در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این استاد میانسال نگارگری کشورمان، که از تبار آقامیریهای بزرگ نگارگری ایران است، تمام حرفهایش درخصوص این هنر را در یک جمله خلاصه میکند تا بگوید: نگارگری آنقدر حرفهای ناگفته دارد که نیازی به نو شدن ندارد.
آقامیری، کارشناسی صنایعدستی و کارشناسی ارشد هنرهای اصیل ایرانی را دارد و تدریس در دانشگاهها و آموزشگاههای متعدد هنری را در کارنامه هنری خویش به ثبت رسانده است.
کتاب آرایی قرآنهای نفیس و کتابهای ادبی، طراحی فرش و قالیهای نفیس ابریشمی، کسب عناوین و جوایز متعدد و همچنین مقام اول رشته تذهیب از نهمین و دهمین نمایشگاه بینالمللی قرآن کریم از جمله افتخارات هنری وی به شمار میرود.
گفتگو با استاد آقامیری درباره ماهیت هنرنگارگری و جایگاه این هنر در ایران امروز و جهان است.
برای شروع میخواهم تعریف نگارگری را از نگاه شما بررسی کنم. اصولا نگارگری تعریفی متفاوت با آن چیزی که از آن به عنوان نقاشی ایرانی یا مینیاتور یاد میشود، دارد یا خیر؟
بیشتر تفاوت در نحوه نامگذاری است، نه چیز بیشتری.
یعنی این سه؛ هیچ توفیری با یکدیگر ندارند؟
نگارگری، مینیاتور و نقاشی ایرانی هر سه یکی هستند. در واقع واژه مینیاتور، واژهای است که فکر نکنم قدمت آن به بیش از یک قرن برسد و به هنر اصیل ایرانی ما اطلاق شده است و در مقابل آن واژه نگارگری، واژهای است که نزدیک به یک دهه در مقابل مینیاتور، برگردان فارسی شده است.
پس واژه نگاره و در نهایت نگارگری، چگونه شکل گرفتند.
نگاره در واقع انگاره است. انگارهها در واقع تصاویری هستند که عارف هنرمند در عالم خیال به ذهنش متبادر میشود که این انگارهها وقتی به ظهور میرسند شکل نگاره میگیرند پس نگاره، تصویر عالم خیال است. زمانی که انسان به این عالم وصل میشود از آن بهره میگیرد. آن انگارهها به ذهن انسان میرسد و وقتی در صفحه بوم تجلی مییابد، تبدیل به نگارههایی میشود که با پسوند «گری» که به معنای حرفهاست، ممزوج میشوند، اما به طور کلی نگارگری، مینیاتور و نقاشی هر سه یکی هستند آن هم بدون هیچ تفاوتی از یکدیگر.
خیلیها اکنون درصدد این هستند که با اسنادی ثابت کنند نگارگری هنری کاملا ایرانی نیست. این امر از آن سو بسیاری را برآشفته است که میخواهند با یافتههایی که در هند و آسیای جنوب شرقی به دست آوردهاند، این موضوع را ثابت کنند. چه دلیلی برای رد این شبهه وجود دارد؟
تاریخ هندی این هنر که شما به آن اشاره کردید، خیلی کهن نیست. بلکه این تاریخ به چند صد سال پیش برمیگردد که ما طی تبادلات هنری که با هندوستان داشتیم، از ایران هنرمندانی همچون آقامیرک، میرسیدعلی مظفرعلی و... حدود 20 هنرمند به این کشور برای آموزش نقاشی ایرانی فرستاده میشدند. این موضوع هیچ خللی به نقاشی ایرانی که ما از آن یاد میکنیم وارد نمیکند، هر چند که هر کشوری برای خودش پیشینه هنری خاصی دارد، اما این یک واقعیت است که نگارگری هندوستان اصلا بنمایهاش از ایران شکل گرفته که اواخر دوره صفویه و تیموریان عدهای از هنرمندان تنها برای آموزش به این کشور اعزام میشوند. جالب است که بدانید اعزام استادان به این کشور به طور جدی و برنامهریزی شده در آن زمان دنبال شد تا آموزش نگارگری در هندوستان شکل بگیرد که مکتب هند و ایران از آنجا شکل میگیرد، ولی ما باید به قبلتر از این زمان برگردیم یعنی زمانی که مانی در ایران زندگی میکرده است.
یعنی نقاشی ایرانی به زمان زندگی مانی برمیگردد.
بله صددرصد. نقاشی ایرانی برمیگردد به همان زمانی که مانی با کتاب معروف «ارژنگ» دعوی پیامبری داشته است. اصلا روش دعوتش نیز با تصویر بوده و نقاشیهای موجود در این کتاب بهترین گواه برای سابقه تاریخی نگارگری و نقاشی ایرانی است.
با کمی تغییر جهت میخواهم درباره آموزش امروزی نگارگری صحبت کنم، به عقیده من آموزش نگارگری با این سابقه تاریخی که شما از آن سخن گفتید اکنون در بی سروسامانی صرف به سر میبرد. این موضوع را قبول ندارید؟
منظور شما از بی سر و سامان چیست؟
به نظر من اکنون آموزش نگارگری در ایران از متد و اسلوب خاصی بهره نمیگیرد؛ بیشتر روابط شاگرد استادی جای خود را در این زمینه باز کرده است.
البته این روش به نظر من میتواند روش مناسبی برای آموزش باشد، ولی متاسفانه این یک واقعیت است که از گذشته مدیریتهای هنری ایران کمتر به سمت و سوی توسعه فضاهای فرهنگی و البته زمینهسازی در این حوزه پیش رفتهاند و این نقطه البته در چند سال اخیر به سمت و سویی بسیار مناسب درحال حرکت است. البته ما نمیدانیم عمر مدیریتی که اکنون به نظر من در جهت توسعه هنر در وزارت ارشاد در حال حرکت است، چه میزان است و البته شاید محدود به زمان اندک باشد و شاید این دغدغه آموزشی که شما از آن یاد میکنید، سال دیگر وجود نداشته باشد.
خب، من میخواهم سوالم را تکرار کنم، چون تصور میکنم جواب آن را نگرفتهام. به نظر شما ما اکنون در حوزه نگارگری باید آموزش دانشگاهی داشته باشیم یا آموزش شاگرد استادی؟ فکر نمیکنید وقتش رسیده که پوست اندازی در حوزه آموزش نگارگری داشته باشیم؟
من جواب شما را خیلی مستند دادم. گفتم که اگر مدیریت هنری مثبت بود، باید دوام داشته باشد تا نگاه جامع و حاکمی نسبت به آموزش هنر به وجود آید و آموزش فعالیت هنری به طور مستقل پیگیری شود، ولی ببینید وقتی ما طرح دانشگاه جامع نگارگری را به مجلس دادیم، هیچ جوابی نگرفتیم.
یعنی هنوز دغدغهای برای ایجاد یک دانشکده در این حوزه حس نشده است؟
خیر. هنوز ما دانشکدهای با این نام در ایران نداریم، بلکه آموزشگاهی وجود دارد که به نظرم در مقابل خیل مشتاقانی که میخواهند این هنر را فرا بگیرند، کفایت نمیکند.
خب برفرض، این دانشکده نیز تاسیس شد؛ اما جدا از متولی دولتی چیزی که قرار است در این دانشکده تدریس شود، براساس کدام متد و اسلوب استادان برجسته کنونی باید باشد.
در نگارگری اصول ثابت است، اما رویههای فردی است که فرق میکند وگرنه پایه کار که فرق ندارد. مثلا در یک کار نگارگری مکتبی ابتدا طرح را ایجاد میکنید سپس رنگ و قلمگیری و... در این میان فقط شیوه و سبک و سیاق متفاوت است و هر عزیز استادی نیز سبک خاصی برای خودش دارد.
این موضوع را قبول دارید که در این حوزه آدمها یا بهتر بگویم استادان بیشتر باید مقبول هنرجو قرار بگیرند تا خود هنرنگارگری؟
خب این یک اصل است. وقتی هنرجویی که جوینده است و شخصی را میخواهد مراد هنری خویش قرار دهد، نیازمند ارتباط روحی با خصایل انسانی استادی است که روحیات خویش را در یک اثر هنری جلوه میدهد، از این رو به واسطه تعریفی که از نگارگری ایرانی و ارتباط خلق یک اثر از انگارههای ذهنی هنرمند تا ثبوت در یک اثر هنری دارد، مطمئنا هنرجویان این رشته ابتدا هنرمند را برمیگزینند سپس هنر را؛ زیرا این اصل به منشأ خلق در این حوزه میرسد.
چندی است که کشورهای اطراف ما که بیشتر عربی نیز هستند، به هنر نگارگری توجهی ویژه کردهاند و آثار هنری هنرمندان ما را به قیمتهای بالا میخرند. حتی در نمایشگاهی که در امارات نیز برگزار شد، کارهای هنرمندان ایرانی را خریدند تا در موزهای به عنوان هنر اسلامی اعراب و تحت عنوان هنر اربسک به نمایش بگذارند، شما در جریان این اتفاق هستید؟چرا هنرمندان ما به سمت کشورهای عربی میروند و برای دل شیخ عرب میکشند تا هنر ایرانی به نام دیگری و البته به کام دیگری شناخته شود؟!
من کاملا در جریان این قضیه هستم، زیرا خودم و شاگردانم هم در نمایشگاهی که چندی پیش در امارات برگزار شد، شرکت کردیم. این موضوع مانند ساختمان بیسرپرستی میماند که شهرداری وقتی میببیند سرپرستی ندارد، به نحوی برای آن که آن محل مورد استفاده قرار بگیرد، مورد بهرهبرداری خودش قرار میدهد. قضیه نگارگری هم دقیقا همین طور است. چون متولی درستی در ایران برایش وجود ندارد. متاسفانه با نپرداختن به این مساله که درجامعه نیازی به هنر احساس نمیشود، دیگران از این فرصت استفاده میکنند.
در این نمایشگاهی که شما از آن یاد کردید به نفر اول که یکی از شاگردان من بود، 18 میلیون تومان جایزه دادند. حال ببینید کدام یک از جوایز داخلی آن هم در حوزه هنر از یک یا 2 میلیون تومان بالاتر میرود.
حتی در این نمایشگاه، وقتی عنوان شد این آثار بیشتر از این قیمتها میارزد، وزیر فرهنگ امارات اعلام کرد که ما قیمتهایی بالاتر از کشور خودتان اعلام میکنیم که ما در آنجا، دیگر حرفی برای گفتن نداشتیم.
به نظرم، وقتی داخل کشورمان به این هنر بها داده شود، دیگر مجالی برای خارجیها در این زمینه نمیماند.
واقعا چه اتفاقی افتاده است که بسیاری از موزههای معتبر دنیا به خرید آثار نگارگری ایرانی میپردازند، اما هنوز در کشورمان موزهای به این نام وجود ندارد.
یکی از خریداران عمده کارهای خود من و دیگر نگارگران کشورمان موزههایی در خارج از ایران هستندکه به دنبال تکمیل گنجینه خود با نام هنر ایرانی اسلامی هستند، واقعا من هم از این موضوع سر در نمیآورم.
به عنوان مثال آیا در اکسپوی تهران، اثری از نگارگری به نمایش گذاشته شد تا در انتها فروخته شود.
نه هیچ اثری در این اکسپو و نه نمایشگاههای دیگر فروش آثار هنری از حوزه نگارگری به فروش نرسید، تنها موزه هنرهای معاصر تهران برخی از آثاری را که در دوسالانه برگزیده شده بودند، خریداری کرد.
خب با این اوصاف، اکنون برای مانایی نگارگری حمایت از این هنر بیشتر مهم است یا هدایت آن؟
الان در بحث خرید آثار نگارگری مشکلی که وجود دارد، این است که برمیگردد به مقدار زمان کاری که شخص در طول روز برای آن اثر انجام داده است و مواد به کار رفته برای خلق آن اثر. بنابراین بسیاری از هنرمندان رغبتی به فروش آثارشان نشان نمیدهند. جالب آن است که وقتی بخواهند اثرنگارگری فروخته شود، باید کمیتهای برای خرید آثار تصمیم بگیرد که در این میان، هیچ یک از اعضای کمیتهای که در زمینه خرید آثار نگارگری در موزه وجود دارد، اصلا نگارگر نیستند. شاید تنها مدیریت کنونی مرکز هنرهای تجسمی که در زمینه توجه به هنر نگارگری خدماتی انجام داده و شاید این هنر دوباره رو به احیا رفته است، اما واقعا میترسم که این هنر سالهای آینده و شاید پس از این برون رفت از این وضعیت به کجا خواهد انجامید.
باید درمان درد هنرنگارگری به صورت کلان در مجلس مطرح شود و با برنامهریزی، این هنر رو به احیای دوباره بیاورد.
براساس اطلاعات موجود بیش از 95درصد شرکتکنندگان دوسالانه نگارگری را جوانان تشکیل میدادند. شما این موضوع را مثبت ارزیابی میکنید؟ منظور این است که این امر استقبال به شمار میرود یا تنها حضور جوانان و حضور نیافتن پیشکسوتان این هنر است؟
ببینید میانسالان ما در این دوسالانه حضور داشتند خیلی از قدیمیهای این رشته دیگر کمکم دارفانی را وداع میگویند و نمیتوانیم انتظار داشته باشیم نگارگران مسن هم مانند جوانان در رویدادی اینچنین حضور یابند. در این دوسالانه 1600 اثر به دبیرخانه رسید که در این رویداد تنها 360 اثر به نمایش درآمد.
من سوالم این است که تکلیف جوانانی که در این رویداد شرکت کردند اما آثارشان در این رویداد به نمایش درنیامد، چیست؟ باید دید تکلیف این همه شور ایجاد شده در حوزه نگارگری چیست؟ آیا مدیریت کلان هنری تدبیری اندیشیده است که نحوه برخورد ما با چهرههای جدید در این رشته که میخواهند و شاید بهتر است بگوییم باید حضور یابند چگونه باشد؟
به نظر من خیر، زیرا هنوز فضا و مکان هنری برای این رشته پیشبینی نشده است. ایجاد فضای هنری یکی از وظایف متولیان هنری است. اگر نسبتها را باتوجه به معیار جمعیت کنونی ایران مورد توجه قرار دهیم، میبینیم که چقدر فضای محدود هنری در این زمینه وجود دارد.
پس هنرنگارگری با توجه به همه این محدودیتها یا بهتر بگوییم کمبود امکانات، چرا این همه مورد توجه جوانان قرار گرفته است؟
چون نگارگری هنر ملی و مادری ماست. هنری است که هیچ کجای دنیا نمیتواند به ما دهن کجی کند که شما از ما آن را به عاریه گرفتهاید. بارها شنیده شده که به بسیاری از عزیزان هنرمند ما که هنرهای غربی را تقلید کردهاند، گفته شده است که شما هنر ما را تقلید میکنید.
آنها (غربیها) در مواجهه با نمایشگاه نقاشی مدرنی میگویند که شما حق ندارید هنر ما را برای خود به نمایش بگذارید. حتی به ما میگویند ما هنر ایرانی را میخواهیم، اما شما باز در کشور ما هنر غربی را به نمایش میگذارید.
اما هنر فرشها، هنرنگارگریها و هنر زرنگارهها همه ثروت خود ما و هویت فرهنگی ماست که در سطح جهان تجلی میکند. این حس خوشایند باعث میشود بسیاری به این هنررو بیاورند و این هنر این همه مشتاق داخلی و خارجی پیدا کند.
حال چه کنیم که این هنر جهانیتر شود، قبول دارید هنوز بسیاری در جهان این هنر را نمیشناسند؟
به نظرم یکی از راههای اشاعه یک فرهنگ و یک هنر زمینهسازی برای نشر درست آن هنر و فرهنگ است. یک هنر مانند نگارگری اگر فرامرزی شده بیشتر مانا میشود. هنر و هنرمند مرز ندارد. هنرنگارگری باید در نمایشگاههای بینالمللی به نمایش درآید تا بیشتر جهانی شود.
برخی معتقدند برای جهانی شدن بیشتر، این هنر نیازمند نوآوری است. این موضوع را قبول دارید؟
میگویند نگارگری در هرلحظه نیازمند تحول است و البته در درون خودش نیز تحول دارد و چیزی نیست که ما منتظر حرکتهای نویی در این زمینه باشیم. من هر بار که قلم مو به دست میگیرم، جنبش و پویایی را در آن میبینم که با روز قبلترش متفاوت است.
اگر بخواهیم این نوآوری و تازه شدن را تعریف کنیم، باید به دنبال تغییرات ساختاری یا مفهومی یا حتی تکنیکی باشیم.
تکنیک هم از وادی مفهوم و ساختار شکل میگیرد اینها توام با هم تجلی میکنند و نمیتوان این سه را از یکدیگر تفکیک کرد. وقتی من میاندیشم، در حال نو شدن در آثار من تجلی میکند. پس اگر اندیشه من این حال را نپذیرد، در آثار من تجلی نخواهد یافت. قطعا این امر پس زمینه ذهنی دارد که در آثار من جلوهگری میکند.
من پرسشم را تکرار میکنم، برای جهانیتر شدن هنر نگارگری باید دقیقا به دنبال چه باشیم؟
دقیقا باید ساختار حرکت کلان تصمیمگیریهای هنری در کشور به این سمت برود که این هنر از بعد فانتزی دربیاید و به عنوان هنری ملی و ایرانی به جهان معرفی شود و سپس فضاسازی صورت بگیرد تا غنای این هنر دنیا را در مقابل خود به کرنش وا دارد.
درخصوص هنر زرنگاره ایرانی نکتهای را بگویم که شاید کمتر مورد توجه قرار گرفته است. اکنون نزدیک به یکپنجم جمعیت جهان را مسلمانان دربرگرفتهاند، کتاب همه این مردم مسلمان، کتاب واحدی به نام قرآن کریم است. تنها کشوری در دنیا که هنرش مجاز است بر روی کتاب مسلمانان کار شود، ایران است. تنها قرآن است که درکنار آیات تحریری، آیات تصویری با تذهیب کار میشود. این بزرگترین افتخار قدسی و مقدسی ما ایرانیان است. این وجهی از نگارگری ماست. ما حتی بدون تحول و ساختارشکنی هم میتوانیم این هنر را جهانی کنیم، فقط نیاز به معرفی دارد. این هنر درحال حاضر اینقدر حرف برای گفتن دارد که دهها سال میتواند ذهن پرسشگر مخاطب جهانی را به خود مشغول کند.
همه اینها، تلاشهایی برای جهانی شدن این هنر است، اما واقعیت دیگری هم وجود دارد که مردم ایران با این هنر و اصولا هنر نقاشی زیاد آشنا نیستند.
نکته بسیار خوبی است؛ باید فرهنگسازی حضور محصولات هنری در سبد خانوار مردم صورت پذیرد.
سبد مصرف مردم ما در اندازه معیشت است و از نظر تغذیه روحشان کمتر چیزی را در این سبد قرار میدهند. باید کاری کرد که نیاز حضور این محصول هنری و دیگر محصولات هنری برای مردم ایجاد شود.
مثلا یکی از بزرگترین اشکلاتی که میتوان از سیستم آموزش و پرورش ایران گرفت، این است که سالهاست این سازمان، هنر را به عنوان زنگ تفریح قرار داده است و همیشه زنگ هنر برای پرکردن ساعات دیگر درسها استفاده میشود. این بزرگترین آسیب است که هنرجو از کودکی از هنر میبیند.
هنر باید در درسهای جدی دوره راهنمایی و دبیرستان ما قرار بگیرد تا بتواند پویایی بیاورد، اما متاسفانه هنر همیشه به عنوان زنگ تفریح مطرح بوده است و این بزرگترین آسیبی است که ما به جامعه هنری و غیرهنری خودمان میزنیم. همان دانشآموز که از زنگ هنر محروم شده است، میتوانست از کودکی گامبه گام با هنر آشنا شود و همین طور رشد کند و حتی در بزرگسالی در لایههای مدیریتی هنر قرار بگیرد.
من تصور میکنم بخشی از این بیاعتمادی میان مردم و آثار هنری به خود هنرمندان برمیگردد. قبول دارید که بسیاری از هنرمندان، هنر را فقط برای هنر خلق میکنند و هنر، جایگاهی در میان اصحاب هنر ندارد.
تابلویی در یک نگارخانه به قیمتی بالا عرضه میشود که هیچ خانواده ایرانی قادر به خرید آن نیست. اما آن اثر توسط واسطهای خریداری میشود و در جایی دیگر به قیمت گزافی به فروش میرسد. این از ارزش هنری تابلو کم نکرده و قیمتش نیز بالا نیست. بلکه توان خرید خانواده ایرانی در عرصه هنر پایین است و علتاش این است که باید هنر در سیستم آموزش و پرورش قرار بگیرد تا زایایی ذهن از کودکی با انسان همراه شود. باید کودکی که تازه به دنیا میآید، هنر را ببیند تا فرهنگ خرید آثار هنری در آینده وی بخشی از زندگیاش شود.
مهدی نورعلیشاهی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: