خانه‌دوست

آسمان ترانه‌ای است

مهدی عظیمی: چطور با کافه آشنا شدم؟ خیلی راحت! یک روز دیدم خواهرم نشسته توی اتاقش جام‌جم گرفته دستش و داره هی می‌خنده. گفتم نگاه کن. خواهرم دیوانه شد رفت پی کارش. البته از قبل هم یک جورهایی دیوانه بود ولی خب... خلاصه تصمیم گرفتم بروم و اندکی سر به سرش بگذارم. اما همین که وارد اتاق شدم به جای این‌که داد و بیداد راه بیندازه که آی از اتاقم برو بیرون و الان مامان رو صدا می‌کنم، گفت: بیا بشین اینو بخون ببین چقدر باحاله! من هم هاج و واج روزنامه رو از دستش گرفتم. بله آن روزنامه جام‌جم بود و آن صفحه کافه کاغذی نسل سوم. خلاصه جام‌جم گرفتن به دست همانا و معتاد کافه شدن همانا. حالا ما هر سه‌شنبه جدا جدا جام‌جم می‌خریم. چون نسل سوم و کافه کاغذی داشت به یکی از بهانه‌های بزرگ برای دعوا کردن ما تبدیل می‌شد و کار داشت به تحریم و ممنوعیت خواندن نسل سوم از طرف پدر و مادر محترم می‌رسید که البته با این ترفند ختم به خیر شد. البته من همیشه از خواهرجانم ممنونم که مرا با نسل سوم آشنا کرد، ولی او همیشه خودش را ملامت می‌کند که اصلا چرا کافه کاغذی را به من نشان داد و برای خودش یک هوو درست کرد. البته حالا که جداگانه می‌خریم ختم به خیر شده است، ولی به هر حال این هم برای خودش داستانی است.
کد خبر: ۲۶۰۳۰۹

بهاره آزادنیا:

آسمان ترانه‌ای است
که در چشم‌های تو مکرر می‌شود
آوازی که کلماتش
 از تو شکل می‌گیرند
و با تو سروده می‌شوند
خلیج ملت من!
همیشگی فارس

هارپاک (مجید) نیازی از شهرستان مینودشت: 

ای ایران
ای اسطوره جاودان
طنین نام تو
چو عشقی بیکران
چو یاد عاشقان
به تارو پود من نهان .
یاوه‌گو
مهر تو
از دلم
کی تواند برکند
به پیش فخر تو
بی‌هنر
کی تواند دم زند
سروش ایزدی
ای خاک سرمدی
ز دست اهرمن
بادا محافظت
به شیرافکن آرش
به خون سیاوش
که بر فروزم من آتش
گر
به خاک پاکت پا گذارد دشمنت
سپاس قدر تو
کنون بیا ببین
جهان جبین
نهاده بر زمین در گهت .
ای ایران
اسطوره بیکران
نام تو بر زبان
بود همیشه جاودان
ایران

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها