درباره فیلم «همه مردان رئیس جمهور»

ماشین تحریر در مقام اسلحه

در طول تاریخ سینما، فیلم‌های فراوانی راجع به مناسبات ریاست جمهوری در کشورهای مختلف ساخته شده است که البته با توجه به این که سینمای آمریکا به لحاظ کمی‌و صنعتی غلبه بر سایر سینماها داشته است، طبعا تعداد بسیار بیشتری از این بازتاب‌ها مربوط به ریاست جمهوری این کشور بوده است.
کد خبر: ۲۶۲۸۶۸

 آقای لینکلن جوان ساخته جان فورد و با بازی هنری فاندا در نقش آبراهام لینکلن نمونه‌ای است که جوانی و دوران قبل از مشهور شدن لینکلن را به تصویر کشیده است، سایر نمونه‌ها عبارتند از پرل‌هاربر ساخته مایکل بی که ماجرای حمله ژاپنی‌ها را به بندر پرل‌هاربر در خلال جنگ دوم جهانی روایت می‌کند، فیلم فرانکلین روزولت که این شخصیت را روی صندلی چرخدار نشان داد، فیلم شیر و باد ساخته جان میلیوس تصویری متفاوت از تئودور روزولت (مردی که در برابر رئیس یک قبیله عرب به عجز می‌افتد) را نمایش می‌دهد، آمیستاد ساخته استیون اسپیلبرگ که با روایت ماجرای شورش بردگان کشتی آمیستاد تقابل دو رئیس جمهور، مارکوس وان بورن و جان کوئینسی آدامز را نشان می‌دهد، نیکسون ساخته الیور استون که به زندگی خصوصی و سیاسی تنها رئیس جمهور آمریکا می‌پردازد که به ناچار از سمت خود کناره گرفت، جی اف کی ساخته همین فیلمساز که به بررسی ترور کندی می‌پردازد، دبلیو بوش باز هم از ساخته‌های استون که تحولات و جنجال‌های دوران رئیس جمهور سابق آمریکا را مطرح می‌سازد، رنگ‌های اصلی مایک نیکولز که بر مبنای یک داستان جنجالی از نویسنده‌ای ناشناس ساخته شد و به طور غیرمستقیم زندگی خصوصی و رسوایی اخلاقی بیل کلینتون، رئیس جمهور وقت آمریکا را به نقد می‌کشد و... البته این همه سوای فیلم‌هایی است که رئیس جمهورهای خیالی را در داستان خود ترسیم کرده‌اند؛ مانند هواپیمای رئیس جمهور به کارگردانی ولفگانگ پترسون یا قدرت مطلق ساخته کلینت ایستوود ویا برخورد شدید ریمی‌لدر.

اما یکی از ماندگارترین فیلم‌های مربوط به مباحث ریاست جمهوری آمریکا، فیلم همه مردان رئیس جمهور(1996)‌ است. این فیلم بازخوانی چگونگی وقوع حادثه واترگیت است. رسوایی واترگِیت)Watergate( به وقایعی اطلاق می‌شود که میان سال‌های1975 ــ 1972 در هتلی به همین نام در واشنگتن اتفاق افتاد که منجر به استیضاح و سپس کناره‌گیری ریچارد نیکسون رئیس جمهور وقت ایالات متحده آمریکا شد. در جریان انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده آمریکا تعدادی از ماموران اف‌بی‌آی وارد ساختمان هتل واترگیت محل استقرار ستاد انتخاباتی حـزب دمـوکـرات ایـالات مـتـحـده آمـریکا شدند و دستگاه‌های شنود کار گذاشتند و سپس اسناد و مدارکی را برای اهداف مختلف به سرقت بردند. این اقدام غیرقانونی با پیدا شدن یک نوار کاست توسط یک مامور حراست هتل به‌طور تصادفی لو رفت و روزنامه واشنگتن پست از طریق 2 نفر از روزنامه نگاران خود به نام‌های بـاب وودوارد و بـرنـشتاین آن را به اطلاع افکار عمومی‌رساندند. بعدها مشخص شد که چنین اقداماتی قبلا مکرراً انجام گرفته بوده‌است و تحقیقات بعدی نشان داد که عمق این‌گونه فعالیت‌های جاسوسی بسیار گسترده بوده‌است. پس از آن‌که مشخص شد کنگره به استیضاح نیکسون رای خواهد داد، وی در شب 8 اوت 1974 از سمت خود کناره‌گیری کرد. نیکسون اولین رئیس جمهور امریکا بود که استعفا کرد. اگرچه استعفای نیکسون، روند استیضاح را متوقف کرد، اما در عین حال به پیگیری‌های قضایی پایان نداد. در جریان رسوایی واتر گیت، رئیس جمهوری وقت ایالات متحده آمریکا به سه جرم متهم شد: جلوگیری از عدالت، سوءاستفاده از قدرت و نهایتاً تحقیر کنگره. در 8 سپتامبر 1974، جرالد فورد جانشین نیکسون، وی را عفو کرد.

این موضوع شوک‌آور چنان در محافل سیاسی آمریکا بازتاب یافت که تا سال‌ها بعد دستمایه بسیاری از گفتگو‌ها و نظرپردازی‌ها بود و در این بین هنرمندان و سینماگران نیز از آن غافل نبودند. یکی از بهترین آثار سینمایی در این رابطه همان طور که عنوان شد متعلق به آلن جی پاکولا است که ماجرای واقعی دو خبرنگار واشنگتن پست را نشان می‌دهد که چگونه ماجرای واترگیت را کشف و افشا کردند و نهایتا کار را به استعفای نیکسون کشاندند. فیلم 138 دقیقه‌ای پاکولا به حدی پیچیده و پر از معماست که نفس تماشاگر را می‌گیرد و در عین حال آنقدر اصیل و صادق است که تماشاگر کاملاً آن را باور کرده و می‌پذیرد. پاکولا وارد مقوله روابط شخصی بین دو خبرنگار نمی‌شود و با ماجرای واترگیت برخوردی شبه مستند دارد که بر گیرایی فیلم می‌افزاید. آلن جی پاکولا در سال 1928 در نیویورک دیده به جهان گشود. تحصیلات عالی خود را در مدرسه تئاتر دانشگاه ییل سپری کرد. او در سال 1949 وارد عالم سینما می‌شود. پاکولا ابتدا در قسمت کارتون کمپانی برادران وارنر مشغول به کار شد و بعدا در شرکت‌های فیلمسازی دیگر از جمله متروگلدوین مایر به دستیاری و سپس تهیه کنندگی فیلم پرداخت. همکاری او در این دوره از کارش یعنی در اوایل دهه 1960 در عین این که کمپانی شخصی‌اش را تشکیل می‌دهد با کارگردان معروف رابرت مولیگان قابل ذکر است. نخستین فیلمی ‌که پاکولا تهیه‌کنندگی آن را به عهده داشت ترس فرار می‌کند نام داشت و نخستین فیلمی ‌که کارگردانی کرد فاخته عقیم بود. پاکولا به رغم ساختن فیلم در ژانرهای مختلف همچنان به عنوان یک کارگردان موفق در عرصه ساخت فیلم‌های هیجان‌انگیز سیاسی باقی می‌ماند. او جوایز مختلفی را هم در این زمینه دریافت داشته است. از جمله کاندیدای دریافت اسکار بهترین کارگردان سال بخاطر فیلم همه مردان رئیس جمهور و به خاطر نگارش فیلمنامه انتخاب سوفی در فهرست 5 کاندیدای دریافت جایزه اسکار بهترین فیلمنامه سال شد. این فیلم که درباره کوشش دو روزنامه نگار معروف آمریکایی و نویسندگان واشنگتن پست یعنی باب وودوارد و کارل برنشتاین برای افشای ماجرای واترگیت و ترسیم یکی از بزرگ‌ترین رسوایی‌های سیاسی آمریکا است، در سکانس آغازین خود صحنه‌ای خاص را در بردارد. در این صحنه صدای یک ماشین تایپ و کوبیده شدن انگشتان دست روی آن به‌گونه‌ای شنیده می‌شود که انگار صدای شلیک گلوله مـی‌آیـد. وودوارد و بـرنـشـتـایـن که در فیلم پاکولا نقش‌هایشان توسط رابرت ردفورد و داستین‌هافمن بازی شده است. 2 خبرنگار تیز و مجرب بودند و در کار خود چنان مهارتی داشتند که توانستند یکی از بزرگ‌ترین افتضاحات و رسوایی‌های سیاسی آمریکا را به شکل لازم و کامل به تصویر بکشند و آن را برای میلیون‌ها نفر قابل کشف و لمس کنند. رابرت ردفورد بعدها در این زمینه گفت: <واقعا کار مهیجی بود و همگی حس می‌کردیم که خطری جدی در صحنه برای ما وجود دارد. کار پاکولا از همه جالب‌تر بود. او در سکانس‌های مختلف طوری از ماشین تایپ، تلفن و خودکار استفاده می‌کرد که انگار یک سلاح بودند. صدای آنها و کارکردشان حالت نوعی اسلحه را داشت که انگار با ریچارد نیکسون اعلام جنگ می‌داد. نیکسون اجباراً استعفا داده و رفته بود و جرالد فورد رئیس‌جمهور شده بود و ماجرا به قدری رو شده و آشکار بود که کمتر کسی مایل بود به آن بپردازد. ماجرا در سالهای قبلی به قدری تلخی بر ذهن مردم به جا گذاشته بود که کمتر کسی دوست داشت مجدداً به آن فکر کند و یا چیزی را در این خصوص بشنود. در نتیجه ما مجبور شدیم که قصه را برای تهیه‌کنندگان و حامیان مالی فیلم بشکافیم تا آنها مطمئن شوند که مساله تا حدی فراتر از تصورات آنها است و نقبی به دل حقیقت به شمار می‌آید. از طرف دیگر ما شرح دادیم که فیلم درباره اهمیت روزنامه نگاری توام با تحقیق هم هست و می‌خواهد بگوید که <اگر خبرنگاران جدی و عمیق باشند، می‌توانند به قلب حقیقت بزنند و هر چیزی را افشا نمایند و آن را وسیله بهبودی روابط اجتماعی قرار دهند. > پس از آن بود که پـاکـولا بـه عـنـوان کـارگـردان فیلم استخدام شد و داستین‌هافمن نیز به پروژه پیوست و جیسن روباردز هم از راه رسید که نقش بن برادلی سردبیر روزنامه واشنگتن پست را بازی کرد. ردفورد و‌هافمن هم هفته‌هایی متمادی را صرف تحقیق درباره نقش‌های محوله کردند تا کاملاً با آن همسو شوند و حتی به دفتر روزنامه واشنگتن پست هم رفتند و چندین و چند روز را در کنار کارمندان و خبرنگاران آنجا گذراندند. فیلمسازان هم سعی کردند صحنه و محیط حتی‌المقدور شبیه به حقیقت وضعیتی باشد که موجود بود و بنابراین یک نسخه از تحریریه واشنگتن پست را هم ساختند و به واقع آن جا را در داخل استودیو بازسازی کردند. ردفورد در گفت و گویی این بحث را به موقعیت امروز پیوند می‌دهد و با توجه به مسائلی که در زمان رئیس جمهور سابق آمریکا رخ داد عنوان ساخته است: «ماجرای واترگیت شبیه به تمام تلاش‌هایی است که دولت جورج دبلیو بوش رئیس جمهوری فعلی آمریکا برای سرپوش گذاشتن بر کجروی‌های فراوان سیاسی و جنایات متعدد خود انجام داده است و هنوز هم به این کار ادامه می‌دهد. ماجرایی مثل واترگیت اینک تقریبا هر ماه و حتی هر هفته در آمریکا روی می‌دهد و شاید فقط قباحت مسأله نسبت به گذشته نزد مردم آمریکا کمتر شده باشد. احتیاجی نیست که به دنبال آن بروید و مسأله را بزرگ کنید، زیرا به خودی خود بزرگ هست و خبر از تخلف‌های بسیار و پرشمار در سطح دولتمردان آمریکا و رواج جنایت بین سیاستمداران این کشور می‌دهد. این اتفاقات به قدری زیاد روی می‌دهد و چنان پرشمار و تکراری است که برای عده‌ای عادی شده است و به همین خاطر است که برخلاف زمان واترگیت سروصدا نمی‌کند و پشت پرده می‌ماند. به واقع دولت بوش کاری را می‌کند که حتی نیکسون هم انجام نداده بود.»

مهرزاد دانش

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها