اما بعد از این جمله هنوز مرددم که اول از کدام اینها شروع کنم: نبود تناسب امکانات با تعداد مراجعان، محدودیت اعتبارات و منابع، کمبود قابل توجه تختهای ویژه، فعال نبودن داروخانههای شبانهروزی، عدم ارائه خدمات مناسب از سوی آمبولانسهای بیمارستانها و آمبولانسهای خصوصی، اخذ وجوه غیرقانونی خارج از صورتحساب بیمارستان، نارضایتی پرسنل بیمارستانی از حقوق و کمبود نیرو و به تبع آن انتقال این مسائل به بیماران، نبود احترام و توجه به شأن بیماران و....
شاید همین موارد است که بیمار اورژانسی و یا بیماری را که در روند درمان به سرعت عمل نیازمند است به بیمارستان بخش خصوصی میکشاند تا آنجا که بیمار برای پرداخت هزینههای درمانش مجبور به فروش اموالش میشود.
یکی از شهروندان تهرانی که هفته گذشته به دلیل نبود تخت آی.سی.یو در یک بیمارستان دولتی مجبور به بستری کردن بیمار سکته مغزی خود در بیمارستان خصوصی شده، میگوید: به دلیل نبود امکانات و برای نجات جان بیمارم مجبور شدم هزینه شبی 350 هزار تومان تخت آی.سی.یو را در یک بیمارستان تقبل کنم.
در واقع نمیتوان نسبت به این موضوع که مراجعه بیماران به بخش خصوصی انتخابی نیست، بیتفاوت بود.
در واقع اگر بیماری به بخش خصوصی مراجعه میکند و حتی برای تامین هزینههای درمان مجبور به فروش منزلش میشود، بناچار دست به چنین کاری میزند وگرنه روند رسیدگی به بیمار در بیمارستانهای دولتی، با حجم زیاد بیمار، کمبود برخی امکانات و نبود دسترسی بموقع به پزشک متخصص، به نوعی <کشنده> محسوب میشود.
با این حال بارها از سوی مسوولان وزارت بهداشت و کارشناسان این بخش اعلام شده که بیش از 80 درصد خدمات بستری کشور در بیمارستانهای دولتی ارائه میشود؛ اما هیچ وقت گزارش دقیقی از رضایت مردم از این بخش اعلام نشده است.
یکی از مستندترین گزارشهای این بخش هم برمیگردد به گزارشی از سازمان بازرسی کل کشور که حدود یک سال و نیم پیش با عنوان «بیمارستانهای دولتی را دریابید» منتشر شد.
در واقع سازمان بازرسی کل کشور گزارشی از مشکلات مراجعان به بیمارستانهای دولتی منتشر کرد که براساس آن اعلام شد در صورت استمرار این مشکلات، سلامت مراجعان به بیمارستانهای دولتی به خطر خواهد افتاد.
این گزارش از طریق مراجعه سرزده شبانه بازرسان سازمان بازرسی کل کشور به 13 بیمارستان دولتی در تهران تهیه شده بود و در آن، موضوع تختهای اشغال شده بخش مراقبتهای ویژه، آمبولانسهای خصوصی و رعایت نشدن بهداشت بررسی شد.
در این گزارش آمده بود: رعایت نشدن بهداشت، مراجعان به بیمارستانهای دولتی، بویژه افرادی را که شب هنگام به بیمارستان مراجعه میکنند با مشکلاتی مواجه میسازد که استمرار آن میتواند موجب به مخاطره افتادن سلامت مراجعان شود.
براساس این گزارش، تختهای ویژه بخصوص در همه بیمارستانهای دولتی همواره اشغال است و بعضا بیماران نیازمند به این تختها روزها و هفتهها در مراکز درمانی و اورژانس بیمارستانها در انتظار به سر میبرند و به دلیل عدم تناسب تعداد تختهای فعال با تجهیزات مربوط چون مانیتور و دستگاه ونتیلاتور، بیماران بستری در این مواقع بناچار از تجهیزات مشترک استفاده میکنند.
بازرسان نهاد نظارتی قوه قضاییه اعلام کردند در بازرسی از یکی از بیمارستانها، به صورت کاملا اتفاقی مشخص شد یکی از پزشکان ضمن دعوت از دو نفر از بیماران به مطب شخصی خود که قرار بود در آن بیمارستان مورد عمل جراحی قرار گیرند جمعا 40 میلیون ریال به صورت غیرقانونی و خارج از صورت حساب دریافت کرده بود.
در این گزارش به محدودیتهای اعتباری، نبود امکانات، کیفیت نامطلوب خدمات و ... نیز اشاره شده بود.
بدهی بیمارستانها
اینکه میتوان با گذشت بیش از یک سال از انتشار گزارش سازمان بازرسی کل کشور، همچنان به آن استناد کرد نیز برمیگردد بر تکرار مشکلات قبلی و ارائه برنامههایی که هنوز نتوانسته چندان تاثیری داشته باشد. وقتی که مدیر کل بودجه وزارت بهداشت همین ماه گذشته اعلام میکند بیمه خدمات درمانی از آذر سال گذشته تاکنون230 میلیارد تومان به بیمارستانهای کشور تعهدات معوقه دارد، بیمارستانها نیز به همین علت 18 ماه کارانه پرسنل را پرداخت نکردهاند و 160میلیارد تومان به شرکتهای دارویی بدهکارند.
مسعود ابوالحلاج میگوید: بیمههای کشور بخصوص سازمان بیمه خدمات درمانی با بحران مالی رو به رو هستند. این بحران به بیمارستانهای کشور نیز منتقل شده است طوری که سازمان بیمه خدمات درمانی اکنون حدود 230 میلیارد تومان به بیمارستانهای کشور بدهی معوقه دارد.
به گفته او بیمارستانهای کشور به دلیل همین بحران مالی که به علت دریافت نکردن مطالباتشان از بیمه خدمات درمانی است، در وضعیت بحرانی به سر میبرند. بسیاری از آنها 18ماه است نتوانستهاند کارانه پرسنل را پرداخت کنند، به همین دلیل در 2 یا 3 بیمارستان کشور پرسنل بیمارستانی بشدت ناراضی هستند و شرایط بحرانی است.
اداره بیمارستانها در گذشته
در حال حاضر بیمارستانهای کشور در بخش دولتی به دو گروه آموزشی و غیرآموزشی تقسیم میشوند و در خارج از این دو بخش، بیماران میتوانند برای خدمات درمانی و بستری به بخش خصوصی مراجعه کنند.
علاوه بر اینکه باید تاکید کرد هنوز هم عملهای جراحی سنگین، درمان بیمارانی با آسیبها و جراحات زیاد و پیچیده در بخش دولتی انجام میشود اما مسلما به همان دلایلی که در گزارش سازمان بازرسی اعلام شده،کیفیت خدمات چندان مناسب نیست، پس بیماران نه تنها حق انتخاب ندارند بلکه در برخی مواقع به دلیل نبود اعتماد لازم به این بخش، مجبور به انتخاب بیمارستان بخش خصوصی میشوند که در کنار ظاهر و امکانات مناسب، فاکتورهای لازم برای توجه واقعی به حقوق بیماران با در نظر گرفتن هزینهها لحاظ نمیشود.
گذشته از بحث نظارت بر تعرفههای بیمارستانهای خصوصی و تقویت بیمهها برای پوشش بهتر خدمات در این بخش، درخصوص بیمارستانهای دولتی پیشنهادهایی از سوی کارشناسان مطرح میشود.
شهابالدین صدر، رئیس سازمان نظام پزشکی کشور در این خصوص معتقد است باید با رایگان کردن خدمات بیمارستانهای آموزشی، امکان استفاده از این خدمات را برای قشر آسیبپذیر فراهم کرد.
ظاهرا در سالهای دور ارائه خدمات در بیمارستانهای آموزشی با توجه به حمایت و یارانه دولت رایگان بوده و سایر بیمارستانهای دولتی نیز از کیفیت مناسبی برای ارائه خدمات برخوردار بودهاند.
اما در خصوص بیمارستانهای خصوصی نیز طبقهای که از رفاه قابل توجهی برخوردار بودند از خدمات این نوع بیمارستانها استفاده میکردند.
بیمههایی که حمایت نمیکنند
براساس یکی از شاخصهای سازمان بهداشت جهانی، برای تعیین فاکتورهای سلامت در کشورها، حداکثر هزینههای سالانه یک شخص برای درمان بیماری نباید بیش از 40 درصد درآمد او باشد. یک حساب ساده و سرانگشتی برای عمل قلب، هزینه درمان بیماریهای ناعلاج مانند سرطانها، بیماریهای کلیوی و... نه تنها از 40 درصد درآمد سالانه یک کارگر یا کارمند ایرانی بیشتر است بلکه حتی میتواند به مجموع درآمد چند سالهاش هم برسد.
و البته از این بدتر، خدماتی است که باید از سوی سازمانهای بیمهگر کمک حال بیماران شود ولی سیستم ضعیف بیمهها در کشور چندان پاسخگو نیست.
رئیس جامعه جراحان با انتقاد از وضعیت کنونی بیمهها در کشور معتقد است: تنها راه حل مشکلات نظام سلامت در کشور ما، تشکیل یک بیمه ملی و قدرتمند است.
دکتر ایرج فاضل میگوید: تعدد بیمهها در کشور باعث شده نیمی از سرانه درمان صرف هزینه تشکیلاتی این بیمهها شود؛ در صورتی که بیمهای ملی، واحد و قدرتمند میتواند بهتر نسبت به تعهداتش به مردم عمل کند.
وی با اشاره به ناچیز بودن سرانه درمان در کشور ادامه میدهد: به دلیل غیر واقعی بودن سرانه، بیمهها به شبه بیمه تبدیل شده و در تامین تعهدات خود توانایی ندارند. از طرف دیگر، تعدد بیمههای مختلف در کشور مشکلات بسیاری را سبب شده است.
و حرف آخر اینکه در این وضعیت فقط همین جمله باقی میماند که خدا هیچ بندهای را به بیمارستان نکشاند.
مستوره برادراننصیری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم