در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
آیا رکود اقتصادی جهان رو به پایان است؟
البته بحثهایی درباره پایان رکود اقتصادی جهان مطرح شده است، اما گمان نمیکنم خیلی پایدار باشد؛ بنابراین سخت است بگوییم سختیها را پشتسر گذاشتیم و این بستگی به برخورد مصرفکننده دارد. مصرفکنندهها پسانداز میکنند و پول خرج نمیکنند و نبود موج بزرگ خرید مانع بهبود شرایط پایدار میشود. به علاوه بسیاری از صنایع ظرفیتهای معطل مانده زیادی دارند. بیشتر شرکتهای خودروسازی بیش از تقاضا خودرو عرضه میکنند، پس به نحوی باید اضافه ظرفیت از میان برود.
در مورد بسته محرک مالی اوباما برای کمک به برگشت اقتصاد چه فکر میکنید؟
هزینهای را که برای بعضی چیزها در نظر گرفته شد از جمله 800 میلیارد دلار صرف طرحهای دولتی براین فرض بود که مردم را مجبور به خرج کردن پول کند که اتفاق نیفتاد. اعتقاد مطلق دستگاه اجرایی اوباما این است که شما به محرک مالی نیاز داشتید (بویژه خرج دولتی) و اینکه چرا آنها هزینه هنگفت محرک را قبول کردند. به نظر من از لحاظ تاریخی تداوم توسعه و بهبود وضعیت اقتصادی، همیشه در گرو تزریق محرکهای پولی به اقتصاد بوده است، اما این محرکها در برنامه دولت اوباما دیده نمیشود.
آیا منظورتان از محرک پولی نیاز بانک مرکزی ایالات متحده به چاپ اسکناس بیشتر است؟
از نظر تاریخی افزایش تأمین پول همیشه درمردم انگیزه خرج کردن و پایان دادن به رکود را میدهد. تمام هزینه محرکهای مالی اوباما برای فراهم کردن کسر بودجه دولت فدرال است.
فکر میکنید طرح سرمایهگذاری دولتی خصوصی حرکت هوشمندانهای به منظور تصفیه داراییهای ناسالم انکهاست؟
این فرضیه که سرمایهگذاران خصوصی داراییهای ناسالم را با این استدلال که با گذشت زمان ارزش آنها بیشتر میشود میخرند، قبول ندارم. آنچه دولت سعی در انجام آن دارد تحریک در خرید این داراییها توسط کمکهای دولتی است.
و شما موافق نیستید؟
من نه. فکر میکنم این داراییها باید پاکسازی شوند و تنها راه پاکسازی برای دولت، تحویل گرفتن و آزاد ساختن از دست صاحبان خصوصی (بانکها) است.
آیا دولت باید به بانکهای مشکلدار کمک مالی بکند یا بگذارد ورشکسته شوند؟
من مخالف کمک مالی دولت به شرکتهایی هستم که باید تعطیل شوند، زیرا آنها اساسا ناتوان در پرداخت بدهی هستند. شرکتی که توانایی پرداخت بدهی را ندارد باید در صف ورشکستگی قرار گیرد و بازار یک موسسه را که از این منابع استفاده میکند، رها کند تا توسط شرکتهای تولیدی دیگر بهتر استفاده شود.
شما فقط در مورد بنگاههای مالی صحبت میکنید یا به طورکلی شرکتهایی مثل جنرال موتورز هم باید به حال خود رها شوند؟
صحبت من در مورد تمام شرکتهایی است که قادر به پرداخت بدهی خود نیستند. مهم نیست که این شرکت، تولیدکننده خودرو، شرکت صنعتی یا شرکت مالی باشد. باید تشویق شود یا حتی باید حاضر شود در صف ورشکستگی قرار گیرد. وقتی شما بیهیچ وجه تمایزی از کمک مالی به موسسات دستبردار نیستید، آنها انگیزهای برای احتیاط ندارند، چون میدانند هر کاری انجام دهند و هر مشکلی که به دلیل عملکردشان بهوجود آید دولت همراه آنهاست و کمکشان میکند؛ بنابراین شما انگیزهای برای موسسات ایجاد میکنید تا در مسیری فعالیت کنند که تنها فرصتها را برای آنها افزایش میدهد تا به روش غیرقابل قبول خود رفتار کنند. عملکرد دولت (کمک مالی) بازده و دوراندیشی اقتصادی را کمتر میکند.
بنابراین فکر میکنید نباید به صنعت خودرو کمک مالی شود؟
اگر جنرال موتورز در شرف ورشکستگی بود باید تعطیل میشد. تمام این ظرفیت در تولید خودرو است، اما بازاری نیست که بتواند تمام شرکتهایی را که آماده تولید هستند، جذب کند. اگر مشاغل از میان میروند به این دلیل است که اینها شرکتهایی هستند که نمیتوانند وجود داشته باشند چون بازار تقاضای کافی برای محصولشان را ندارد و اگر بازار تقاضایی نباشد به آنها اجازه موجودیت داده نمیشود. بگذارید بازار تصمیم بگیرد آیا این شرکتها شایستگی حضور را دارند. دولت نباید یکی از آنهایی باشد که قضاوت کند.
بحثهای زیادی در مورد بهبود بهداشت عمومی است. آیا مسیر اوباما درست است؟
مشکل طرح اوباما این است که اگر برنامه اش واقعا تصویب شود او مفهوم هزینهای که بر اقتصاد متحمل میشود را نمیداند. او پول را صرف برنامههای محرک میکند، هر نوع برنامهای و همیشه دستاویزی برای پولی که باید خرج شود را دارد. هنوز علیرغم تمام لفاظی، اوباما واقعا مراقب بودجه نیست. فکر نمیکنم کار دولت فراهم کردن بهداشت عمومی باشد. بخش خصوص این شایستگی را دارد. اوباما مفهوم آنچه از بخش خصوصی میخواهد یا اینکه چقدر هزینه محدودسازی بهداشت عمومی به دلیل مداخله دولت است را نمیداند.
وقتی از محدودیتها میگویید منظورتان از کیفیت بهداشت عمومی به آن خوبی که باید باشد، نیست؟
کیفیت انگیزهای برای ایجاد نوآوری در بهداشت عمومی است که به طور کلی به واسطه دخالت دولت در خطر است. بسیاری از مردم کانادا روند عادی (اعمال جراحی) را ندارند، چون در پیشبینی دولت محدودیت است. بنابراین مردم سالها در صف عملهای عادی میمانند که در آمریکا عادی است. شما اینجا میتوانید بدون سالها انتظار عمل جراحی تعویض مفصل کنید، اما نباید در فهرست بهداشت ضروری باشید.
در مورد درهم شکستن بخش مسکن چطور؟ آیا اوباما کمک کافی به این بخش کرد؟
برنامه دولت ترویج خانهدار شدن بود با تمام افراطکاریهایی که سالها شده بود این اجازه داده شد. مردمیکه هرگز مبلغ رهن را نداشتند تحریک شدند خانه بخرند وقتی که پولی ندارند و درنتیجه آنها افرادی هستند که خانههایشان ضبط میشود و تمام اقتصاد را تحت تاثیر قرار میدهند.
آیا باید گامهای بیشتری برای توقف سلب مالکیت برداشته شود یا بهتر است سلب مالکیت ادامه یابد؟
اگر کاری برای محدود کردن سلب مالکیت میشود تثبیت بیشتر بازار مسکن است. در مورد کمک به آنهایی که وثیقه گذاشتند و نمیتوانند پرداختهای ماهانه را ادامه دهند بسیار صحبت شده اما در واقع کمک خیلی کمی به آنها شده است. اگر آنها در حال حاضر واقعا برنامهای داشته باشند که کار کند، به تثبیت صنعت مسکن کمک خواهد کرد و شانس بهبود وضع اقتصاد را بهتر میکند.
مترجم: بهناز رضائی
منبع: تایم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: