در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
زمانی اصفهان زندگی را مدیون زاینده رودش بود، که معنای ارتباط خاک و آب و هوا را خوب میفهمید. اما حال این رود است که زندگی را قطرهقطره از مردمش طلب میکند!
مدتهاست که برخی بیآنکه فکر کنند چهمیکنند، بیتوجه به نیازهای این شهر و میراثی که برایش از گذشته تاکنون مانده است، دل به قانونها و تبصرههایی میدهند که هیچ کدام آنها، نه تنها سودی به نفع این شهر و مردم آن ندارد که داشتههایشان را نیز بر باد میدهد و آنها را وامیگذارد در حسرت نابلدیهایشان.
زاینده رود طبق نوشتههای برجای مانده از گذشتگان همیشه در فصل گرم و سرد سال دارای آب بوده است و تا کنون در هیچ کجای تاریخ از خشکسالی کامل این رودخانه چیزی نوشته نشده است، حتی در تابستان و فصل خشکسالی نیز بهنحوی که اگر تمامی آب رودخانه را به آبیاری اراضی بالادست اختصاص میدادند در پاییندست آن خشکسالی، بستر رود را نمیترکانده است. میرزا حسینخان تحویلدار، نویسنده کتاب «جغرافیای اصفهان» در این باره مینویسد: این زاینده رود از سرچشمه الی آخر مشرب آب که گاوخونی رودشتین است کف زمینش تمام از خود، زایش آب مینماید و به این جهت زاینده رود نام دارد.
به یقین نخستین دلیل آن نبود مدیریت کارآمد در حوضه زاینده رود است.
اسفندیار امینی، مدیرعامل کانون خبرگان کشاورزی استان اصفهان درباره دیگر دلایل خشکسالی این رودخانه میگوید: برداشتهای بیرویه در بالادست و نبود مدیریت برای کنترل این برداشتها، سدسازی و بیتوجهی به نیاز استان و آنچه که در گذشته رکن پایداری و حیات این رودخانه بوده است، تعرض نهادها و ارگانهایی چون شهرداری و تسطیح بستر رودخانه،دادن مجوزهای بیرویه برای احداث باغها و کارخانجات کوچک و بزرگ، انتقال غیراصولی آب حوزه زاینده رود به شهرهای دوردست و از همه مهمتر، تغییر مرز این رودخانه، باعث شده است که زاینده رود چنین وضعیت ناگواری را تجربه کند و حیات در آن نابود شود.
وی میافزاید: پدیده خشکسالی موضوعی جدید نیست که بخواهیم وقوع آن را گردن کمبود بارشها بیندازیم، چرا که امسال میزان بارندگی در استان اصفهان نسبت به سال گذشته 47 درصد افزایش داشته اما به نسبت میانگین 10 ساله 18 درصد کاهش یافته است و زمانی که میگوییم 18 درصد کاهش یافته بدان معناست که ما باید در برداشت آب در مقایسه با سال قبل دقیق تر عمل کنیم.
حیات زاینده رود به نیمه دوم هزاره چهارم قبل از میلاد میرسد و از زمان اردشیر بابکان و طبق طومار معروف شیخ بهایی، آب این رودخانه به 33 سهم تقسیم شده است و در حقیقت، رودخانه اصلی زاینده رود متعلق به حقابهدار است.
وی با اشاره به اینکه تونل اول کوهرنگ در سال 1333 با پولی که حقابهداران پرداخت کردند، احداث شد، میافزاید: 75 درصد آب رودخانه، متعلق به حقابهداران است و طبق قانون توزیع عادلانه آب، دولت حق فروش آن آب را نداشته و ندارد، اما متاسفانه چند سالی است که بر خلاف آن عمل میشود. این گندمکار نمونه، میگوید: طبق ماده 19 قانون توزیع عادلانه آب، برای اینکه دولت بتواند آبی را بفروشد، باید ابتدا هیاتهایی سه نفره متشکل از نماینده سازمان آب منطقهای، نماینده سازمان کشاورزی و نمایندهای از حقابهدار، تشکیل و مشخص شود که چه میزان آب بر اثر سدسازی یا مهار آبها تولید شده و سهم حقابهدار چقدر است که پس از تعیین آب متعلق به حقابهدار، دولت میتواند مازاد آب را بفروشد.
وی با اشاره به تونل سوم کوهرنگ و تونل چشمه لنگان نیز ادامه میدهد: متاسفانه برای فروش آب نه تنها آن کمیته تشکیل نشده است بلکه میزان فروش آب طی سالهای گذشته به قدری بوده که قریب به 2 سال است حقابهداران اصفهانی از یک قطره آب هم محروم بودهاند.
وی با اشاره به نامعلوم بودن عدم همکاری وزارت نیرو برای مذاکره با کشاورزان بر سر مسائل به وجود آمده، اضافه میکند: وزارت نیرو مدعی است که «ما جویهای خاکی شما کشاورزان را تبدیل به کانال کردهایم و میزان آبی که در آن اضافه میآید، متعلق به وزارت نیرو است و حق فروش آن را دارد» اما نمیدانیم چرا مسوولان این وزارتخانه ماده 44 قانون توزیع عادلانه آب را نادیده میگیرند که اگر در اثر سدسازی، احداث شبکههای آبیاری یا کانال کشی و... آب جاری حقابهدار کم یا خشک شود، وزارت نیرو موظف به جبران خسارت است.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: