یک سیاستمدار در پیچ و تاب دشوار سیاست

رجب طیب اردوغان رهبر حزب عدالت و توسعه ، حزبی که در روزهای انتخابات پارلمانی ترکیه در سال گذشته خود را حزبی متمایل به اسلامگرایی معرفی می کرد
کد خبر: ۲۶۹۹۰
و شخصیت های اصلی در گروه رهبری آن به رعایت قواعد شرعی معروف بودند ، اینک نخست وزیر ترکیه است .
ترکیه بر حسب قانون اساسی ، حکومتی سکولار دارد و در سازمان امنیتی نظامی ناتو عضویت دارد که تاکنون توسط امریکا رهبری می شده است . قانون اساسی ترکیه همچنین به ارتش این کشور که به طور سنتی از گرایش های شدیدا ضددینی برخوردار است ، نقشی سیاسی بخشیده است و همین امر موجب شده تا در گذشته ، نیروهای ارتش برای تغییر فضای سیاسی کشور در امور داخلی دخالت کنند. در این شرایط است که پذیرفتن امر نخست وزیری برای فردی چون اردوغان ، شخصی که چندی پیش به خاطر فعالیت های مذهبی ، از فعالیت های سیاسی در ترکیه محروم شده بود، کاری دشوار خواهد بود. در گفتگوی پیش رو، اردوغان می کوشد با زیرکی و سیاستمداری به این دشواری ها پاسخ دهد. این گفتگو توسط ناتان گاردلس ، سردبیر فصلنامه «چشم اندازهای نو» (NPQ) انجام گرفته و در شماره ویژه بهار 2003 همان نشریه به چاپ رسیده است .

در اروپا بسیاری هستند که تمایل ندارند ترکیه به اتحادیه اروپا بپیوندد، چرا که ترکیه کشوری اسلامی است ، شما در این باره چه فکر می کنید؛
فرآیند الحاق ترکیه به اتحادیه اروپا که از سال 2004 آغاز خواهد شد، فرصتی فراهم می کند تا نگاه جهان اسلام به اتحادیه اروپا و بالعکس ، نگاه اتحادیه اروپا به جهان اسلام به طرزی مثبت تغییر کند. در این مقطع از تاریخ ، ترکیه رسالت خاصی ، به عنوان پل ارتباطی بین اروپا و آسیا، بر دوش دارد. پیوستن ما به اروپا در واقع خط بطلانی خواهد کشید بر ایده «برخورد تمدن ها»ی هانتینگتون و ثابت خواهد کرد که پیوند تمدنها امکان پذیر است .آنچه که «هویت» اروپا خوانده می شود، هنوز به طور قطع مشخص نشده است . «هویت» سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی اروپا صرفا در دست تعریف است . فرآیند پیوستن ترکیه به اروپا در نهایت به تعریف هویت اروپا کمک خواهد کرد.
امروزه اروپا جایی است که ارتش نقشی در حکومت ندارد ولی در وضعیت به اصطلاح «کمالیستی» فعلی در ترکیه ، ارتش هنوز هم داور نهایی قدرت به حساب می آید آیا این هم تغییر خواهد کرد؛
ارتش نقش بسیار موثر و ویژه ای در شکل گیری و تکوین جمهوری ترکیه ایفا کرده و مسوولیت های خطیری بر عهده داشته است . هر وقت سیاستمداران خلائی در حیات سیاسی باقی می گذاشتند، ارتش آن را پر می کرد اما طی سالهایی که کار سیاست به سیاستمداران واگذار شده ، این نقش ارتش نیز تحول یافته است . امروز در ترکیه یک ثبات و اراده سیاسی مستحکمی شکل گرفته است ؛ ما اکنون با دو حزب حاکم ، قوی ترین پارلمان را طی 50سال گذشته داریم . بنابراین امروز در ترکیه ، اراده سیاسی مردم حرف آخر را می زند. اراده سیاسی بالاترین اقتدار است . ارتش در سطح همسانی با آن قرار ندارد، بلکه جزیی از آن سازمان هایی است که اراده سیاسی را تقویت می کنند.
در مورد جنگ در عراق ، ترکیه در یک نقطه حساس واقع شده است ؛ موضع ترکیه در مساله عراق چگونه خواهد بود؛
ما در سال 1991 ، بهای سنگینی برای جنگ با عراق پرداخت کردیم . دهها هزار نفر از مردم کشورمان به خاطر تروریسمی که بعد از جنگ پدیدار شد (بحرانی که با مساله کردها ارتباط داشت) جان باختند؛ بیش از 100میلیارد دلار خسارت به بار آمد و ما هنوز هم گرفتار آن خسارات هستیم ؛ بر اثر جنگ سال 1991 ، اقتصاد ما ویران شد و ما دیگر نمی خواهیم یک چنین بهایی را پرداخت کنیم . ما نمی خواهیم همان مسائل را در منطقه جنوب شرقی خود تجربه کنیم . ما به مساله عراق به عنوان یک موضوع حقوق بین الملل نگاه می کنیم . ما خواهان جهانی شدن صلح هستیم که آن هم تنها با حاکمیت قانون در عراق زیر نظر سازمان ملل به دست می آید. ما یک قاعده بسیار اساسی داریم و آن این است ؛ ما مخالف تمام رژیم های توتالیتر هستیم و از دولتهای مردمسالار که در آنها افراد در برابر قانون مساوی باشند، حمایت می کنیم .
شما در جایی گفته اید: «حرفهای زیادی درباره این که ما چطور باید سلاحهای کشتار جمعی را نابود کنیم ، زده شده است این ایده خوبی است ، اما آنهایی که چنین حرفهایی می زنند، به نظر نمی رسد چندان علاقه ای به نابودی سلاحهای کشتار جمعی خودشان داشته باشند ، بلکه در حقیقت دارند از تقویت سلاحهای خود حرف می زنند» آیا این گفته شما به ریاکاری مقامات ایالات متحده که برای محروم کردن دولتها از تسلیحات کشتار جمعی با آنها وارد جنگ می شوند ، اما خودشان سلاحهایشان را حفظ و تقویت می کنند ، اشاره دارد؛
نظر من این است که اگر بناست تسلیحات کشتار جمعی نابود شود ، ما نباید در این باره تبعیضی میان ملتهای کوچک و بزرگ قایل شویم .
خیلی از کردهایی که در تبعید به سر می برند و یا پناهنده اروپا شده اند ، آرزو دارند که روزی به وطن برگردند، منتهی با یک موجودیت مستقل کردی آیا شما می توانید آن روز را تصور کنید؛
در ترکیه فقط یک موجودیت مستقل وجود دارد که آن هم ترکیه است.
شما رهبر یک حزب مسلمان و رئیس یک دولت سکولار هستید. اینها چطور باهم جور درمی آید؛
یک حزب صرفا یک نهاد است ؛ این افرادند که می توانند مسلمان ، مسیحی یا کافر باشند. من شخصا سعی می کنم آدم دینداری باشم . هویت ما عبارت است از یک حزب سیاسی دموکرات و محافظه کار حزب ما به هیچ وجه هویت دینی ندارد. خیلی ها فکر می کنند چون در اروپا دموکرات های مسیحی وجود دارند ، پس ما هم باید دموکرات مسلمان باشیم این درست نیست . دین ما ، اسلام ، دین مصون از خطاست ، اما احزاب سیاسی و رهبرانشان مصون از خطا نیستند ، آنها اشتباه می کنند پس ما باید این دو را از هم جدا کنیم .
شما در طول مبارزات خود اغلب از آزادی دینی حرف زدید حالا که حزب شما به قدرت رسیده ، آیا می توانید شعری را که یکبار باعث شد شما به جرم تحریک دینی دستگیر شوید ، از بر بخوانید؛ (در آن شعر از «مساجد به عنوان پادگان» یاد شده بود)
شعری که من خواندم توسط یک نویسنده پان ترکیست و یکی از ایدئولوگ های آتاتورک نوشته شده است ؛ من آن شعر را در یک موقعیت متفاوت و یک زمان متفاوت خواندم به تعبیری من الان برای مدت محدودی در مرخصی به سر می برم ؛ شاید بعدها دوباره آن شعر را بخوانم .

مترجم : محمود سلیمی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها