در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
چهره شاعری محمد حقوقی؛ سیمایی مطبوع، دوستداشتنی و قابل درنگ است و میتوان شعر او را در جریان مدرن شعر امروز قرار داد؛ هرچند اگر با دقت بیشتر نگاه کنیم، گرفتار برخی اعتیادهای لفظی، اصطلاحی و پارهای از امور آشنا در شعر شده است. اگر بخواهیم میان شعر و چهره منتقدی حقوقی مقایسهای کنیم، میتوانم بگویم حقوقی در شعرش از دیدگاههای منتقدانه خودش جلوتر نرفته است.
حقوقی در عرصه شعر فعال، کوشا و پیگیر بود و تا حدودی وجوه تمایز خفیفی نیز بین مراحل شعریاش احساس میشود.
حقوقی در شعرش میخواهد فردی آوانگارد و پیشقراول باشد و گاه از طریق آوردن جملات و کلماتی از زبان انگلیسی یا دیگر زبانها، میخواهد شعرش را چند ژانره نشان دهد؛ اما این که تا چه اندازه در این راه موفق بوده است، در حوصله این یادداشت کوتاه نمیگنجد.
از سوی دیگر اغلب مسائل محوری شعر حقوقی را نوعی قافیه تعیین میکند که به آن قافیههای درونی میگوییم که البته در اکثر موارد غیرمنتظره هم به نظر نمیآید.
نکته دیگر این که حقوقی، آموزگار بسیار خوبی هم بود و نسلهای بعد از او مانند خود من از حقوقی بسیار آموختیم و فکر میکنم اگر در عرصه نقد حضور نداشت، بسیاری از مسائلی که بعد از نیما طرح شد مانند شکل و صورت که نیما از آن به عنوان ساختمان شعر یاد میکرد، مبهم میماند؛ ولی با وجود او زمینهای فراهم شد تا ما تفاوت ساختار و صورت و فرم را که در فلسفه مدرن امروز مطرح میشود، بخوبی بفهمیم.
علی باباچاهی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: