به گزارش «جامجم»، 28 تیر سال 86 مردی با پلیس شهرستان هشتگرد تماس گرفت و از کشف جسدی در باغ متروکه حوالی محل سکونتش خبر داد.
پس از این تماس، کارآگاهان جنایی به محل حادثه اعزام شدند و با هماهنگی قضایی، جسد مرد ناشناس را به پزشکی قانونی منتقل و تحقیقات برای افشای راز این قتل را آغاز کردند تا این که چند روز بعد مردی به مرکز پلیس مراجعه کرد و از ناپدید شدن پسرش به نام غلام که در حصارک کرج زندگی میکند، خبر داد.
ماموران که احتمال میدادند جسد گمشده متعلق به پسر مرد شاکی است از او خواستند به پزشکی قانونی مراجعه کند که به این ترتیب هویت مقتول تایید شد.
جستجو برای یافتن قاتل وی ادامه داشت تا این که 3 ماه بعد مردی ناشناس پس از تماس با پلیس، ادعا کرد که قاتل یک قاچاقچی حرفهای به نام محمد است و خودروی مقتول را در شهرستان به مردی فروخته است. با مشخص شدن این موضوع، محمد و خریدار خودروی مسروقه تحت تعقیب قرار گرفتند تا عاقبت دستگیر شدند و به سرقت و خرید خودروی مسروقه اعتراف کردند.
اعتراف و انکار به قتل پس از یک هفته
محمد، متهم در بازجویی دوباره راز قتل غلام را به انگیزه معامله مواد مخدر فاش کرد و پس از بازسازی صحنه قتل روانه زندان شد و قرار بود بزودی محاکمه شود که راز قتل دیگری را برملا کرد. به دنبال اعتراف جدید وی، کارآگاهان جنایی آگاهی استان تهران به تحقیقات ویژهای از او پرداختند که معلوم شد گفتههایش صحت دارد و او مردی را در باغستان کرج به قتل رسانده و جسدش را به آتش کشیده است.
تحقیقات از متهم به قتل ادامه داشت تا این که یک هفته قبل وی اعتراف به هر 2 قتل را انکار و عنوان کرد قاتل مردی به نام مجتبی است که اکنون در زندان دوره محکومیتش را سپری میکند.
به دنبال اعترافات جدید متهم، ماموران در زندان به جستجوی مجتبی پرداختند که معلوم شد وی پیش از دستگیری محمد متهم به قتل به اتهام سرقت روانه زندان شده و چندی قبل به خاطر درگیری با چند زندانی، به قتل رسیده است.
با به دست آمدن این اطلاعات، کارآگاهان به یقین رسیدند که وی با اظهارات متناقض قصد دارد مسیر رسیدگی به پرونده را تغییر دهد بنابراین به تحقیقات ویژه از او پرداختند تا عاقبت شامگاه 21 تیر امسال، متهم به قتل (محمد) اعتراف کرد که هر 2 قتل را خود مرتکب شده و مجتبی، زندانی کشته شده هیچ نقشی در قتلها نداشته است.
به این ترتیب، متهم به قتل روز گذشته در حضور بازپرس حسینی رازلیقی، رئیس شعبه یکم دادسرای جنایی کرج و کارآگاهان جنایی استان تهران، صحنه قتلها را بازسازی کرد و در تشریح نحوه قتلها گفت: با شهرام نخستین مقتول آشنایی نداشتم و او را برای اولینبار 3 روز مانده به نوروز سال 86 وقتی همراه مجتبی (دوستم) به خانهام آمده بود، ملاقات کردم. آن شب آنها مشروب خورده بودند و حال خوبی نداشتند. من مدتی آنها را در خانه تنها گذاشتم و وقتی بازگشتم، متوجه شدم کمد لباسها به هم ریخته شده و شهرام عکسهای خانوادگیمان را برداشته در جیب خود پنهان کرده است.
با او درگیر شدم و مشاجره میانمان بالا گرفت که وی با شمشیر قصد جان مرا کرد که به سمت یکی از اتاقهای خانه فرار کردم و سلاحی را که در گلدان پنهان کرده بودم، برداشتم و به سوی وی شلیک کردم و پس از قتل با کمک دوستم مجتبی، جسد را از خانه خارج و حوالی هشتگرد رها کردیم که دقایقی بعد، دوستم مرا ترک کرد و من نیز جسد را سوزاندم. از مقتول دوم هم بر سر معامله مواد مخدر، 12 میلیون تومان طلبکار بودم که او حاضر به پرداخت بدهیاش نبود، بنابراین او را به قتل رساندم.
بنابراین گزارش، متهم با قرار قانونی روانه زندان شد تا پس از تحقیقات تکمیلی، در دادگاه کیفری استان تهران محکوم شود.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم