بازار نیز صدمات بیشماری را وارد آورده اند. فروش فرشهای نامرغوب در اروپا به قیمتهای بسیار نازل ، اعتبار فرش ایران را به پایین ترین سطح خود رسانده است . وجود قالیهای بی کیفیت سبب شده است که مشتریان به دنبال قالیهای نفیس در میان محصولات دیگر کشورها باشند. گذشته از موارد بالا، زمزمه های پیوستن ایران به سازمان تجارت جهانی ، چند سالی است که به گوش می رسد. کشورهای جهان هریک با توجه به مزیت های درونی خود آماده پیوستن به این سازمان می شوند تا بدین وسیله توان مقابله با دیگر صنایع مشابه جهان را داشته باشند. در این ارتباط، شاخه های تولیدی که مزیت بیشتری دارند، موردتوجه خاص و تقویت جدی قرار می گیرند؛ اما براستی با کدام پشتوانه می خواهیم وارد این سازمان شویم؛ با فروش تنها ثروتمان ، نفت که اختیار آن را سالهای پیش به نفع مصرف کنندگان از دست داده ایم؛ یا با تکیه بر تولید زعفران؛ شاید هم به فکر تکیه زدن بر پسته ایرانی هستیم که رقیبی همچون ایالات متحده بسرعت در حال کنارزدن ماست؛ و یا این که در اندیشه صنایع ورشکسته خودروسازی فرو رفته ایم؛ و یا به تولید میراث بر باد رفته خود، یعنی فرش دل خوش کرده ایم؛ به هر حال آنچه آشکار است ، خلا فرهنگی و شناختی نسبت به اهمیت ، جایگاه تعیین کننده بازاریابی ، برداشت های ناقص و نادرست در میان بافندگان و صادرکنندگان فرش نسبت به بازاریابی ، فقدان سیستم اطلاعات مدیریت بازاریابی از جمله مشکلات و موانع صنعت فرش کنونی کشور است . بنابراین شناسایی استانداردهای کیفیت موردنظر ، مطالعه برای تثبیت طرحها و نقشه های فرش دستباف ایران ، برنامه ریزی و انتخاب استراتژی های مناسب ، شناسایی و به کارگیری روشهای نوین تجارت و بازاریابی و اجرای چندین طرح در زمینه ساختار و سازمان کلان مدیریت و بهره وری در فرش دستباف برای آمادگی و تطبیق شرایط فعلی کشور با ضوابط و مقررات سازمان تجارت جهانی اجتناب ناپذیر است . در حال حاضر
8/1 میلیون نفر در این صنعت مشغول به کار هستند که اگر به فکر این صنعت ایرانی نیستیم ، دست کم در اندیشه خیل کثیری باشیم که ادامه حیاتشان به این صنعت وابسته است . در هر حال بعید به نظر می رسد که فرش ، جایگاه پیشین خود را در بازارهای جهانی کسب کند. بدرستی وارثان شایسته ای برای پیشینیان که طی 26 قرن این صنعت را سینه به سینه ، از پس تاراج ها و یورش ها حفظ کرده اند ، نبوده ایم .