سینما و تلویزیون در هفته‌ای که گذشت

دشمنان سینمای ایران ....!؟

شما هم شاید در وسط روز بیننده برنامه رنگین کمان که هر روز از شبکه 5 سیما به نمایش درمی‌آید باشید به احتمال زیاد با دیدن این برنامه یاد گذشته می‌افتید و این پرسش در ذهن شما شکل می‌گیرد که چگونه می‌شود یک برنامه که آغازی عالی داشت به تدریج و به مرور زمان به جای این‌که کامل‌تر و دیدنی‌تر شود، سراشیبی افت کیفیت را با سرعت طی کند؟ برنامه رنگین کمان از معدود برنامه‌های کودکی بود که چند سال پیش با یک فکر تازه به روی آنتن شبکه تهران رفت و با استقبال بی‌نظیری روبرو شد. جالب اینجاست که مخاطبان این سریال را هم بزرگسالان و هم کودکان تشکیل می‌دادند. برنامه رنگین کمان با این تفکر سازندگان مقابل دوربین رفت که برای آگاهی دادن به کودکان باید مانند خود آنها عمل کرد؛ کودکان مدام سوال می‌کنند، چیه و چرا تکیه کلام‌های اصلی آنهاست به همین دلیل سازندگان این برنامه دو عروسک طراحی کردند به نام چرا و چیه.
کد خبر: ۲۶۷۲۰۵

ابتدا چرا به میدان آمد که پسری بازیگوش در عین حال مودب بود که او را می‌توان نماینده کودکان دوست‌داشتنی و پر سوالی دانست که مدام می‌خواهند اطلاعات خود را افزایش دهند. بعد از چرا، چیه به برنامه راه یافت، عروسکی که به شکل دختر طراحی شده بود و مکمل چرا بود. مجری این برنامه با نام خاله نرگس آنقدر خوب با این دو عروسک ارتباط برقرار می‌کرد که خیلی زود توانست به محبوب دل بچه‌ها تبدیل شود. رنگین کمان در ماه‌های اولیه تولید به برنامه‌ای پر مخاطب و آموزنده تبدیل شد و نشان داد که برای هر قسمت آن فکر و اندیشه‌هایی دست به کار می‌شوند اما در اوج محبوبیت این برنامه، گروه سازنده برنامه رنگین کمان به کلی عوض شدند و تهیه کننده رنگین کمان که در راه تولید این برنامه تجربیات خوبی به دست آورده بود به کلی از شبکه تهران رفت؛ رنگین کمان هم عوض شد و آنچه که ماند مجری آن یعنی خاله نرگس بود، این مجری هم مانند موم خود را به نوع فکر و برنامه‌ریزی تهیه‌کننده برنامه سپرد و هر روز به شکلی درآمد که او می‌خواست. برنامه رنگین کمان بدون چیه و چرا هر روز شکل و قالبی متفاوت گرفت، یک روز کمیک شد، یک روز غمناک شد، یک روز با چند مجری به روی آنتن رفت و روز دیگر با یک مجری به راه خود ادامه داد. عروسک‌های زیادی به این برنامه آمدند و رفتند بدون این‌که هیچکدام بتوانند مونس‌های خوبی برای کودکان باشند. زمان گذشت تا به اکنون رسید و حالا هم خاله نرگس و نیما درکنار یک عروسک سگ و گربه رنگین کمان را روی آنتن می‌فرستند. اگر از این پرسش بگذریم که چگونه می‌شود عروسک‌هایی به شکل آدمیزاد جای خود را در یک برنامه تلویزیونی به عروسک‌هایی به شکل حیوان بدهند از این پرسش نمی‌توانیم بگذریم که چرا این سگ و گربه که نماد جنگ و ستیز هستند اینقدر بی‌تربیت هستند. مثلا سگه به گربه می‌گوید تعطیل و بچه‌هایی که این برنامه را می‌بینند بلافاصله به اولین شخصی که کنارشان نشسته است می‌گویند تعطیل. بدون این‌که بدانند این واژه یعنی چه؟ خشونتی که در بیان گوینده این سگ و گربه وجود دارد ناخودآگاه بچه‌ها را تشویق می‌کند که آنها از موضع بالا با یکدیگر صحبت کنند و کمتر به این نکته بیندیشند که باید برای یک زندگی دوستانه مسالمت‌آمیز در کنار هم باشند.

نقد برنامه‌ای مانند رنگین کمان که برای کودکان تولید می‌شود فرصت و فضای مناسب خود را می‌طلبد اما آنچه مهم است این است که چرا باید سازندگان یک برنامه بعد از سال‌ها تجربه اندوزی و درست زمانی که برنامه آنها به بار نشسته است و مخاطبان خود را شناخته است برنامه را ترک کنند و هویت برنامه را به هم بریزند؟ برنامه رنگین کمان کم‌کم به امضای شبکه تهران تبدیل شده بود و شاید بهتر بود مدیران این شبکه طراحان این امضا را برای خود نگه می‌داشتند تا این برنامه پرمخاطب مانند نمدی سنگین روی دست شبکه تهران نماند. حالا دیگر نه شبکه دلش می‌آید پخش این برنامه را قطع کند و از ظواهر امر چنین برمی‌آید که سازندگان این برنامه هم چندان حوصله خرج کردن اندکی خلاقیت ندارند. رنگین کمان روی آنتن می‌رود چون سال‌هاست تولید می‌شود و جای آن در ساعات ظهر تثبیت شده است اگر رنگین کمان برود حتما جای آن خالی می‌ماند و این خالی بودن توی ذوق خواهد زد اما بد نیست به این نکته هم توجه شود که مردم به مرور به این جای خالی عادت می‌کنند و شاید حتی بد نباشد جای خالی به وجود آید تا مدیران شبکه به فکر پر کردن این جای خالی با یک برنامه بهتر باشند. رنگین کمان به روزمرگی دچار شده است و این روزمرگی برای یک برنامه چندین ساله تلویزیون ابتدای ویرانی خواهد بود.

طفلکی سینمای کودک

حالا که صحبت از کودکان و برنامه‌های آنها شد بد نیست نگاهی هم داشته باشیم به اخباری که قرار است کودکان را به جشنواره فیلم کودک که مرداد در همدان برگزار می‌شود پیوند دهند. البته بد نیست در همین ابتدا به مدیران و برگزارکنندگان جشنواره فیلم کودک که امسال بیست و یکمین دوره آن در همدان برگزارخواهد شد پیشنهاد بدهیم که برای پر بارتر شدن کارنامه خودشان هم که شده یک نظرسنجی برای کودکان و نوجوانان طراحی کنند و از آنها دو سوال اساسی بپرسند؛ اول این‌که آیا آنها می‌دانند سینمای کودک چیست؟و دوم این‌که چه تعداد از کودکان ایرانی جشنواره فیلم کودکان را می‌شناسند و می‌دانند که چرا این جشنواره برگزار می‌شود و اصلا این جشنواره چه تاثیری بر سرنوشت آنها دارد؟

این سوالات باید پرسیده شود تا مدیران متوجه شوند که کودکان امروز با مساله‌ای به نام سینما کاملا بیگانه هستند و این هنر اصلا برای آنها وجود خارجی ندارد.آنها بنا به تقلید از بزرگترهایشان به سینما می‌روند تا فیلم تماشا کنند و وقت خود را پر کنند. برای آنها سینما یک هنر نیست بلکه سینما مترادف است با سالنی تاریک که در آن فیلم نشان می‌دهند تا آنها به چیزهایی بخندند که پدر و مادر‌ها در خارج از سینما آنها را بی تربیتی معنا می‌کنند اما معلوم نیست به چه دلیل به سینما که می‌روند و همه جا که تاریک می‌شود به همین بی‌ادبی‌ها می‌خندند. در کشورهایی که آینده کودکان مهم است و دنیای فردا در دست کودکان امروز است فقط یک شعار زیبا نیست در درس هنر دانش آموزان درس سینما هم گنجانده شده است و آنها از کودکی با هنری فراگیر به نام سینما آشنا می‌شوند و درمی‌یابند که برای آینده خود می‌توانند این هنر را به عنوان حرفه انتخاب کنند. اما در کشور ما هنر سینما بیشتر هنر تجربی است که کودکان وقتی بزرگ می‌شوند در پی یافتن معنای وجودی آن به سینما روی می‌آورند و مدتی شاگردی و دستیاری می‌کنند تا فنون آن را از قدیمی‌ها فرا بگیرند. وقتی بچه‌ها بزرگ می‌شوند و به سینما علاقه‌مند می‌شوند و به دانشگاه می‌روند تا درس سینما بخوانند تازه متوجه می‌شوند که دانشگاه هنر ایران سینماگر آموزش نمی‌دهد بلکه دانشجویانی تربیت می‌کند که فقط یاد بگیرند چگونه فیلم تماشا کنند. سینما در ایران یک هنر تجربی است که برای آموختن آن باید عمری را فدا کرد. اما اگر سینما از ابتدا به مساله و دغدغه کودکان تبدیل شود حتما آنها برای انتخاب آن به عنوان یک برنامه‌ریزی منسجم‌تری خواهند کرد. اما اکنون سینما برای کودکان ایرانی معنایی ندارد که آنها به این هنر فراگیر توجه کنند. اگر بگوییم که سالن‌سازی برای کودکان در تمام کشورهای پیشرفته یکی از اصول سینما و گسترش آن است محکوم به این می‌شویم که حرفی تکراری را تکرار کرده‌ایم اما واقعیت این است زمانی که مدیران شهرداری و سینما به فکر ساخت سالن سینما می‌افتند به تنها چیزی که فکر نمی‌کنند سالنی مناسب برای کودکان و نوجوانان است اگر چنین فکری را در ذهن داشتند شاید یکی از سالن‌هایی که در این سال‌ها ساخته شد برای این گروه سنی در نظر گرفته می‌شد.

مدیران جشنواره فیلم کودک و نوجوان بد نیست به این پرسش هم پاسخ بدهند چند تا از فیلم‌هایی که سال گذشته در جشنواره فیلم کودک به نمایش درآمدند و پروانه زرین هم گرفتند توانستند اکران عمومی شوند؟ فیلمسازانی که به سینمای کودک علاقه‌مند هستند با چه معیاری فیلم‌های جدید خود را می‌سازند؟ آنها که هیچگاه رو‌در‌رو با مخاطب کودک قرار نگرفته‌اند تا بدانند این مخاطبان از چه نوع داستانی در سینما خوششان می‌آید و با چه ساختارهایی بیشتر ارتباط برقرار می‌کنند.

اگر بگوییم که جشنواره فیلم کودک پر کردن صفحات پرونده کاری مدیران سینمایی است بیراه نگفته‌ایم. گاهی ارائه بیلان کار هزینه و وقت می‌طلبد. اما تا به کی باید بیلان کاری آنقدر مهم باشد که اصل قضیه را تحت‌الشعاع قرار دهد. اصل قضیه سینمای کودک است که در کشور ما جایگاهی ندارد.

سینمای ایران و دشمنانش

تا چند هفته دیگر تکلیف وزیران جدید مشخص می‌شود و چنان که از اخبار مشخص است و بر اساس اظهارات رئیس جمهور به احتمال زیاد وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز تغییر می‌کند و با تغییر این وزیر معاونت سینمایی هم دچار تغییراتی خواهد شد. با همه اینها محمدرضا جعفری جلوه هفته گذشته در مصاحبه‌ای به دفاع از عملکرد 4 ساله خود پرداخت که البته ما به دفاعیات او در این مطلب کاری نداریم اما نکته جالبی که در این مصاحبه وجود داشت استفاده واژه دشمنان سینمای ایران بود! جعفری جلوه با ذکر این نکته که مدیران سینمایی در 4 سال گذشته با ایجاد بخش‌هایی مانند جلوه‌گاه شرق در جشنواره فیلم فجر خواستند به سینماگران آسیایی یادآوری کنند که باید به منطقه و فرهنگ خود توجه کنند گفت: اما دشمنان با راه‌اندازی جشنواره آسیا پاسفیک این حرکت ما را مخدوش کردند بخصوص وقتی که مقر این جشنواره را در استرالیا گذاشتند... .

در این میان تقصیر را نمی‌توان متوجه معاون سینمایی کرد بلکه مقصر کسانی هستند که اطلاعات درست را به معاون سینمایی نمی‌دهند و نمی‌گویند که جشنواره آسیا پاسفیک سابقه طولانی دارد و یک دوره آنهم چند سال پیش در ایران و در شیراز برگزار شد بنابراین نمی‌توان این جشنواره را دشمن سینمای ایران دانست.

سارا بختیاری

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها