در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اول از همه از گرافیک شروع میکنیم. دیدن نام آنریل انجین دیگر جایی برای حرف باقی نمیگذارد. همه خصوصیات گرافیکی بازیهایی که با موتور آنریل3 ساخته شدهاند در ریشهها وجود دارد. بافتها با کیفیت هستند. شفافیت تصویر با کمک منابع نور باعث بهوجود آمدن صحنههای زیبایی بهخصوص در مراحل جنگل شده است. ظاهر کاراکترها طراحی خوبی دارد، بهخصوص خود لوگان که چهرهاش از روی چهره هیو جکمن طراحی شده است. دموها از جنس بازی هستند اما به نسبت خوب طراحی شده اند. یکی دو دموی FMV هم در بازی هست که ارزش بارها دیدن را دارند.
اما بازی خالی از باگهای گرافیکی نیست. مثلا بعضی وقتها بازوهای لوگان که قطر هر کدام اندازه یک درخت چنار است در هم فرو میروند. نکته جالب توجه دیگر لباس لوگان است که همراه با صدمه دیدن او تکه پاره میشود و همراه با ترمیم شدن زخمهای او دوباره بههم دوخته میشود!
گیمپلی ترکیبی از God of War، دویل می کرای، نینجا گایدن، Heavenly Sword و بهطور کلی همه بازیهای معروف سبک سوم شخص است. یک دکمه بهعنوان ضربه ضعیف دارید و یک دکمه بهعنوان ضربه قوی. ترکیب این دو دکمه کومبوهای بیشماری را خلق میکند که احتیاج به فکرکردن برای اجرایشان ندارید. تقریبا همه حالات ممکن منجر به یک کومبو و در نتیجه یک حرکت سینمایی میشوند. یک دکمه برای گرفتن دشمنها و اجرای فیتالیتی دارید. یک دکمه برای پرش (پرش دوبل هم وجود دارد)، یک دکمه برای دفاع و یک دکمه برای قفلکردن روی حریف. این سیستم کنترلی کاملا استاندارد است و در ایکس من هم بهخوبی جواب میدهد.
نکته اساسی در گیمپلی این بازی، تاکید بیش از اندازه روی خشونت است. بهطوریکه در میانه، بازی زننده و کسلکننده میشود. لوگان برخلاف کاراکتری که از او در کتابهای کمیک و فیلمهای ایکس من دیده بودیم،موجودی بیرحم تصویر شده که فقط دوست دارد دشمنهایش را تکه پاره کند. این خشونت بیش از اندازه همه حرکات اکشن بازی را تحت الشعاع قرار داده است. موتور پایه بازی هم بهصورت هوشمند در میانه مبارزهها، حرکاتی را که منجر به خلق یک صحنه خشن میشوند را بهصورت اسلوموشن نشان میدهد!
یکی از معدود حرکات بدیل لوگان، قدرت پریدن روی دشمن از فواصل بسیار دور است. این کار را به تعداد بیشمار میتوانید تکرار کنید و پس از مدتی به این نتیجه میرسید که راحتترین راه برای کشتن دشمن و طی کردن مسیرهای طولانی همین Lung کردن است! پس از نیم ساعت Lung کردن دیگر کسی حوصله راه رفتن روی زمین را ندارد. جالب است که سازندهها دقیقا از همین موضوع استفاده کردهاند و راه مخفیها را جاهایی گذاشتهاند که شما معمولا دلتان میخواهد با پرش بلند آنها را طی کنید و حوصله راه رفتن ندارید.
حرکات لوگان برخلاف ریو، دانته یا کریتوس اصلا نرم نیست. گذار به انیمیشنهای راه رفتن، ایستادن یا برگشتن بسیار سریع انجام میگیرد. لوگان هیچ اندرکنشی با محیط اطراف ندارد اما حتی اگر انگشت پایش به چیزی گیر کند پریدن غیرممکن میشود.
طراحی مراحل هیچ نکته خاصی ندارد. مراحل خطی و مستقیم هستند. بازی دو داستان را بهصورت موازی در زمان گذشته و حال روایت میکند و لوکشینها بهصورت تناوبی از یک جنگل و معبد قدیمی به کارخانهها و سازههای مدرن و علمی تخیلی تغییر میکنند. راه مخفیها زیاد و تابلو هستند. همین که شما در هر منطقه برخلاف روند سریع بازی، لحظهای بایستید و اطراف را نگاه کنید راه مخفیها پیدا میشوند. نکته جالب در مورد راه مخفیهای این است که اشارههایی به بازیها یا فیلمهای دیگر دارد. مثلا در مرحله اول میشود Hatch معروف سریال لاست را در یک راه مخفی پیدا کرد! در مرحله جنگل شمشیر فراست مورن آرتاس در وارکرفت رونمایی میشود و حتی کیک معروف پورتال را هم میتوانید ببینید.
لوگان حرکات ویژه و چند ضربهای بسیار زیادی دارد و این موضوع از یکنواخت شدن روند بازی جلوگیری کرده است. وجود راههای مخفی بیشمار، ماموریتهای ویژه یا همان Trophy ها، درجات سختی بالاتر که شما را مجبور به استفاده از قدرتهای استفاده نشده میکنند، همه کاری کردهاند که ایکس من قابلیت تکرارپذیری زیادی داشته باشد. اما چیزهایی نظیر داستان ضعیف، صداگذاری بسیار بد (کیفیت صدا بهطور مرتب کم و زیاد میشود)، هوش مصنوعی ضعیف دشمن و تکراری بودن حرکات آنها باعث میشود که برای آغاز دور دوم کمی تامل کنید. این بازی بهخاطر صحنههای خشن به بازیکنندههای کم سن و سال توصیه نمیشود.
سیدطه رسولی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: