لزوم بازتعریف احزاب سیاسی

انتخابات 22 خرداد از برخی جهات خاص و البته در برخی زمینه‌ها منحصر به فرد بود. مشارکت 85 درصدی مردم در این انتخابات که پس از رفراندوم اوایل انقلاب و پاسخ مثبت 98 درصدی مردم به نظام جمهوری اسلامی یک رکورد محسوب می‌شود از پارامترهای منحصر به فرد این انتخابات است که پیام‌ها و ثمرات آن چه از بعد داخلی و چه از بعد خارجی قابل انکار نیست.
کد خبر: ۲۶۵۶۹۲

انتخابات اخیر از این جنبه هم خاص بود که مرزهای سیاسی، گروه‌ها و احزابی که تا پیش از آن در 2 دایره فکری اصولگرایی و اصلاح‌طلبی تعریف می‌شدند چنان در هم پیچید که افکار عمومی برای تعریف هر یک از نامزدها در این دو دایره سیاسی، فکری دچار تردید و سردرگمی شد.

این وضعیت البته پس از سخنان رهبر معظم انقلاب یک هفته پس از انتخابات و در بحبوحه التهابات سیاسی  اجتماعی نمود بیشتری یافت چنان که برخی افراد و جریانات سیاسی منتسب به آنها نه تنها به اصول و خط مشی‌ای که تا پیش از این داعیه رهبری آن را داشتند، پشت پا زدند بلکه از هنجارها و خطوط انقلاب اسلامی و راهبردی که امام (ره)‌ بر آن تاکید داشتند، عبور کرده، توصیه‌ها و تاکیدات رهبری را نادیده گرفتند و برای توجیه ناکامی خود نهادهای قانونی نظام را یکسره زیر سوال بردند.

اصلاحات و پیری زودرس

گفتمان اصلاح‌طلبی به شیوه امروزی نتیجه یک رویداد سیاسی است که در انتخابات دوم خرداد 1376 مطرح شد. اصلاح‌طلبان برای این که اقبال عمومی مردم را با خویش همراه سازند، برخی اصولی که به خاطر شرایط ویژه سال‌های نخستین انقلاب و دوران دفاع مقدس و پس از آن کمتر بدان توجه می‌شد را از دل شعارهای انقلابی و اسلامی بیرون کشیده و مطرح کردند و در برخی موارد پا را از آن هم فراتر نهاده، با نگاهی چالش‌برانگیز با برخی گزاره‌های اصلی اندیشه اسلامی و نهادهای قانونی نظام روبه‌رو شدند.

در این که اصلاح‌طلبی در متن اندیشه دینی ما قرار دارد و تمامی حرکات دینی در طول تاریخ ارمغان اصلاحات را به همراه خود داشته است، شبهه‌ای وجود ندارد. پیامبر گرامی اسلام (ص)‌ بزرگ‌ترین اصلاحات را در جامعه پدید آورد و خاستگاه حکومت رسول خدا نیز همانند بسیاری از فرستادگان الهی، ایجاد تحول بنیادین بوده است اما آنچه در سیستم سیاسی جمهوری اسلامی در سال 76 وارد فضای سیاسی شد و سپس سایر حوزه‌ها از جمله فرهنگ و اجتماع را فرا گرفت و بسرعت تمامی بدنه اجرایی کشور را با خود همراه کرد، موجود ناقص‌الخلقه‌ای بود که بسرعت به پیری زودرس دچار شد.

اتفاقات و اختلافات وسیع در شوراها و مجلس در دوران اصلاحات و انحرافات عمده‌ای که بخصوص در بخش فرهنگ در این دوران صورت گرفته، اصلاحات و جریان اصلاح‌طلبی را به موجودی تبدیل کرد که دیگر رمقی برای آن نمانده بود.

اصولگرایی و قرائت‌های مختلف

اصطلا‌ح «اصولگرایان» مقابل اصلاح‌طلبان پس از انتخابات دوم شوراهای شهر بر سر زبان‌ها افتاد این جبهه متشکل از همه گروه‌های مخالف دوم خرداد یا جریان اصلاحات با نام جدید آبادگران وارد رقابت انتخاباتی شدند و توانستند موفقیت چشمگیری نیز کسب کنند.

پس از آن در انتخابات هفتم مجلس شورای اسلامی نیز این جبهه توانست با انسجام قابل توجهی رای اکثریت را به دست آورد، اما در انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری چند دستگی بین خیمه اصولگرایان بروز کرد، ‌اما اقبال مردم باعث شد احمدی‌نژاد نامزد این جبهه، پیروز میدان انتخابات شود، هر چند او خود را فارغ از هرگونه وابستگی حزبی و جناحی می‌دانست و می‌داند.

حرکت اصولگرایی پس از انتخاب احمدی‌نژاد، دستخوش قرائت‌های خاصی شد تا جایی که برخی از اطرافیان وی، معیار اصولگرایی را تنها در حمایت 100 درصدی و نه 99 درصدی از احمدی‌نژاد تفسیر کردند، در‌حالی‌که تعداد زیادی از چهره‌های شاخص اصولگرایی در کنار حمایت از احمدی‌نژاد در برخی موارد انتقادهایی نیز از وی داشته‌اند اما تعریف رهبر معظم انقلاب از اصولگرایی، مسایلی فراتر از همه اینها را در خود جای می‌دهد.

ایشان با رد تقسیم‌بندی‌های رایج سیاسی در کشور، اداره ارکان مهم کشور را با مدیریت تفکر اصولی اسلام و یا به تعبیر رایج با اصولگرایی، از نعمت‌های بزرگ می‌دانند و تاکید می‌کنند اصولگرایی نحله یا جریانی در مقابل دیگر جریان‌های رایج سیاسی نیست و تقسیم‌بندی گروه‌ها به اصولگرا و اصلاح‌طلب و یا اسامی دیگر، تقسیم‌بندی صحیحی نیست، چرا که هر کس و هر جریانی که به مبانی انقلاب علاقه‌مند و پایبند باشد، جزو اصولگرایان است.

کشور، نیازمند جریان سیاسی تازه

انتخابات 22 خرداد و مسائل پس از آن اگرچه در کنار پیام‌های مثبت آن با تلخی‌هایی نیز همراه بود و این تلخی‌ها با عبور برخی چهره‌های نظام از امام و رهبری تلخ‌تر شد، اما از دیگر سو نشان داد که گفتمان اصولگرایی و جریان اصلاح‌طلبی نیازمند بازتعریف مجدد و تشکیل موج‌سومی است که مولفه‌های مقبول هر دو جریان می‌تواند در آن بازتعریف شود.

آنجا که رهبری می‌فرمایند نقطه مقابل اصولگرایی، اصلاح‌طلبی نیست بلکه لاابالی‌گری و نداشتن اصول است و نقطه مقابل اصلاح‌طلبی هم اصولگرایی نیست؛ بلکه افساد است که در این میان راه صحیح، اصولگرایی اصلاح‌طلبانه است.

ایشان در تبیین تعبیر اصولگرایی اصلاح‌طلبانه تاکید دارند ما باید ضمن حفظ اصول، روش‌هایمان را روزبه‌روز اصلاح کنیم. این معنای اصلاح‌طلبی واقعی است؛ در حالی که اصلاح‌طلبی از نظر آمریکایی‌ها، مقابله با اسلام و نظام اسلامی است.

این جریان جدید که رهبری از آن به اصولگرایی اصلاح‌طلبانه تعبیر می‌کنند، می‌تواند شاخصه‌های زیر را مدنظر قرار دهد. 

1- وحدت‌محور باشد. 

2- بر مبنای آزادی و کرامت انسانی فعالیت کند.
یکی از اصول بنیادین نهضت اسلامی‌، آزادی و کرامت انسانی است که متاسفانه برداشت‌های نادرست و افراطی از این موهبت الهی، زمینه سوءاستفاده را فراهم کرده است بنابراین این جریان باید ضمن پایبندی به این امانت الهی، زمینه تحقق درست آن را نیز فراهم کند.

3- پرهیز از تبعیض و قشری‌نگری را مبنای خود قرار دهد.
با نگاهی به اندیشه اسلامی درمی‌یابیم که رهبران دینی همواره مردم را از قشری‌نگری و نگاه صنفی بر حذر داشته تا آنجا که در تقسیم بیت‌المال همگان را در یک صف قرار می‌داده‌اند و از آنجا که چتر این جریان تازه گسترده شده است؛ برای ادامه اعتماد عمومی پرهیز از قشری‌نگری ضرورتی انکارناپذیر است.

4- این جریان باید بر مبنای حفظ ارزش‌های نظام و انقلاب و تکیه بر دیدگاه‌های امام راحل، رهبر معظم انقلاب و قانون اساسی باشد. قانون اساسی میثاق ملت ایران با نظام اسلامی و مظهر تجلی اراده ملت‌ در پایداری نظام اسلامی است.

اصول قانون اساسی با وجود این که دارای استقلال مفهومی هستند، در عین حال ارتباط تنگاتنگ و جدایی‌ناپذیر با یکدیگر دارند.

مشکلی که برخی گروه‌های سیاسی دارند، این است که گاهی اوقات اصول مسلم قانون اساسی را نادیده گرفته و برخلاف اراده عمومی ملت ایران مسیر دیگری را پیش می‌گیرند.

5- جریان مورد بحث، پذیرش نقد عالمانه و تحمل اندیشه سایر گروه‌ها را سرلوحه خود قرار دهد.

علاوه بر اینها خود رهبر معظم انقلاب در تبیین شاخص‌های اصولگرایی به مواردی اشاره کرده‌اند که این موارد هم باید سرلوحه توجهات جریان‌‌ تازه سیاسی قرار گیرد ؛ شاخص‌هایی چون ایمان و هویت اسلامی و انقلاب ، ایمان به دین ، انقلاب ، نظام ، مردم ، استقلال کشور، وحدت ملی و آینده روشن ، دوری از اختلاف و پرهیز از افروختن آتش تعصب‌های فرقه‌ای و قومی و همچنین برافراشتن پرچم برادری امت اسلامی و گسترش فضیلت‌های اخلاقی.

رشد اقتصادی همراه با عدالت، رسیدگی به زندگی مردم، کاهش فاصله طبقاتی، توجه به استقلال کشور، تقویت خودباوری، جهاد علمی و گسترش آزادی و آزاداندیشی از شاخص‌هایی است که باید سرلوحه اهداف جریان سیاسی تازه قرار گیرد.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها