در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
معمولا این اختلال پیش از 15 سالگی شروع میشود. گاهی شروع آن قبل از سن مدرسه است. بندرت ممکن است این افراد دوره دبیرستان را بدون اشکال تمام کنند. اغلب این افراد در دوران کودکی دعواهای مکرر که اغلب منجر به درگیری افراد بالغ میگردد، داشتهاند و اسباب دردسر در منطقه سکونت هستند. سابقه تحصیلی خراب از مشخصات ضداجتماعی است. به هم زدن کلاس یا صحبتهای بیجا و بینوبت نیز دیده میشود. شکست تحصیلی، فرار از مدرسه و اخراج موقت معمولاً منجر به ترک تحصیل یا اخراج میشود.
فرار از منزل نیز شایع است، اگر چه ممکن است محدود به چند بار و به مدت فقط یک شب باشد. در ضمن طی این غیبتها در کشور سرگردان شده، از شهری به شهری با هر وسیلهای که پیش آید میروند، دست به کارهای عجیب و غریب میزنند و به اصطلاح ولگردی میکنند.
از صفتهای بارز دیگر دوران کودکی و نوجوانی این اختلال میتوان به دزدی، دروغگویی، مشاجره و سرکشی در مقابل مراجع قانونی اشاره کرد. همچنین رفتارهای جنسی این افراد معمولا در نوجوانی و زودتر از دیگران شروع میشود و غالبا توام با پرخاشگری، مشروبخواری و استفاده از مواد مخدر است.
این نوع رفتار در بزرگسالی ادامه مییابد و عدم ثبات در کار و حرفه، ناتوانی در اداره خانواده و عدم سازگاری با قواعد و مقررات جاری اجتماع به آن اضافه میشود. پس از 30 سالگی ممکن است جنبههای افراطی این رفتارها کمتر شود بویژه مسائلی مانند رفتار شدید جنسی، مشاجره، جرم و جنایت و ولگردی.
رابرت کگان میگوید: افرادی که مبتلا به شخصیت ضد اجتماعی هستند، باید از نظر ساختار روانشناختیشان به کودکان 10 ساله شباهت داشته باشند. هیچ یک از آنها نمیتوانند مسوولیت بپذیرند، مشکل درک دیگران دارند و بسیار غیر انتزاعی فکر میکنند.
گرچه این افراد از نظر روانی به نظر سالم میآیند، اما غالباً علایمینیز نشان میدهند از قبیل تنش، عدم تحمل زندگی یکنواخت، افسردگی و اعتقاد به این امر که دیگران نسبت به آنها خصمانه رفتار میکنند که در بسیاری از موارد هم واقعیت دارد. اختلال در روابط انسانی و کج خلقی این بیماران حتی تا اواخر میانسالی که رفتارهای ضداجتماعی افراطی کم میشود نیز ادامه دارد.
تقریبا بدون استثنا در ایجاد ارتباط صمیمی، نزدیک و مسوولانه در ارتباط با خانواده، دوستان و جنس مخالف ناتوان هستند. این نابهنجاری غالبا منجر به محدود شدن شدید تواناییهای فرد میشود چنانکه در بزرگسالی به صورت انسانی مستقل، خودکفا و دارای بلوغ روانی در نمیآیند و سالهای بسیاری را در موسسههای درمانی و قانونی بویژه زندانها به سر خواهند برد.
ویژگی اصلی این اختلال شخصیت، نداشتن ظرفیت برای دلبستگی و وفاداری به دیگران یا قوانین زندگی اجتماعی است. این افراد احساس مسوولیت ندارند. بیعاطفه به نظر میرسند و تنها لذتهای فوری برایشان مهم است.
با دلیل تراشیهای لفاظانه، خود را متقاعد میکنند که اعمالشان منطقی و مجاز است. برای نمونه، یک بیمار ضداجتماعی که دست به دزدی میزند عذر بدتر از گناه میآورد که هر کسی دستش برسد دزدی میکند و اگر کسی دزدی نکند کلاهش پس معرکه است!
اینگونه افراد در برخی گروهها بسیار دیده میشوند برای نمونه تا 75درصد زندانیان عادی و قاچاقچیان مواد مخدر و معتادان را این گروه تشکیل میدهند. به دلیل این که توانایی به تاخیر انداختن ارضای انگیزههای خود را ندارند نه تنها نمیتوانند صبر کنند تا با کار و کوشش درس بخوانند، بلکه با جعل مدرک برای خود دیپلم یا مدارک دانشگاهی میسازند و با توجه به این که حوصله ندارند با تلاش برای خود خانه تهیه کنند، میخواهند بسرعت به وسیله اعمال خلاف قانون صاحب خانه و خودرو شوند و چون تحمل ندارند که با صرف وقت مشکلات فرزند خود را حل کنند، با فریاد کشیدن و پرخاشگری او را ساکت میکنند. از آنجا که نمیخواهند با مشکلات زندگی روبهرو شوند، به دنبال لذتجویی آنها به سراغ الکل و مواد مخدر میروند و حتی دیدن عاقبت تلخ معتادان دیگر در آنان بیتاثیر است.
علل جامعهستیزی
4 منبع بالقوه، توجه قابل ملاحظهای را جلب کردهاند: 1. موقعیت خانوادگی و اجتماعی 2. کاستیهای یادگیری، 3. عوامل ژنتیکی 4. کژکاریهای فیزیولوژیکی در دستگاه عصبی مرکزی.
موقعیت خانوادگی و اجتماعی
شواهد نشان میدهد جامعهستیزانی که در طبقات اجتماعی پایین بزرگ شدهاند، از افراد دیگر همین طبقات، دوران کودکی دشوارتری داشتهاند. چندین بررسی نشان داده از دست دادن پدر یا مادر از طریق ترک اتفاقی، طلاق یا جدایی (نه از طریق مرگ یا بستری شدن طولانی) رابطه مستقیمیاز پرورش رفتار جامعهستیزی بعد آنها دارد.
همچنین اغلب نویسندگان معتقدند جو عاطفی مقدم بر طلاق، مثل مشاجرات، کتککاریهای خشن، بیعفتی وقیحانه، الکلیسم، بیثباتی والدین و بیتوجهی پدر است که در جامعهستیزی دخالت دارد.
عوامل ژنتیکی
این احتمال که جامعهستیزی مبنای ژنتیکی دارد از مدتها قبل مورد توجه بوده است. از دید عامه مردم، جامعهستیزی و رفتار اجتماعی از دیر باز به بذر بد و بویژه بذر بدی که از خانواده بذرهای بد به دست آمده مربوط میشده است. با این همه، ارزیابی این نظر کار دشواری است.
اما تحقیقات در مورد دوقلوها و بررسی فرزند خواندگی، یعنی فرزندان والدین جامعهستیزی را در یک خانواده متعادل پرورش دادند که طی بررسیهای طولانی دیدند فرزندانی که از والدین جامعهستیز بودند بیشتر رفتارهای ضد اجتماعی در آنها دیده میشود.
کژکاریهای فیزیولوژیکی
بررسیها نشان داده در این افراد امواج مغزی کُندی نشان داده میشود که ویژگی کودکان بوده و حاکی از نارسیدگی مغز است. همچنین نسبت قابل توجهی از جامعهستیزان در امواج مغزشان خیزک مثبت نشان میدهند.
خیزکهای مثبت، شلیکهای ناگهانی و کوتاه، فعالیت موجی مغز هستند. این خیزکهای مثبت به تنهایی با رفتار تکانشی و پرخاشگرانه در ارتباط است. اغلب افرادی که مرتکب اعمال پرخاشگرانه میشوند و خیزک مثبت نیز نشان میدهند، اظهار میکنند نسبت به اعمالشان احساس گناه یا اضطراب نمیکنند.
کاستیهای یادگیری
عامل محیطی و بویژه خانوادگی نیز در ایجاد این اختلال سهم بسزایی دارد. از این نظر، 2 عامل بسیار مهم در ایجاد این اختلال موثر است، یکی بیتوجهی شدید و مزمن و دیگری نبود تربیت و پرورش صحیح اجتماعی و بویژه اخلاقی. فقدان انضباط متناسب و متعامل، امکان ازدیاد این نابهنجاری را افزایش میدهد. عوامل زیر بنایی دیگری که ایجادکننده این اختلال است، عبارتند از: فقر شدید، جدایی از خانواده و رشد و تکامل شخصیت بدون وجود پدر و مادر و بخصوص هر دو.
درمان
اگر عوامل اجتماعی در ایجاد شخصیت ضداجتماعی نقش داشته باشند، تغییر دادن آنها یا دورکردن فرد ضداجتماعی از آن محیط توصیه میشود. جای دادن کودک و نوجوان ضد اجتماعی در یک محیط گرم و پذیرنده انسانی و حفظ انضباط و رعایت اصول اخلاقی به مدت لازم در آن محیط میتواند موثر باشد؛ همچنین اگر سریالهای خشونت بار تلویزیونی نقشی در ترویج فرهنگ ضد اجتماعی دارد باید کودک را از آنها محافظت کرد.
اگر رفتارهای پدر و مادر و بیتوجهی آنان در ایجاد رفتارهای ضد اجتماعی کودک موثر است باید این رفتارها را صحیح کرد؛ البته اگر فرد ضد اجتماعی خود محور باشد و توانایی مهار خواستههای آنی خود را نداشته و پرخاشگر باشد، نمیتوان امید موفقیت چندانی را داشت.
صابرمحمدی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: