70 درصد معدن هخامنشی گنداشلو در استان فارس طی فعالیت معدن جدیدی در کنار آن تخریب شد. این معدن یکی از معادن مهم هخامنشی است که بخشی از سنگهای خاکستری بهکار رفته در تخت جمشید از این معدن برداشت شده است. این معدن سنگهای مرغوبی دارد و هنوز هم میتوان شیوه برداشت سنگ از این معدن را در زمان هخامنشیان مورد مطالعه قرار داد.
کد خبر: ۲۷۱۵۸۵
فعالیت یک معدن جدید در کنار معدن باستانی گنداشلو و گسترش آن به طرف این معدن هخامنشی باعث تخریب بیش از 70 درصد آن شد. این درحالی است که سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری همچنان هیچ واکنشی به تخریبها نشان نداده است.
«محمدتقی عطایی»، باستان شناس و پژوهشگر دوره هخامنشی با اعلام این خبر به خبرگزاری میراث فرهنگی گفت: «معدن جدیدی که در کنار معدن باستانی گنداشلو در 60 کیلومتری جنوب غرب تخت جمشید دایر شده، طی چند سال گذشته فعالیت برداشت سنگ را آغاز کرده و پیش از این یکبار هم به مسئولان این معدن اخطار داده شده بود که فعالیت خود را کاهش داده و از گسترش آن پرهیز کنند.»
وی در ادامه گفت: «این درحالی است که اکنون نه تنها فعالیت این معدن گسترش پیدا کرده است که به تازهگی بیش از 70 درصد معدن هخامنشی گنداشلو را به طور کامل تخریب کرده است.»
عطایی درباره اهمیت این معدن باستانی گفت: «مطالعات باستانشناسی و پژوهشهای انجام گرفته در خصوص سنگهای به کار رفته در تخت جمشید نشان میدهد که این اثر باستانی از دو نوع سنگ سیاه و خاکستری رنگ ساخته شده است. هخامنشیان سنگهای سیاه را منحصرا از معدن مجدآباد و سنگهای خاکستری را از بیش از ده معدن در سرتاسر منطقه برداشت میکردند که معدن گنداشلو یکی از آنهاست.»
به گفته وی این معدن سنگهای مرغوبی دارد و هنوز هم میتوان شیوه برداشت سنگ از این معدن را در زمان هخامنشیان مورد مطالعه قرار داد.
اهمیت معادن باستانی از جمله معدن گنداشلو از چند جهت است. نخست کیفیت بالای اجرای طرحهای عمرانی در دوره هخامنشی است. توضیح آنکه با وجود کوههای زیادی در اطراف تخت جمشید به دلیل کیفیت پایین سنگ این کوهها هخامنشیان با صرف هزینه و نیروی بسیار ترجیح دادند تا سنگهای ساختمانی خود را از فاصلهای چنین دور در گنداشلو تهیه کنند.
دوم آنکه برای مرمتهای جدید در تخت جمشید بهتر است از همان نوع سنگی که در دوره باستان به کار رفته استفاده شود. بنابراین تخریب و نابودی کامل معدن گنداشلو باعث میشود تا دیگر نشود از سنگهای همان معدن برای مرمت سازههای باستانی تخت جمشید استفاده شود.
این معدن در دهه 60 میلادی توسط سامنر کشف میشود و سپس وی در سال 1979 آن را در پایاننامهاش توصیف میکند. حدود 5 سال قبل نیز یکی از باستانشناسان ایرانی با برداشت نمونههایی از سنگهای این معدن، به لحاظ علمی ثابت میکند که بخشی از سنگهای تخت جمشید از این معدن برداشت میشده است.
همچنین عطایی از تخریب گسترده محوطههای هخامنشی و غیر هخامنشی در مرودشت خبر داد و گفت: «توبی هارتنر طی مطالعات باستانشناسی در مرودشت از محوطههایی که سامنر در دهه 60 کشف کرده بود بازدید کرد و طی گزارشی اعلام کرده است که 50 درصد این محوطه اکنون تخریب شده و دیگر وجود ندارند.»
وی در ادامه گفت: «این درحالی است که مدیریت میراث فرهنگی مرودشت هیچ فعالیت حفاظتی برای کنترل این تخریبها نمیکند و اگر روند تخریب به همین شکل ادامه داشته باشد دیگر برای نسلهای آینده محوطهای باقی نمیماند.»
عطایی علت اصل تخریبها را فعالیت کشاورزان و تسطیح محوطههای باستانی، عملیات عمرانی و ایجاد معادن جدید در کنار معادن باستانی ذکر کرد.
عطایی ضمن انتقاد شدید از مدیرت استان فارس خواستار توجه فوری به مقوله ثبت و حفاظت آثار باستانی در استان فارس، به خصوص منطقه مرودشت شد.
محوطه برم دلک نیز یکی از آثار باستانی استان فارس است که به دلیل بیتوجهی مسئولان میراث فرهنگی این استان اکنون به زبالهدانی نخالههای ساختمانی تبدیل شده است.