درباره حمید لولایی

پروژه عبور از خشایار

برای یک بازیگر، در وهله اول، ایفای نقشی مهم است که بتواند توانایی‌های او را به اثبات برساند. برای ایفای چنین نقشی، بازیگر باید از تمام توانایی و قدرت و استعدادش بهره ببرد. این اتفاق اگر بیفتد، آن وقت بازیگر تا چند سال در برابر پیشنهادهایی قرار می‌گیرد، که چیزی شبیه همان کاری را ایفا کند که با آن به شهرت رسیده. این اتفاق در اغلب مواقع می‌افتد. یعنی بازیگر خواسته یا ناخواسته در حال تکرار جزییاتی از بازی‌اش است که به واسطه آن اعتبار پیدا کرده. دو دلیل عمده برای چنین تکراری وجود دارد؛ نخست این که بسیاری از نویسندگان و کارگردانان، توانایی‌های آن بازیگر را محدود به همان شاه‌نقشی می‌دانند که ایفا کرده. بنابراین دور و اطراف همان نقش می‌گردند و چیزهایی پیشنهاد می‌کنند که چندان بیگانه با آن نقش نباشد.
کد خبر: ۲۷۰۳۴۱

 این روش خطر ریسک‌پذیری کمتری هم دارد، چون بازیگر توانایی خودش را به اثبات رسانده. دلیل دوم محبوبیت آن شاه‌نقش بین مردم است. انگار که مردمی که مثلاً مرحوم خسرو شکیبایی را در «هامون» آن‌چنان درخشان دیده‌اند، هنوز از بازی او و از کار او سیر نشده‌اند؛ بنابراین از نقش‌های مشابه آن هم استقبال می‌کنند. تا این که این سه جریان؛ یعنی ابتدا خود بازیگر، سپس سفارش‌دهنده نقش و سوم مردم، با این ذهنیت روبه‌رو می‌شوند که «برای یک بازیگر، خوب نیست که یک نقش را دائماً تکرار کند.» یعنی زمانی رسیده که دیگر این شباهت‌ها و یادآوری‌کردن‌ها جذاب و دلپذیر نیست و ممکن است تاثیری معکوس داشته باشد؛ سفارش‌دهنده با مشاهده واکنش مردم و کارشناسان، ترجیح می‌دهد دنبال خلق تیپ تازه‌ای باشد و بازیگر در نهایت با این پرسش بنیادین مواجه می‌شود که آیا تمام توانایی من در عرصه بازیگری محدود به همان یک نقش است؟

از این جای کار به بعد، تلاش برای شکستن آن شاه نقش کلیشه شده آغاز می‌گردد. بازیگر آشکارا از پذیرفتن نقش‌های مشابه خودداری می‌کند و گاه ممکن است از آن ور آب بیفتد. مثلاً سیلوستر استالونه بازیگر سرشناس سینما در دهه هشتاد، پس از کلیشه شدن در نقش‌های رزمی و اکشن، به این خودآگاهی رسید که کلیشه این سال‌ها را بـشـکـنـد. بـنـابـرایـن در فـیـلـم کـمدی آندره میخایلوویچ کونچالوفسکی بازی کرد، اما نتیجه کارش ناامیدکننده بود، زیرا هدفش از ایفای این نقش، بیش از آن که جان بخشیدن به یک شخصیت متفاوت باشد، بیرون آمدن از سایه نقش‌های رزمی و پرتحرکش در سری فیلم‌های راکی و رمبو بود. در سینمای ایران که تعدد ژانر و تنوع فضاها کم است و سینماگران محافظه‌کارانه وارد قلمروهای تجربه‌ نشده می‌شوند، چنین آسیبی بشدت بازیگران را تهدید می‌کند. داریم از بازیگران شاخصی صحبت می‌کنیم که در یک یا دو اثر توانایی خودشان را اثبات کرده‌اند یا برای بازی در این فیلم‌ها جایزه گرفته‌اند یا مورد تحسین مـنتقدان قرار گرفته‌اند، وگرنه بسیاری از بازیگران در سینما و تلویزیون صرفاً حضور دارند بی‌آن‌که بود و نبودشان چندان به چشم بیاید.

حمید لولایی از این دسته بازیگران است که اگر چه با برنامه‌های طنز مهران مدیری شناخته شد و نامش بر سر زبان‌ها افتاد، اما چند سال بعد که در سریال مهران غفوریان در نقش یک پیرمرد طماع و پرخاشگر ظاهر شد، ناگهان محبوبیتی فراوان پیدا کرد و همان نقش خشایار بود که به عنوان جذاب‌ترین تیپ آن قصه مردم را پای این سریال نگه می‌داشت. لولایی بازیگر بااستعدادی است اما مانند خیلی از بازیگران بااستعداد و توانا تا مدت‌ها پس از آن سریال، نقش خشایار را به گونه‌های مختلف در آثار گوناگون تکرار کرد. پس از آن نیز با آگاهی از وضعیت حرفه‌ای‌اش و این تکرار که بتدریج موقعیت او را تحت‌الشعاع قرار می‌داد، پیشنهادهایی را پذیرفت که مطلقاً نشانی از نقش‌های مشهور پیشین‌اش در آنها نبود. ممکن است این‌جا این سؤال در ذهن خواننده ایجاد شود که پس یک بازیگر پس از ایفای نقشی شاخص در فیلم یا سریالی مهم چه باید بکند و چگونه روزگار بگذراند؟ در شرایطی که اگر مشابه کاراکترش در آن اثر شاخص ظاهر شود، متهم به بازی کلیشه‌ای و تکرار خود است و اگر نقشی متفاوت از آن را ایفا کند، باز ممکن است نتواند گلیم خود را از آب بکشد؟ پاسخ به این سؤال کمی پیچیده است. کیم نوواک بازیگر «سرگیجه» اثر فناناپذیر آلفرد هیچکاک که مورد توجه کارگردان نبود و از سر ناچاری پذیرفته شد، در همان سال بازی در «سرگیجه» یعنی سال 1958 در فیلم درخشان دیگری از بیلی وایلدر بازی کرد. کیم نوواک در فیلم هیچکاک ایفاگر نقش زنی اثیری و گریزپا بود و پایان تراژیک فیلم با مرگ تکان‌دهنده او همراه است، در حالی که در فیلم کمدی وایلدر، کیم نوواک نقش یک زن شوخ‌وشنگ و وراج را بازی کرد. درست است که وایلدر و هیچکاک جزو استادان مسلم سینما شناخته می‌شوند و درست است که بازی در فیلم‌های این دو بزرگ، برای یک بازیگر، آن هم در یک سال، یک موفقیت عظیم به حساب می‌آید اما گاه شعور حرفه‌ای یک بازیگر است که مانع از انجام تجربه‌ای می‌شود که به‌ظاهر منفعت و اعتبار یک بازیگر را در پی دارد. با کدام استدلال؟ درک دقیق نقش‌ها و توجه به ذهنیت تماشاگر. توشیرو میفونه اگر چه بزرگ‌ترین و تواناترین بازیگر تاریخ سینمای ژاپن است و خیلی‌ها نقش او را در فیلم‌های آکیرا کوروساوا بسیار برجسته‌تر از یک بازیگر صرف می‌دانند، اما این کارنامه درخشان و این عظمت در عرصه بازیگری را نمی‌توان دربست قبول کرد زمانی که همین میفونه می‌پذیرد در فیلم‌های آمریکایی مثل «آفتاب سرخ» نقش یک ژاپنی احمق و بی‌خاصیت را در کنار آلن دلون و چارلز برانسون بازی کند.

الان دیگر زمانه‌ای نیست که میان بازی یک بازیگر در تلویزیون با سینما یا تئاتر از لحاظ ارزشی تفاوتی قائل شویم و صرف حضور در روی صحنه را برای یک بازیگر فضیلتی به حساب آوریم. حمید لولایی در سریال «زیر آسمان شهر» فوق‌العاده بود. پخش شبانه این سریال و وضعیت سراسیمه‌ای که ساخت این گونه آثار دامنگیرشان است، بی‌تجربگی مهران غفوریان به عنوان یک کارگردان و عملکرد ضعیف او در سال‌های بعد، ثابت می‌کند که حمید لولایی مؤلف اصلی نقش خشایار بوده و بسیاری از عملکرد او در آن سریال، فی‌البداهه و به تشخیص خودش بوده است. بنابراین خوب بودن یا ضعیف بودن سریال «زیر آسمان شهر» خللی در این ماجرا ایجاد نمی‌کند که حمید لولایی به هر حال بازیگری تواناست و متکی بر دانش حرفه‌ای و تجربیات شخصی خودش. شاه‌نقش او در یک کمدی رقم خورده و این نکته را نباید فراموش کرد که کمدین‌ها برای بیرون آمدن از سایه نقش‌های کمیکی که بازی کرده‌اند، کار به‌مراتب سخت‌تری باید بکنند از بازیگران نقش‌های جدی که حالا تصمیم گرفته‌اند در اثری کمدی حضور یابند. به عنوان مثال پرویز پرستویی پس از چند سال بازی در درام‌های جدی و فیلم‌های جنگی شاخص، کار دشواری نداشت برای ایفای نقش اصلی کمدی «لیلی با من است» و جالب است که پس از آن هم با «مرد عوضی»، «مومیایی 3» و «مارمولک» بار دیگر این‌گونه نقش‌ها را تجربه کرد. در حالی که حمید لولایی با سریال‌های کمدی چهره شده بود و مردم همواره دوست داشتند او را در قالب همان کمدی‌ها ببینند، بنابراین بازی او در فیلم‌های در نقش‌های جدی، یک ریسک تمام‌عیار بود و باور آن برای تماشاگر دشوار.

در حال حاضر از لولایی سریال «مسافران» روی آنتن است و پیش از این بازی‌اش را در کنار مرحوم منوچهر نوذری در فیلم شاهد احمدلو دیده بودیم. با چند قسمتی که از سریال «مسافران» به کارگردانی رامبد جوان دیده‌ایم، سخت است قضاوت کردن درباره جایگاه این نقش در کارنامه لولایی، اما از ظواهر امر برمی‌آید که نقش صاحبخانه یکدنده و پرخاشگر و عصبی این سریال برای حمید لولایی می‌تواند موقعیتی تازه را فراهم کند تا این بار در کمدی‌ای از جنس دیگر بدرخشد.

امان جلیلیان

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها