در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این روستا که در بیشهای سبز و خرم واقع است از روستاهای سرد منطقه به شمار میآید. میوههای این منطقه سیب، زردآلو، زرشک، آلبالو، گیلاس و آلوست.
وقتی از وضعیت امرار معاش او میپرسم میگوید: همسرم که زمینگیر است و نمیتواند کار کند. بچهها هم سرگرم کارهای خودشان در تهران هستند. اغلب خودم زندگی را میچرخانم و از مستمری طرح شهید رجایی که 3 ماه یکبار حدود 100 هزار تومان به ما میدهند نیز استفاده میکنیم. کالاهای مورد نیازمان را نیز با بن مخصوص میتوانیم دریافت کنیم. بقیهاش را هم با فروش میوهها، خشکبار، سبزیها و آب زرشک که با چیدن زرشکهای موجود در کوههای طالقان به دست میآورم آویشن قیسی و چیزهایی از این قبیل تامین میکنم.
پس کارو بار خوب است؟
خوب که چه عرض کنم اینجا منطقه سردی است و زمانی میوههای ما میرسد که از همه مناطق دیگر میوه به بازار آمده است و قیمت خوب میوه نوبرانه به ما نمیرسد چون آخرین باغهایی که میوههایش میرسد باغهای ماست. گاهی اگر میوهها بار به اسب بدهیم بخورد بیشتر صرف میکند !
ما اینجا دو سه هکتار باغ داریم که فصل میوه چینی بچهها به کمک میآیند و میوهها را میچینند. سیبها را به قیمت خیلی کم میفروشیم به واسطهها. گاهی میوههای خشکی مثل قیسی و آلو خشک را به قیمت یکچهارم قیمتی که از مغازهدار میخرید از ما میخرند.
آلوها و آلبالوها را نیز لواشک میکنم و به کسانی که اینجا میآیند و به واسطهها میفروشم. به هر حال روزگار میگذرد. خدا را شکر. راضی هستم به رضای خودش.
دیگر چه کار میکنید؟
اینجا هنوز خیلیها نان را خودشان میپزند. تنورهایی که درست میکنم نیز یکی از راههای امرار معاش ماست. این تنورها را با گل درست میکنم و وقتی خشک میشود آن را با سنگ و سنباده صاف میکنم. وقتی در این تنورها آتش روشن شود کاملا سفت و محکم میشوند.
تنورهایی که میگوید را در انبار خانهاش مشاهده میکنم. این تنورها که جای دستهای زبر و سختی کشیده شمسی جهان برآنها باقیمانده است، استوانهای شکل هستند و در اندازههای مختلف درست شده است. بزرگترین آنها تا کمر آدم میرسد و دهانه آن به اندازه یک نان تافتون بزرگ و گرد است.
از شمسی خانم در مورد مراسم ازدواجش میپرسم. با همان لحن آرام خندان و دوستداشتنیاش میگوید: وقتی ازدواج کردم 14 سالم بود. لباس قرمز تنم کردند مرا سوار یک قاطر کردند و به طرف خانه داماد بردند. آن روزها عروس را روی اسب یا قاطر مینشاندند و لباس قرمز تنش میکردند.
مدل لباسهایتان چطور بود؟
یک چارقد بزرگ گلدارململ به سر میکردیم که باید تا وقتی تازه عروس بودیم گوشه آن را به دهان میگرفتیم و نصف صورت را میپوشاندیم. یک کت ماهوت به تن میکردیم و زیرش یک لباس بلند با دامن چیندار و زیر آن یک شلوار ساده میپوشیدیم.
(اشاره میکند به پارچه چینداری که دور تا دور ظرفشویی را پوشانده است) این که به تن ظرفشویی پوشاندهام یکی از همان دامنهاست.
گفتید 8 بچه به دنیا آوردید. آیا به بیمارستان میرفتید یا در منزل زایمان میکردید؟
هر هشت تا را در خانه زایمان کردم. قابله محلی میآمد و بچه را میگرفت. اصلا نمیفهمیدم چطور بچه به دنیا میآمد. مثل امروز نبود که جراحی و چیزهای دیگر بخواهد. اینقدر کار میکردیم که بچه خودش به راه میآمد. نه چاق میشدیم و نه زیاد اذیت میشدیم. خدا را شکر هر هشت تا را هم به ثمر رساندم و رفتند سر خانه و زندگی خودشان.
در مورد گیاهان منطقه از او سوال میکنم میگوید: والک ، آویشن، گل گاو زبان ،گزنه، ریواس،کنگر و چندین گیاه دیگر را که اسامیشان برایم ناآشناست معرفی میکند.
از او دعوت میکنیم با ما به آبشار کرکبود که در همان نزدیکی است بیاید و با خوشحالی استقبال میکند و میگوید: طی تمام این سالها که در اینجا زندگی کردهام هرگز این آبشار را ندیدهام، ولی تعریفش را زیاد شنیدهام.
با ما همراه میشود و در راه با حوصله فراوان از گیاهی از خانواده کرفس میچیند و پوست آن را میکند و به ما تعارف میکند. ساقه آن شیرین است و طعم کرفس و عطر دلپذیری دارد و بخوبی عطش را برطرف میکند. این گیاه با برگهای بسیار درشت بوته نر و ماده دارد که بوتههای گلدارشان خوراکی است و از گلش ترشی درست میکنند.
شمسی خانم در راه برایمان از زمستانهای طولانی و پربرف طالقان میگوید که با سوزاندن سرشاخههای درختان باغ که از هرس پاییز به جا میماند آن را سر میکنند. زمستانی که از مهر شروع میشود و تا اوایل بهار دل به رفتن نمیدهد.
شمسی جهان تمام این سالها را با روی گشاده و لبخند زیبای خود طی کرده است و هنوز هرچه پیش رو دارد را با روی خوش پذیراست. زیرا او برای روزهای سخت نیز لبخندی به وسعت چهرهاش دارد که کارها را آسان میکند.
ماندانا ملاعلی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: