در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
لذت غذا خوردن به چگونه خوردن آن است. قابل قبول است اگر بگویید: «نه همه لذتش»، اما بپذیرید که انجام دادن یک سری آداب، غذا خوردن را برای خودمان هم لذتبخشتر میکند. شاید در نگاه اول کمی سخت به نظر برسد که مثلا قاشق و چنگالمان را طبق اصول مشخصی در دست بگیریم، بدانیم آب را بعد از چندمین لقمه باید بنوشیم و خلاصه از این دست رسوماتی که احتمالا این شبهه را ایجاد کند که همه لذت غذا خوردن را میگیرد، اما دانستن این که آداب غذا خوردن در هرجایی و در هر فرهنگی با فرهنگ دیگر متفاوت است، کمی کارمان را راحتتر میکند. به این ترتیب دیگر لازم نیست به اصل و بناهایی تن بدهیم که با فرهنگ ما همخوانی ندارد. فقط کافی است نگاهی بیندازیم به آداب غذاخوردن در فرهنگ ایرانی که البته آداب چندان مشکلی هم ندارد.
مثلا مردم شهرها و قومیتهای مختلف ایرانی، آداب متفاوتی برای غذا خوردن دارند. در مناطق مختلف کشور، در جنوب، شمال، شرق، غرب و مرکز ایران، این تفاوتها گاهی از شهری به شهر دیگر هم وجود دارد. معمولا در شهرهای بزرگتر، برای غذا خوردن پشت میز ناهارخوری مینشینند، با این حال در خیلی جاها هنوز سفره را روی زمین پهن میکنند و در جاهایی هم غذا را طبق آداب خاصی، با دست میخورند.
اگر چطور غذا خوردن را یک کار سلیقهای بدانیم و زیاد در بند این نباشیم که کدام اصول چه میگویند، اصلا اشتباه نکردهایم. مهم این است که سفره مان را با سلیقه بچینیم و اگر یادمان باشد سر سفره غذا هم آنچه را برای خودمان نمیپسندیم برای دیگران هم نخواهیم، نصف بیشتر راه موفقیت را در خوردن پیش رفتهایم.
کل ماجرا در این است که فراموش نکنیم در «خوردن»، مساله فقط این نیست که لقمه را هرجوری که شده توی شکممان بفرستیم. این که از قاشق و چنگال استفاده کنیم هم لزوما نشان نمیدهد که ما آداب خوردن را رعایت میکنیم. آداب غذا خوردن چیزی جدا از ابزاری است که غذا با آن خورده میشود. حتی با دست غذا خوردن هم، اصولی دارد و نمیشود همینجوری غذا را توی مشتمان بریزیم و با ضرب و زور آن را توی دهان ببریم.
برای خیلی از مردم مناطق جنوبی، روستاها و عشایر با دست غذا خوردن کار معمول و بیعیبی است. حتی گاهی در مراسمهای بزرگی مثل جشنهای عروسی، ختنهسوران یا حتی عزا، غذا را در سینیهای بزرگ سرو میکنند و گروههای مثلا پنج شش نفری از آدمها، دور سینی مینشینند و غذا را با دست میخورند کار هیجانانگیزی باید باشد.
آداب کلی غذا خوردن را یاد بگیریم
یک سری آداب دمدستی و همیشگی در این باره وجود دارد، مثل این که روی غذایتان خم نشوید، صاف بنشینید و موقع جویدن غذا، دهان را ببندید. یادتان باشد وقتی همسفره دارید، سریع غذا خوردن مودبانه نیست. موقع خوردن غذا، وسایل شخصیتان مثل کلید، مسواک، سویچ ماشین یا کیف پول را روی میز غذا نگذارید. انجام این کار در رستوران از محرمات است. اگر در خانه کسی مهمان هستید یا کسی در خانه شما مهمان است، هیچ غذایی را فورا رد نکنید، خوب است حداقل کمی از آن بچشید. همان اندازه غذا بردارید که میتوانید بخورید.
یک سری قواعد هم وجود دارد که برای رعایت کردنشان باید قید لذت بردن از غذا را بزنید. مثل این که غذا باید در جهت عقربههای ساعت و از چپ به راست سرو شود و ظروف غذا را باید از سمت راست مهمانها جمعآوری کرد.
چاقو و قاشق چنگالها هم برای خودشان دنیایی دارند. هرگز با حرکت دادن قاشق و چنگال چیزی را نشان ندهید، مگر این که قصد داشته باشید بعدش چنگال را در چشم طرف فرو کنید. وقتی قاشق یا کارد و چنگالی را برداشتید، آن را روی میز نگذارید بلکه آن را با حالتهای مخصوصی توی بشقابتان بگذارید. مثلا وقتی غذایتان تمام شد باید کارد و چنگالتان را به صورت اریب روی بشقاب بگذارید. این یعنی این که به اندازه کافی خوردهام، اما اگر خواستید میز را برای مدت کوتاهی ترک کنید، باید کارد و چنگال را به صورت ضربدری روی بشقاب بگذارید تا بقیه متوجه شوند که شما هنوز جای کافی برای خوردن دارید. یادتان باشد موقع بریدن گوشت آرنجهایتان نزدیک به بدنتان باشد.
اگر حشره، تار مو یا هر چیز دیگر را شناور در غذایتان دیدید اصلابه روی خودتان نیاورید و درباره ادامه دوستی با این فرد بیشتر فکر کنید. قبل از چشیدن غذا به آن ادویه نزنید. این یک جور بیاحترامی به میزبان و آشپز است. سر میز غذا سیگار روشن نکنید و سوپ را برای این که سرد شود فوت نکنید. صبر کنید تا خودش خنک شود.
پیش از آن که میزبان شروع به خوردن غذا نکرده، نباید شروع کنید. اگر چیزی از روی میز خواستید و دستتان نمیرسید، خودتان را روی میز دراز نکنید تا آنرا بردارید. از فردی که نزدیک است بخواهید آن را به شما بدهد. زمانی که غذا خوردنتان تمام شد هیچ گاه بشقابتان را به سمت جلو هل ندهید. میدانستید این کار خلاف آداب معاشرت است؟
غذا خوردن در فرهنگهای دیگر
تنوع فرهنگها حتما تنوع آداب و عادات غذایی را هم به همراه خودش دارد. مثلا در بیشتر کشورهای آسیای جنوب شرقی با دست غذا خوردن بسیار مرسوم است و در رستورانهای محلی، قاشق و چنگالی همراه غذایتان نمیبینید. از آنجایی که غذای اصلی مردم این بخش از جهان، برنج است، آنها برای با دست خوردن غذا شیوه جالبی دارند. چهار انگشت دست راست را به حالت قاشقی خم میکنند و با کمک انگشت شست غذا را از توی دهان هل میدهند. در واقع کار قاشق و چنگال را به صورت همزمان با انگشتهایشان انجام میدهند. همیشه هم ظرف آبی روی میز هست که شما فقط انگشتهایتان را در آن ظرف میشویید. میدانم کار تمیزی به نظر نمیآید، اما مردم کشورهای جنوب شرقی آسیا قرنهای زیادی است که به این شیوه غذا خوردهاند و هنوز هم زندهاند.
یادتان باشد وقتی با چینیها روی یک میز مینشینید، آرنجهایتان را روی میز نگذارید. این کار از نظر آنها بیادبی به حساب میآید. کار خیلی آسانی نیست که از راحتی گذاشتن آرنجها روی میز بگذرید اما چینیها واقعا در این باره حساسند. البته شما میتوانید دستتان را تا انتهای مچها روی میز قرار بدهید. اما این یکی را فراموش نکنید که اصلا قابل بخشش نیست. هیچ وقت با چوبهای مخصوص غذا خوردن به سمت کسی یا چیزی اشاره نکنید. با آنها گوشتان را هم پاک نکنید. دلیلش هم از طرف چینیها خیلی ساده بیان شده است. این چوبها وسیله غذا خوردن هستند نه هیچ کار دیگری.
غذاهای هندی به تند بودن معروفند. اما در جاهای مختلف هند، نوع و اندازه این تندی فرق میکند و حتی در بعضی جاها غذاها شیرینند. اما یک رسم کلی در هند وجود دارد، اینطور معروف است که فقیرها معمولا غذاهای تندتر میخورند و غذاها برای بازیگران بالیوود و بقیه پولدارها کمتر تند است.
هندیها هم آداب خودشان را برای غذا خوردن دارند، مثلا آنها هیچ وقت در غذا خوردن اسراف نمیکنند. دلایل خوبی هم برای این کار دارند. آنها معتقدند با افراط در غذا تنبل میشوند و این رشد فکری و جسمیشان را دچار اختلال میکند. هندیها هم از جمله ملتهایی هستند که با دست غذا خوردن را دوست دارند. آنها میگویند: «نباید برای غذا خوردن واسطهای وجود داشته باشد تا انرژی بین غذا و انسان در تعامل باشد.. »
پای ثابت همه غذاهای ایتالیایی پاستاست. غذا خوردن در رستورانهای ایتالیایی معمولا با پیش غذا به دنبال کمی پاستا شروع میشود. بعد غذای اصلی از راه میرسد که شامل ماهی یا گوشت است. دسر یا پنیر هم آخر کار میآید. سالاد هم معمولا بعد از غذای اصلی سرو میشود.
ایتالیاییها به غذا خوردن اهمیت زیادی میدهند و برای وعدههای غذایی، مخصوصا اگر مهمان داشته باشند، وقت زیادی صرف میکنند. در تعطیلات آخر هفته خانوادهها ساعتها صرف ناهار خوردن میکنند. برای ایتالیاییها ناهار وعده اصلی است و معمولا همه خانواده آن را در کنار هم صرف میکنند. یاد پدر خوانده افتادید؟
بیادبی در غذا خوردن
خیلی از قراردادهای مهم روی میز غذا بسته میشوند. دستکم پایههایش همانجا ریخته میشود. این که وقت غذا خوردن چطور به نظر بیایید، در هر رابطهای مهم است. احتمالا برای همین هم خیلی روی آداب غذا خوردن تاکید میشود. اما اگر بخواهیم یک جور دیگری به ماجرا نگاه کنیم امکانهای زیادی در اختیارمان است. مثلا این که بخواهیم کسی را از خودمان بیزار کنیم. یعنی کسی را که موی دماغمان شده، حسابی آویزانمان است و هیچ راهی برای خلاص شدن از دستش وجود ندارد را سر میز غذا ملاقات کنیم و بیادبیمان را در غذا خوردن نشانش بدهیم، همان اول کار مستقیم توی چشمهای طرف مقابلتان نگاه کنید. درست زمانی که لقمههایش را به دهان میبرد. در همان حال قاشق را توی دهانتان ببرید. دهانتان را تا جایی که غذا از آن بیرون نریزد باز کنید و در همان حال سعی کنید درباره یک موضوع بحث برانگیز صحبت کنید. البته اگر چند تکه از غذای توی دهانتان به بیرون پرتاب شد، اصلا هول نکنید، لبخندی بزنید و با دو انگشت اشاره و شستتان غذا را از توی سفره یا روی میز بردارید و در دهان بگذارید. اگر دیدید او با قیافهای در هم و چشمهایی که نشان میدهد حالش از شما به هم خورده به کارتان خیره شده، بدانید که کار چندان جالبی نکردهاید و واقعا حال فیزیکیاش را به هم زدهاید.
تنها کاری که سر میز غذا از انجام دادنش باید واقعا شرم کنید، یادآوری کردن چیزهایی است که به خودی خود چندش آورند. بعضیها فکر میکنند: «وای، چه کار بامزهای.» اما از من بپذیرید که اصلا اینطور نیست. دستکم در 90 درصد موارد اینطور نیست. حتی اگر در جمع دوستان خیلی صمیمیتان هم هستید بدانید این کار اگر ایراد هم نداشته باشد واقعا کار درستی به حساب نمیآید.
به هر حال اگر هنوز میخواهید در غذا بیادبی کنید و در عین حال خیلی هم از رده خارج نباشید، باید بگویم کلا از حرف زدن فروگذار نکنید. منظورم این است که او را به حرف زدن وادار کنید که آب خوش از گلویش پایین نرود. اصلا در این کار ناشیگری در نیاورید. سعی نکنید که حتما حرفهای جالب بزنید، اما اگر تصادفا حرفهایتان بامزه بود هم ایرادی بر شما وارد نیست.
یکی از بیادبیهای غذا خوردن در فرهنگ ما در آوردن صدایی است که به آن بادگلو میگویند. اگر هیچ کدام از روشهای بالا جواب نداد و ابتکارات شخصی خودتان هم راه به جایی نبرد، مجبورید که از آخرین حربه استفاده کنید. چند دقیقهای به خودتان استراحت بدهید و مقدمات کار را فراهم کنید. در این فرصت طرف مقابلتان هم خیالش از بابت کارهای شما راحت شده و حسابی جا خواهد خورد. نتیجه را، هر چه که بود، به ما اطلاع بدهید.
فاطمه شاهچراغی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: