در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این جملههای بخشی از رمان احمد پوری با عنوان دو قدم اینور خط هستند که نشر چشمه آن را پاییز 87 منتشر کرده و کمتر از یک ماه پس از انتشار به چاپ دوم رسید. دو قدم اینور خط اولین رمان احمد پوری است. او را قبلا با عنوان مترجم میشناختم و معروفترین کتابش ترجمه شعرهای پابلو نرودا با عنوان هوا را از من بگیر خندهات را نه، است. حالا اولین رمان او به تازگی در جایزه روزی روزگاری نامزد بهترین رمان ایرانی شده است. رمان، هفت فصل دارد و در هر فصل راوی در شهری است که از تهران آغاز میشود و به لندن، تبریز، باکو و لنینگراد میرسد و دست آخر به تهران هم ختم میشود. فصل اول در تهران میگذرد و داستان اصلا از یک کتابفروشی آغاز میشود. داستان درباره چند مسافر زمان است که در طول قصه یکدیگر را ملاقات میکنند و قهرمان داستان که احمد نام دارد یکی از این مسافران زمان است اما تا زمان شروع سفر باور نمیکند که بتوان در زمان سفر کرد. وسوسه دیدار او با شاعری که عاشق شعرهایش است، احمد را وادار میکند که مخاطرات این سفر را قبول کند و راهی شود.
دو قدم اینور خط یک رمان فانتزی و اجتماعی است. از این نظر که با حالتی تخیلی و جادویی زمان را در هم میریزد و از این نظر فانتزی است و دیدی اجتماعی هم دارد و به مسائل اجتماعی و تاریخی دورهای خاص میپردازد. در جای جای رمان مقولات تاریخی مطرح شده اند که احمد پوری میگوید همه آنها مستند هستند: از منابع معتبر و مستند زیادی استفاده کردهام. نقطه به نقطه منطبق با تاریخ است. حتی بسیاری از نقل قولهایی که از شخصیتهای واقعی چون آیزایا برلین آوردهام، حرفهای واقعی هستند. اما قصد من صرفا روایت یک قصه تاریخی نبوده. قهرمان داستان باید از یک مقطع خاصی عبور کند. در واقع تلاشم بر این بوده تا واقعیت، خیال و تاریخ را در هم بیامیزم تا خواننده تعجب کند!
خلاصه که دو قدم اینور خط داستان جذابی دارد که حتما اگر کارهای دیگری این وسط برایتان پیش نیاید آن را در یک نشست خواهید خواند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: