با جاد آپاتو ، کارگردان فیلم «مردم بانمک»

دلباخته کمدی‌های ساده

«مردم بانمک» سومین فیلم سینمایی جاد آپاتو در مقام کارگردان است. این فیلم با بازی آدام سندلر، ست روگن و اریک بانا یک کمدی سیاه اجتماعی است که قصه‌اش زندگی کمدینی به نام جورج سیمونز (با بازی سندلر)‌ را به تصویر می‌کشد که متوجه بیماری خطرناک و لاعلاج خود می‌شود. این نکته باعث می‌شود او تصمیم‌های تازه‌ای برای زندگی و آینده خودش بگیرد. فیلمنامه را خود آپاتو نوشته و در این راه از تجربه‌های کارهای تلویزیونی خود استفاده خوبی کرده است. آپاتو بیش از حرفه کارگردانی، سابقه کار در تهیه‌کنندگی و فیلمنامه‌نویسی دارد و حتی در تعدادی کار تلویزیونی بازی هم کرده است. وی پس از ساخت تعدادی مجموعه تلویزیونی، با فیلم کمدی «چهل ساله مجرد» سال 2005 به جمع کارگردانان سینما پیوست. فیلم در کمال حیرت منتقدان سینمایی، تبدیل به یک کار پرفروش شد. او 2 سال پس از آن Knocked up را ساخت که این فیلم هم با استقبال خوب تماشاگران روبه‌رو شد. او در فاصله کارگردانی این فیلم و «مردم بانمک» یک فیلم هم برای تلویزیون ساخت. در گفتگوی زیر، این فیلمساز متولد سال 1967 درباره کمدی، کمدین‌ها، برنامه‌های تلویزیونی و تغییر دیدگاه در زمینه فیلمسازی صحبت می‌کند. در عین حال، وی توضیحاتی درباره کارهای جدیدتر خود می‌دهد.
کد خبر: ۲۷۳۸۴۶

شما با فیلم‌های کمدی که ساخته‌اید، یک جور امپراتوری هنری به راه انداخته‌اید که همه را به یاد سه‌گانه «پدرخوانده» می‌اندازد. آیا تولید این آثار کمدی ادامه خواهد یافت؟

(می‌خندد)‌ من به قضیه مثل شما نگاه نمی‌کنم. اگر فرصت خوبی به دستم برسد، تمام تلاشم را می‌کنم تا به دوستان و همکارانم کمک کنم تا فیلم‌های خودشان را تهیه و تولید کنند. نام من می‌تواند به اطرافیانم کمک کند تا به فعالیت هنری خود ادامه دهند. نیت اصلی‌ام این است با کسانی کار کنم که احساس می‌کنم آدم‌های بزرگ و باتجربه‌ای هستند. تلاشم این است که نگذارم آنها در حین کار با مشکلات روبه‌رو شوند.

در طول هفته‌های اخیر چند فیلمنامه مطالعه کرده‌اید؟

شاید برایتان جالب باشد بگویم من فیلمنامه‌های زیادی مطالعه نمی‌کنم و خیلی به دنبال آن نیستم که چنین کاری کنم. وقتی که نویسنده‌ای در حال نوشتن فیلمنامه‌ای است، دوست دارم به او کمک کنم. هدفم این است که طرح او گسترش یابد و به نتیجه خوبی برسد. هنگام تولید مردم بانمک ما یک دوره کاری شلوغ را از سر گذراندیم، نمی‌خواستم به فیلمسازی معروف شوم که فیلم‌های زیادی را پشت‌سر هم کارگردانی می‌‌کند. طی چند سالی که فیلم نمی‌ساختم، با همکاری چند تن از دوستانم فیلمنامه‌هایی نوشتیم، شاید یکی از دلایل اصلی‌اش این بود که همه‌مان بیکار بودیم. (می‌خندد)‌ این بیکاری به نفع همه ما بود، زیرا باعث شد تعداد زیادی فیلمنامه خوب در دست داشته باشیم. حالا که می‌توانم فیلم‌های سینمایی را کارگردانی کنم، به گذشته برمی‌گردم و از آن فیلمنامه‌ها کمک می‌گیرم. حقیقت‌اش را بخواهید، پس از مردم بانمک، من سال آینده فقط یک فیلم سینمایی دارم که روانه پرده سینماها می‌شود.

کار هنری را از تلویزیون شروع کردید و با وجود تحسین منتقدان از کارهای تلویزیونی‌تان، اکثر قریب به اتفاق طرح‌های شما لغو شد. فکر می‌کنید دوباره به آن دوران برگردید؟

همیشه دلباخته کمدی‌های شفاف و دست اول بوده‌ام. آن زمانی که من در تلویزیون کار می‌کردم، این جور کمدی‌ها که فقط با یک دوربین گرفته می‌شدند خیلی کم بود و مثل امروز، تعداد آنها خیلی زیاد نبود. به همین دلیل احساس می‌کنم امروز هم می‌توان دوباره به آن دوران برگشت و کارهای خوبی ارائه کرد؛ اما اگر بخواهم صادقانه صحبت کنم، باید پاسخ منفی بدهم. فعلا تصمیمی برای بازگشت به آن دوران ندارم و طرح‌هایم چیز دیگری است.

بسیاری از کارهای تلویزیونی شما و همکارانتان، کارهایی غریزی بودند. خودتان هم همین تصور را دارید؟

خب، یکی از دلایل اصلی‌اش این است که آنها کارهایی تلویزیونی هستند و مناسب این رسانه. فکر می‌کنم وقتی شما دارید در سینما کار می‌کنید، فرصت بیشتری برای انجام کارهای بیشتر و بهتر دارید. اعتقادم این است که برنامه‌ها و نمایش‌های تلویزیونی در گذشته بهتر و جذاب‌تر بودند. فضای این روزها کاملا متفاوت از فضای گذشته است؛ ولی تماشاگران امروزی تلویزیون اهمیتی به این مسائل نمی‌دهند، زیرا برایشان فقط سرگرمی مطرح است.

نظرتان درباره وضعیت امروزی شبکه‌های تلویزیونی چیست؟

وضعیت شبکه‌های تلویزیونی این روزها فاجعه‌آمیز است. علتش هم این است که از آدم‌های خلاق تهی شده است. مسوولان شبکه‌ها توانایی عجیبی در خالی کردن نیروهای مستعد از جنبه‌های خلاقه هستند. پویایی در تلویزیون در حال نابودی است. مدیران تولید از کارگردانان و فیلمنامه‌نویسان می‌خواهند به حرف‌ آنها گوش کنند و همان کارهایی را بکنند که آنها می‌خواهند.

آدام سندلر بازیگر اصلی مردم بانمک دوست قدیمی خودتان است. همکاری با او در این فیلم چگونه بود؟

او آدم بسیار خلاقی است و در تمام مدتی که با یکدیگر کار می‌کردیم، این فرصت را داشتیم که مشورت خوب و خلاقه‌ای با هم داشته باشیم. دوستی قدیمی با او کمک می‌کند تا سر صحنه روابط کاری بهتری با یکدیگر داشته باشیم. او همیشه سرصحنه فیلمبرداری، طرح‌های خوبی به من و بقیه کارگردانان می‌دهد.

در فیلم شما چهره‌های آشنا خیلی زیاد است. آیا وقتی از دوستان و نزدیکان خود برای نقش‌های مختلف فیلمتان استفاده می‌کنید، به نوعی احساس راحتی می‌کنید؟

امیدوارم بتوانم با کارهایی که ارائه می‌کنم، هم تماشاگران را بخندانم و هم آنها را در مورد برخی مسائل به فکر کردن وادارم

احساس می‌کنم کار بزرگی انجام شده است، زیرا همه کسانی که در این فیلم بودند همکاری مشترک خیلی خوبی با من کردند. این آدم‌ها را می‌شناسم و سال‌هاست که با آنها کار کرده‌ام. به همین دلیل، وقتی با آنها احساس راحتی میکنم چرا نباید ازشان دعوت به همکاری کنم؟ این دسته از بازیگران هم وقتی با من کار می‌کنند، توانایی‌های پنهان خود را بهتر آشکار می‌کنند.

با نگاهی به فیلم‌هایی که طی این 4 سال ساخته‌اید، کاملا مشخص است که احساسات و عواطف در قصه فیلم‌های شما عمیق‌تر شده است. فکر می‌کنید یک روز فیلمی درام را هم کارگردانی کنید؟

خیر. این کار را انجام نمی‌دهم، زیرا در یک فیلم درام جایی برای خنده وجود ندارد و شما از دیدن صحنه‌های آن خنده‌تان نمی‌گیرد. هدف اصلی من صحبت کردن درباره چیزهایی است که برای خودم اهمیت زیادی دارند. وقتی یک بحث جدی‌تر را به زبانی شوخ مطرح می‌کنم، تماشاگران اهمیت بیشتری به ماجرا می‌دهند و این باعث می‌شود بهتر و بیشتر بخندند. خودم قصه‌های فیلم‌هایم را به صورت طرح مسائل جدی در مقابل شوخی و خنده ارزیابی می‌کنم. به همین دلیل ترجیح می‌دهم در همین حال و هوایی که هستم باقی بمانم و شوری را که در این رابطه دارم حفظ کنم. امیدوارم بتوانم با کارهایی که ارائه می‌کنم، هم تماشاگران را بخندانم و هم آنها را در مورد برخی مسائل به فکر کردن وادارم.

آیا به عمد از وجود پرسوناژ کمدی کسی مثل آدام سندلر در فیلم استفاده کردید؟

هنگام کارگردانی فیلم تلاشم این بود که همه چیز سیر طبیعی خودش را داشته باشد و براساس آن برخی کارهای بانمک انجام دهیم. نمی‌خواستم جنس کمدی فیلم، از جنس کمدی سندلر باشد و خودم را محدود به استفاده از یک چیز معین و مشخص بکنم. هیچ وقت دوست نداشتم این جوری کار کنم. به خودم نگفتم که آدام سندلر کاملا یک آدم متفاوت است. پس به این دلیل باید همه چیز را به شکل و صورت دیگری به تصویر بکشیم. می‌خواستم موقعیتی را خلق کنم که همه در آن احساس راحتی و طبیعی بودن بکنند و کسی فکر نکند قرار است کار ویژه‌ای را در ارتباط با فرد ویژه‌ای انجام دهیم.

چند درصد از قصه فیلم، حالت شرح‌حال‌گونه دارد؟

خب، بعضی از بخش‌های فیلمنامه، برگرفته از تجربیات شخصی خودم است؛ اما بخش مهمی از قصه، خیالی و ساخته و پرداخته ذهن خود من است. به صورت طبیعی، وقتی شما فیلمی می‌سازید بخشی از خاطرات شخصی خودتان هم در آن حضور پیدا می‌کند.

کار با بازیگران فیلم راحت بود؟

خوشبختانه هیچ مشکلی با آنها نداشتم. قبل از شروع فیلمبرداری، چندین جلسه روخوانی فیلمنامه داشتیم و همه متوجه نقش و موقعیت خود در قصه شدند. سر صحنه فیلمبرداری هم جا را برای بداهه‌سازی باز گذاشته بودم. زمان ساخت فیلمی کمدی، حتما باید فضایی را برای بداهه‌سازی باز بگذارید.

تعادل بین کمدی و درام را  بویژه در پرده سوم فیلمنامه  چگونه حفظ می‌کنید؟

برای من مهم‌ترین مساله رعایت واقعیت ماجراست و قصه باید بتواند تعریف درست و کامل خود را داشته باشد. بحث بر سر این است که کاراکترهای اصلی قصه چه می‌خواهند و چگونه می‌توانند به آن برسند. در این حالت، قصه لحنی واقعگرا پیدا می‌کند و هم کمدی و هم درام، درست در جای خودش قرار می‌گیرد. همه چیز سر صحنه شکل می‌گیرد و آنچه فیلمبرداری می‌کنم، در اتاق تدوین دستخوش تغییرات زیادی نمی‌شود. یک جورهایی، فیلم را همان سر صحنه فیلمبرداری تدوین می‌کنم. این کار بعضی وقت‌ها کار مرا سخت‌تر می‌کند، ولی این طوری راحت‌تر هستم. سر صحنه به این نکته توجه دارم که کمدی خیلی زیاد و سنگین نباشد و ارتباط یک سکانس کمدی، با بقیه سکانس‌ها هم حفظ شود. برقراری و حفظ این تعادل، بعضی وقت‌ها کمی مشکل می‌شود، اما آنچه قبل از هر چیز به آن فکر می‌کنم این است که واقعگرایی ماجرا (حالا چه لحن کمدی داشته باشد و چه لحن درام)‌ حفظ شود.

شوخی‌های مختلف قصه فیلم را از کجا آوردید؟

خب، وقتی شما سال‌ها کار کمدی می‌کنید، این چیزها را یاد می‌گیرید و متوجه می‌شوید هر یک از آنها را در کدام بخش فیلم مورد استفاده قرار دهید. کاری که من در مردم بانمک انجام دادم، همان کاری است که کمدین‌ها می‌کنند. آنها بشدت حساس هستند. بعضی وقت‌ها آنها زمینه‌چینی زیادی می‌کنند یا یک حرف کمدی بزنند یا کاری کمدی بکنند.

فکر می‌کنید با بالاتر رفتن سن، حس و طبع شوخ شما تغییر کرده است؟

برای من، پاسخ به این پرسش می‌تواند این گونه باشد که تازه دارم می‌فهمم چرا فیلم‌هایی که در دوران کودکی دوست داشتم، فیلم‌های خوبی هستند. آن زمان نمی‌توانستم توضیح بدهم چرا این فیلم‌ها را دوست دارم، ولی حالا دلایل آن را می‌دانم. بصراحت بگویم، ذائقه‌ام تغییر نکرده است، اما شاید نوع بیانم با گذشت زمان دستخوش تغییراتی شده باشد.

آیا در نسخه دی‌وی‌دی فیلم، شاهد صحنه‌های حذف شده زیادی خواهیم بود؟

بله. به دلیل طولانی‌ شدن فیلم مجبور شدیم چندین سکانس را از نسخه سینمایی حذف کنیم. خودم این سکانس‌ها را خیلی دوست دارم و مجبور شدم برای نمایش سینمایی از خیر آنها بگذرم. خیلی خوشحالم که ما پدیده‌ای به نام دی‌وی‌دی داریم و می‌توانیم حذفیات سینمایی را در دل آن بگنجانیم.

قرار بود فیلمی براساس ماجراجویی‌های شرلوک‌ هلمز بسازید. این طرح به کجا رسید؟

قرار نیست چنین اتفاقی بیفتد و من هیچ ارتباطی با این طرح ندارم. خیلی وقت پیش، بحث‌هایی در این باره صورت گرفت و یک سری قول و قرار اولیه گذاشته شد. ولی در حال حاضر هیچ صحبتی در این ارتباط نیست.

یعنی حتی با حضور کمدین سرشناسی مثل ویل فرل هم آن را کارگردانی نمی‌کنید؟

خیر. من کارگردان نسخه احتمالی که ساخته می‌شود، نیستم.

موضوع قرارداد جدید همکاری با شرکت یونیورسال چیست؟

آنها از تولید مردم بانمک خیلی راضی هستند و به من پیشنهاد کردند 3 فیلم سینمایی دیگر برایشان بسازم. من هم از همکاری با آنها راضی هستم. به همین دلیل، این پیشنهاد را قبول کردم. امیدوارم بتوانم فیلم‌های خوبی برایشان بسازم.

مترجم : کیکاووس زیاری
منبع : کوتاه شده از ورایتی و دارک هرایزن

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها