استاد ناصر جواهرپور، یکی از استادان بحق خوشنویسی ایران است. هنرمندی که نامش پیش از آنکه با مرکب و قلم بر سر زبان بیفتد به تنها وارث خط ناخنی در ایران مشهور است.
وقتی از این استاد درباره شروع خط ناخنی در ایران میپرسیم او تنها به یک جمله بسنده میکند: آغاز هر خوشنویسی نامنحنی در ایران مشخص نیست، اما اگر پایانش را میخواهید باید به شما بگویم همین روزها شاید بتواند، روزهای آخرین حیات این هنر به شمار رود، زیرا این هنر آنقدر گمشده ذهن و یاد ایرانیان است که اگر بگوییم دیگر نفس نمیکشد چندان به بیراهه نرفتهایم.
وی ادامه میدهند: با آنکه آغاز فعالیت هنرمندان در این هنر هنوز معلوم نیست، اما اگر اکنون در موزههای برجسته دنیا به دنبال آثار به جای مانده از این هنر بگردیم، آخرین آثار به دست آمده را میتوان در دوران صفویه و قاجاریه یافت که شاید بتوان اوج دوران شکوفایی این هنر را هم همان زمان دانست.
او میافزاید: در دوره قاجاریه هنرمندانی به نام محمدحسین شیرازی و ملک اکلامی از کسانی بودند که باعث شدند این هنر به کمال برسد.
جواهرپور خود این هنر را از مرحوم میرزا ولی کیمیا قلم، آخرین بازمانده خط ناخنی که پیش از انقلاب در گذشته آموخته است و در اینخصوص میگوید: اکنون کسانی که بتوانند به طور اصولی به اجرای خط ناخنی بپردازند شاید به 3 یا 4 نفر در کل کشور نرسد که این وضعیت یعنی همان زنگ خطری که برای از بین رفتن این هنر به صدا در میآید.
استاد اسرافیل شیرچی یکی دیگر از خوشنویسان برجسته کشورمان است که در مورد از بین رفتن این هنر ایرانی دغدغه دارد. او در این مورد میگوید: پس از دوره صفویه که هنر ایرانی جلوهای تازهتر یافت، اصولا در هنر خوشنویسی و در جوار خط نستعلیق و شکسته و نسخ و ثلث کارهایی تفننی از سوی هنرمندان شکل گرفت که همه این اتفاقات در این مسیر بود که جامعه هنری در آن زمان احساس کرد به یک تحول در خلاقیتهای هنری نیاز دارد.
او میگوید: در خط ناخنی بیشترین آثاری که موجود است از خطوط نستعلیق است و در این هنر کمتر از خطوط شکسته، نسخ و ثلث استفاده شده است، چون خطاطان زبده که گرایشی در کار خط ناخنی داشتند در آن زمان به این وسیله یک سطر از شعر یا آیات قرآن مجید را روی کاغذی که خاصیت و انعطاف برجسته نمایی در آن وجود داشت تنها به وسیله ناخنهای 2 انگشت دست خلق میکردند.
شیرچی در این خصوص میافزاید: در آثار خط ناخنی شما یک صفحه پس از آرامش مثل یک شکوفه گل یاس را میبینید که نستعلیق در آن متجلی شده است.
او در عین حال تاکید دارد: هنرمندان این رشته بیشتر از خطوط بزرگان خطاطی برای خلق یک اثر خط ناخنی استفاده میکردند. او بهترین نمونهها را در این زمینه ارجاع میدهد به آثاری که از سوی هنرمندان این رشته از روی آثار میرعماد و میرزا غلامرضا خلق کردهاند.
شیرچی از محمدحسین شیرازی و استاد علیآکبر از بزرگان این رشته که در تاریخ جاودانهاند یاد میکند.
او میافزاید: پس از دوره صفویه کارهایی مثل خط ناخنی یا خط قطاعی یا گلزار نستعلیق یا نستعلیق روغنی در میان هنرمندان آن زمان باب شد که این مساله نشان میدهد طبیعت مردم آن زمان در حوزه هنر خوشنویس نیاز به یک تحول داشته است.
آیدین آغداشلو پیش از این که نقاش برجستهای در کشورمان باشد یک پژوهشگر معتبر هنری است.
او درباره خط ناخنی میگوید: این خط از ابداعات ایرانیان است که در 300 سال گذشته شکل گرفته است. او که از خط ناخنی به عنوان یک هنر صنعت یاد میکند در ادامه میافزاید: این هنر شگفتانگیز نشانهای است از مهارت و ابداع هنرمندان قدیمی که پیوسته در کار بسط دادن و یافتن زمینههای نو و ابداعهای تازه در هنر دقیق و ساختارمند زمانهشان بودند و در عین پیوسته و وابسته بودن به سنتهای رایج زمانه خویش، به جستجوهای جدید نیز میپرداختند.
او میافزاید: خط ناخنی تنها در خوره خطوط خوشنویسی نیست، بلکه هنرمندان برجسته تاریخ این هنر آثار به صورت گلها و پرندهها و عشاق بناها و منظرهها نیز پدید میآورند.
آغداشلو این نکته بارز را بیان میکند که مخاطب این آثار در وهله اول اثر را به درستی نمیبینند و تا نور از زاویه خاصی به آن تابیده نشود نمیتوان آثار خلق شده را بخوبی دید.
او در عین حال به موضوعی اشاره میکند که در جای خود قابل توجه است. او میگوید: این نسبت به یکصد سال گذشته فراموش شده است و اکنون تنها تعداد انگشتشماری از هنرمندان معاصر دوباره به آن توجه کردهاند و جانی تازه به کالبدش دمیدهاند.
حرفهای این پژوهشگر هنر در مورد ان هنر ایرانی چندان بیراهه نیست، زیرا همان طور که گفته شد معلوم نیست پس از 3 نفر از هنرمندانی که به طور صحیح به خلق آثاری در حوزه خط ناخنی میپردازند آیا میتوان آیندهای نیز برای این شاخه از خوشنویسی ایرانی متصور بود یا باید از هماکنون نام آن را در دایرهالمعارفهای هنری به عنوان هنری که زمانی به وجود آمد و زمانی از بین رفت، سراغ گرفت.
خط ناخنی چیست
خط ناخنی یکی از شاخههای هنر خوشنویسی است که حروف به وسیله برجسته کردن یک کاغذ توسط ناخن شکل میگیرند.
در این خط کاغذ مابین 2 ناخن انگشت شست و انگشت ماقبل انگشت کوچک که بنصر (Benser) معروف است، قرار میگیرد و با حرکت کاغذ از میان ناخنها حروف یا اشکال شکل میگیرند. گاهی ناخن انگشت شست که روی کاغذ قرار دارد در داخل ناخن انگشت بنصر قرار میگیرد و گاهی بنصر درشت و در واقع خط یا گل مرغ یا هر شکل دیگری را بر صفحه کاغذ طراحی میکنند. کل اشکال را از قدیم خط ناخنی مینامیدند. خطاطان معتقدند کاغذ خط ناخنی نباید ضخیم و پهن باشد، زیرا کاغذهای خیلی ضخیم، هم به ناخن آسیب میرسانند و هم امکان مانور و کارایی را از وی میگیرند.
یکی از قدیمیترین آثار برجای مانده از خط ناخنی متعلق به مرحوم محمدحسین شیرازی است که در جلد دوم مرقع رنگین به چاپ رسیده و دارای تاریخ 1279 هجری قمری است.
مهدی نورعلیشاهی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم