در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در نگاه او جوهر اصلی یک فیلم، قصه و روایت آن است. برای همین قبل از این که خودش را یک کارگردان بداند، یکفیلمنامهنویس میداند. گذشته از این، افخمی یک شگفتیآفرین است؛ چه وقتی کار میکند و چه وقتی کاری نمیکند. چه وقتی پرکار است و چه وقتی کمکار است و در عین حال مدام خبر راه افتادن پروژههای تازهای را اعلام میکند.
یکی از آخرین شگفتیهای او فیلمی بود که به مناسبت رحلت امام در این ایام از تلویزیون پخش شد؛ فیلمی به نام «یازده دقیقه و سی ثانیه» که داستانش در حاشیه روز حمله عراق به ایران و پیام تاریخی امام به این مناسبت میگذرد. وقتی فیلم در بخش مسابقه فیلمهای تلویزیونی جشنواره فجر هم به نمایش درآمد، همه را شگفتزده کرد. اگر اطلاعات قبلی نبود و اسم افخمی را در تیتراژ فیلم نمیدیدیم، بیاغراق میگفتیم این فیلم را یک فیلمساز جوان و بیتجربه ساخته و البته همه تلاشهایش را هم برای درآوردن آن به کار بسته است. اما کمتر کسی میتوانست باور کند «یازده دقیقه و سی ثانیه» را کارگردان کاربلد و وسواسیای مثل افخمی ساخته. جالب اینجاست که اولین مشکل فیلم هم به مشکل قصه و روایت در آن برمیگردد. چیزی که دستمایه کار قرار گرفته ممکن است از نظر تاریخی حادثه مهمی باشد، اما جوری دراماتیزه نشده که بشود آن را حتی به عنوان یک تلهفیلم مناسبتی پذیرفت و این برای افخمی واقعا یک کار شگفت به حساب میآید.
افخمی به شهادت آثارش فیلمساز جسوری است و «فرزند صبح» هم نشانه خوبی است برای این جسارت؛ جسارتی که ابعاد مختلفی دارد؛ هم موضوعش درباره فردی است که کمتر کسی توانایی نزدیک شدن به آن را در خود احساس میکند و هم هزینههایی که برای ساختهشدنش صرف شد. مثل زمان درازی که فیلم متوقف شد تا پسری که نقش کودکی امام را بازی میکرد، بزرگ شود و ادامه نقشش را بازی کند. پس انتظاری که از او و دیگر هنرمندانی که به این وادی پا میگذارند، این است که نتیجه، کار مناسب و درخور سوژهای باشد که به آن نزدیک میشوند.
غرض این یادداشت نه نقد و بررسی یک فیلم تلویزیونی است، نه زیر سوال بردن یک فیلمساز خاص و نه حتی بحث کلیتری مثل تلهفیلمها؛ موضوع از این قرار است که وقتی قرار است درباره یک فرد یا موضوع خاص و ویژه، یک اثر هنری ماندگار تولید کنیم، باید کمی آگاهانهتر و بهتر عمل کنیم تا حاصل شایسته و درخوری داشته باشیم و نتیجه، یک جور رفع تکلیف و پر کردن چوبخط نباشد.اگر این اتفاق از سوی هنرمندان و سینماگران معاصر که حضور امام را هم درک کردهاند، نیفتد در کدام مقطع تاریخی و از سوی چه کسانی باید بیفتد؟ همین حالا زمانی است که امکانی مثل تایید خانواده و نزدیکان امام از نظر مستندات تاریخی و روشن شدن واقعیتها و ارائه بهتر حقیقت را هم در اختیار خانواده هنرمند میگذارد و این امکان کمی نیست، ضمن این که برای الان ما و در پیشگاه آیندگان، یک جور رسالت تاریخی به حساب میآید.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: