در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
آن هم ماجرای دنباله دار آقای مشایی! کار به شخصیت، ویژگی ها و قابلیت های آقای مشایی ندارم، چون همه آنها عیان است و آنچه که عیان است چه حاجت به بیان است!
اما نکته مهم و اساسی در این ماجرا چگونگی نصب و عزل ایشان است. نصب آقای مشایی به عنوان معاون اولی رئیس جمهور 25 / 4 /88 و در سفر استانی هیات دولت به مشهد انجام شد. کسی هم تصور نمی کرد که پیش از آیین تنفیذ و تحلیف اینگونه انتصابات انجام شود.
برخی مخالفت ها به ویژه از سوی اصولگرایان و حامیان آقای احمدی نژاد به صورت جسته و گریخته با این انتصاب می شد تا آنکه روز سه شنبه 30 تیر ماه 88 آقای ابوترابی فرد نایب رئیس مجلس شورای اسلامی از وجود نامه ای خبر داد که رهبر فرزانه انقلاب به رئیس جمهور ابلاغ کرده اند مشایی باید برکنار شود.
در این میان حمایت هایی هم از سوی دولت از این انتصاب صورت گرفت.
آقای جوانفکر مشاور مطبوعاتی رئیس جمهور با انتقاد از رفتارها در واکنش به انتصاب مشایی به عنوان معاون اولی، این رفتارها را خارج از قاعده ارزیابی کرد و گفت: منتقدان انتخاب مشایی زیاده خواه هستند!
آقای ثمره هاشمی هم که خود عنوان تازه تاسیس دستیار ارشد ریاست جمهوری را به خود اختصاص داده است، در این باره گفت: «در انتصاب مشایی هیچ تجدید نظری صورت نمی گیرد.»
سایت متعلق به آقای مشایی هم در تاریخ 31 تیر ماه در مطلبی ، در واکنش به انتقادات نسبت به انتخاب او به عنوان معاون اولی رئیس جمهور، وی را گل سبد اصولگرایان خواند و مخالفان این انتصاب را سهم خواه، حسود و نادان دانست. نویسنده تاکید کرده بود:« نظرات وی (مشایی) در مورد دوستی با مردم اسرائیل مواضع رسمی دولت بوده است!»
مواضع و دیدگاههای مخالفان انتصاب مشایی ادامه داشت تا این که از زمان ابلاغ نامه رهبر فرزانه انقلاب به رئیس جمهور ، 7 روز گذشت.
نامه حضرت آیت الله خامنه ای 2 / 5 / 88 منتشر شد. نامه با دستخط ایشان و به تاریخ 27 تیر 1388 نوشته شده بود.
همان شب انتشار نامه رهبری هم ثمره هاشمی از کناره گیری مشایی خبر داد و سپس آقای مشایی در نامهای بدون هیچ عنوان و خطابی کناره گیری خود را اعلام کرد. نامه دومی هم خطاب به رئیس جمهور مبنی بر کناره گیری و استعفا از معاون اولی منتشر شد و پس از آن نیز نامه دو خطی رئیس جمهور به رهبر معظم انقلاب.
پرسش های بسیاری در این ماجرا مطرح است که نیاز به دریافت پاسخ دارد و رئیس جمهور باید به این پرسش ها پاسخ دهد.
اکنون بحث ولایت پذیری مطرح است. بر آنان که ادعایی ندارند حرجی نیست، اما از آنان که مدعی هستند توقع بسیاری می رود.
پرسش های مطرح در این مقوله را می توان اینگونه بیان کرد؛
1- ابلاغ نامه رهبر انقلاب 27 تیر 88 به رئیس جمهور صورت گرفت، چرا در همان موقع از سوی رئیس جمهور پاسخی به نامه داده نشد؟
2- چرا رئیس جمهور و دیگر مشاوران ایشان در مقام دفاع از این انتصاب برآمدند؟
3- چرا مخالفان این انتصاب ، نادان ، حسود و زیاده خواه خوانده شدند؟
4-چرا رئیس جمهور خود به برکناری مشایی اقدام نکرد؟
5- چرا پاسخ رئیس جمهور به حکم رهبری نظام ، پس از استعفا و اعلام کناره گیری مشایی صادر شد؟
6-چرا رئیس جمهور بازهم مشایی را پس از نظر رهبری، بلافاصله به سمت رئیس دفتر و مشاور خود منصوب کرد؟
7- در حکم رهبر انقلاب آمده است ، «لازم است انتصاب مذبور ملغی و کان لم یکن اعلام گردد». آیا این انتصاب از سوی رئیس جمهور محترم، ملغی و کان لم یکن اعلام شد؟
اگر ولایت فقیه را می پذیریم باید همه جانبه آن را قبول داشته باشیم ، نه این که اگر در جایی به نفع ما حکم صادر نشد با اکراه آن را بپذیریم و در جایی هم که به نفع ما بود ، بگوییم ولایت با ماست.
عرصه ، عرصه آزمون است. آزمونی سخت ، شاید از این آزمون سرافراز و سربلند بیرون نیاییم!
محمد صفری
جام جم آنلاین
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: