در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
حتی استیفن کینگ، نویسنده مشهور آثار دلهرهآور و ترسناک هم وقتی سال پیش فهرست فیلمهای مورد علاقهاش را اعلام کرد، در کنار فیلمی مثل «شوالیه تاریکی» کریستوفر نولان، دو فیلم با بازی جیسن استاتام را در این فهرست داشت که یکی از آنها یک تریلر گانگستری انگلیسی به نام»Bank Job« یا کسب و کار بانکی و دیگری «مسابقه مرگ»، یک اکشن علمی ــ تخیلی نوجوانپسند بود.
شخصیت سینمایی جیسن استاتام به عنوان بازیگر فیلمهای اکشن معمولا یک آدمکش حرفهای است که البته هیچ وقت در ردیف آدمبدهای فیلم قرار نمیگیرد. این شخصیت که پیش از مامور انتقال شروع شده، احتمالا قرار است تا مدتی نامعلوم هم ادامه پیدا کند. استاتام در مجموعه 3 قسمتی مامور انتقال به نوعی نسخه پست مدرن شخصیتی را بازی میکند که «مایکل کین» در دهه 70 آنها را ارائه میکرد؛ یکآدمکش حرفهای و خیلی باهوش انگلیسی که قرار بود به خوبی با رقبای خود در هالیوود مقابله کند و معمولا هم موفق میشد.
ممکن است بعضیها فیلمهای «استاتام» را به خاطر جذاب جلوهدادن خشونت تقبیح کنند، اما باید گفت که معمولا خشونتی در این فیلمها وجود ندارد و عناصر کمیک هم گاه گاه به کمک فضای فیلم میآید و موجب میشود تا بیشتر تماشاچی یک فیلم سرگرم کننده و بازیگوشانه باشیم.
فیلمهای استاتام پر است از سرعت بیش از اندازه... معمولا حتی وقتی شخصیتها بیحرکت ایستادهاند، دوربین در اطراف بازیگران میچرخد و حرکتها را از دو یا سه زاویه نشان میدهد.
برای همین هم خیلیها با دیدن فیلم ترانسپورتر 3 کلی ذوق زده شدند چون خونسردترین قهرمان اکشن زمانه را بار دیگر سوار اتومبیل زرهپوش21W 8Audi A دیدند که این بار روی سقف یک قطار دارد رانندگی میکند. اگر این فیلم را که در تعطیلات نوروز از تلویزیون پخش شد، دیده باشید، میتوانید متوجه شوید که اکشن یعنی چی!
«استاتام» که با فیلمهای گانگستری اکشن انگلیسی و با گای ریچی جایگاهی خاص در سینما به دست آورد با مجموعه فعلا 3 قسمتی ترانسپورتر که نویسنده فیلمنامههایش کسی نیست جز «لوک بسون» بزرگ سینمای فرانسه، حالا به یک ناجی سینمای این کشور بدل شده و نشان داده که دلیلی ندارد تصور کنیم که فیلم اکشن باید از هالیوود صادر شود. بااین حال سازندگان این مجموعه بسیار موفق برخلاف فیلم «تاکسی» که سرعت و شیطنت را در فضای پاریس تصویر میکرد، به مامور انتقال بیشتر محتوایی بینالمللی دادهاند. فراموش نکنید که استاتام خودش در صحنههای خطرناک فیلم هم ظاهر شده و همه این کارها ظرف 16 هفته در فرانسه، روسیه و اوکراین فیلمبرداری شده است.
مسیری که استاتام طی کرد
در سال 1999 فیلم «ضامن، قنداق و دو لوله تفنگ تازه شلیک شده» برای سینمای انگلستان سالی خوش اقبال را رقم زد و حتی نظر مثبت منتقدان و اعضای آکادمی را هم جلب کرد. هر چند این فیلم به دلیل لهجه محلی بازیگرانش کمتر در جاهای دیگر درک شد، اما روایت بصری فیلم همه را شگفتزده کرد. «گای ریچی» در این فیلم از ترفندهای کلیپ سازی مثل حرکت آهسته، حرکت تند، فیکس فریم، زوایای نامتعارف دوربین، قطعهای سریع دوربین، تقسیم پرده و نماهای نزدیک همراه با صداهای اغراقآمیز استفاده کرد تا آشفتگی و هرج و مرج موجود در داستان را به تماشاچی منتقل کند.
در فیلم»Snatch« یا قاپیدن، جیسن استاتام در نقش «ترک» در کنار براد پیت که در نقش میکی اونیل بازی میکند، ظاهر شده است. این فیلم محصول 2000 انگلستان است و دومین همکاری استاتام با گای ریچی محسوب میشود. در این فیلم به روابط بین یک مشت آدم شر و خلافکار پرداخته میشود که میخواهند سر همدیگر را کلاه بگذارند. براد پیت هم در نقش یک مشتزن لاغر ایرلندی بازی میکند و استاتام هم یک کارگزار خردهپای مسابقات مشتزنی غیرمجاز است و البته پای یک کیسه الماس دزدی هم وسط است.
قاپ زدن به عنوان یک اکشن ناب انگلیسی، به عنوان فیلمی شناخته شده که یک انرژی بیامان را به بیننده منتقل میکند. این فیلم به دنبال هیچ توصیه و نتیجهگیری اخلاقی و روانشناسانه نیست. فیلم مجموعهای پشتسرهم از اتفاقها و تصادفهاست که با تنوع دیوانهوارشان، ماجراهای وحشتناک و همزمان جهان پیرامون ما را نشان میدهد. بازیگران نیز با این که بسیار واقعی و قابل قبول مینمایند، هیچ یک نقش محوری ندارند و حتی ترک که راوی داستان است هم کمتر دیده میشود.
در فیلم سینمایی «یکه تاز» محصول هنگکنگ و آمریکا که جیمز وونگ در سال 2001 آن را بر مبنای فیلمنامهای از خودش و گلن مورگان ساخته و در ژانر اکشن، علمی و تخیلی و تریلر قرار میگیرد هم استاتام در کنار جت لی ظاهر شد. این همان فیلمی است که در دنیای تخیلی میگذرد و کهکشانهای مختلف محل زندگی انسانها شدهاند و برخی آدمها همزادهایی در سایر کهکشانها دارند. این وسط یک پلیس اخراجی میکوشد با کشتن تمام همزادهایش، انرژی آنها را کسب کند و به مقام فرمانروایی تمام کهکشانها برسد.
فقط هیجان...
در فیلم «کرانک: ولتاژ بالا» اما علاوه بر همه اکشن موجود یک مبارزه جدی هم در جریان است و آن مبارزه با زمان است؛ یعنی چیزی که از فیلم «سرعت» تا امروز ذهن اکشن سازان را به خود مشغول کرده است.
در «کرانک» جو چلیوس با بازی جیسن استاتام یک قاتل حرفهای است که در جریان یکی از ماموریتهایش تصمیم میگیرد برای همیشه قید این کار را بزند و برود بچسبد به زندگیاش، اما بالادستی هایش نمیتوانند از او صرفنظر کنند و برای همین هم یک ماده سمی آن هم از نوع چینی وارد بدنش میکنند که در صورت انجام ندادن کارهای پرهیجان، برای همیشه قلبش را از کار میاندازد. این مساله بهانه خوبی برای ایجاد یک سری به هم پیوسته از عملیات هیجانانگیز است تا قلب آقا از کار نیفتد. او میخواهد بیشتر زنده بماند و از کسی که به او خیانت کرده انتقام بگیرد.
این فیلم هم مثل بقیه کارهای استاتام پر است از کاتهای سریع از تعقیب و گریز اتومبیلها، درگیریهای خونین، شوخیهای کلامی، تیراندازیها و یک عالم موسیقی پرهیجان... .
فقط باید مراقب باشید تا افزایش آدرنالین خون قهرمان به افزایش ضربان قلب و آدرنالین خون شما نینجامد. این فیلم دنباله فیلم «کرانک» سال 2006 است.
در «به نام پادشاه» به کارگردانی یووه بول با فیلمنامهای از داگ تیلور، استاتام در نقش «فارمر» ظاهر میشود. این فیلم که محصول 2007 آلمان، کانادا، آمریکاست، درباره مردی دلیر به نام فارمر است که در حملهای که از سوی جادوگری شریر به نام گالیان به دهکده او صورت میگیرد، پسرش را از دست میدهد و همسرش هم به اسارت گرفته میشود. گالیان قصد دارد تاتمامی قلمرو پادشاه را زیر فرمان خود در آورد و فارمر از پیوستن به سپاه پادشاه امتناع میکند، اما سرانجام میفهمد که پسر گمشده پادشاه است که در کودکی برای نجات جانش به دهکده فرستاده شده بود. فارمر خلاصه جادوگر را از میان برمیدارد و در بازگشت به عنوان جانشین پادشاه بر تخت مینشیند.
«دزدی از بانک» هم یکی از آخرین کارهای اوست. پیش از آن که یک فیلم در ژانر سرقت باشد، یک تریلر سیاسی است و در واقع پایه و اساس داستان بر مبنای یک داستان واقعی و یک برش مقطعی از تاریخ است. داستان فیلم مربوط به فساد اخلاقی یک شاهزاده در دربار انگلستان است که مسوولان امنیتی برای سرپوش گذاشتن روی این قضیه چند دزد در سطح پایین را بهطور غیرمستقیم اجیر میکنند تا مدارک مربوط به این رسوایی را از بانکی سرقت کنند وبالو رفتن سرقت، مدارک سرانجام به دست مسوولان دولتی میافتد و با تیتر شدن خبر دزدی همه چیز سر جای اول خود باز میگردد.
«دزدی از بانک» به وسیله دیک کلمنت و یان ال فرنایس و براساس یک اتفاق واقعی نوشته شد و شاید تنها فیلمی باشد که «استاتام» در نقش «تری» سردسته آرام دزدها ظاهر شده، کار اکشنی انجام نمیدهد.
ترانسپورتر یا مامور انتقال 2 به کارگردان لوئی لتریه و براساس فیلمنامهای از لوک بسون در سال 2005 ساخته شد. در این فیلم که محصول مشترک آمریکا و فرانسه است، «فرانک مارتین» که همان استاتام باشد، مامور سابق نیروی ویژه پلیس در شهر میامی است که شغل تازهای به عنوان راننده در خانوادهثروتمندی به دست آورده و با پسر کوچولوی خانواده حسابی دوست شده، اما با دزدیده شدن پسرک، همه چیز به هم میریزد.
آدمربایان ویروس کشندهای به پسر بچه تزریق کردهاند تا از طریق سرایت آن به پدر سرشناس خانواده ابتدا او و سپس تمامی شرکتکنندگان یک سمینار را آلوده کنند. فرانک که به نقشه اصلی تبهکاران پی برده، مجبور میشود خود به تنهایی علیه آنها دست به کار شود.
در مامور انتقال 3 که محصول سال 2008 است و باز هم بر مبنای فیلمنامهای از لوک بسون ساخته شده، فرانک مارتین مجبور میشود دختر دزدیده شده لئونید واسیلف، رئیس سازمان حفظ محیط زیست اوکراین را نجات دهد. البته یک دستگاه به مچ دستهای این دو نفر بسته شده که به آنها اجازه نمیدهد بیش از 75پااز اتومبیل دور شوند چون در غیر این صورت آنها منفجر خواهند شد.
منبع: ای.ام.دی.بی
نام مترجم : آرزو پناهی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: