گفتگو با بن استیلر

اگر بچه بودم، دلباخته این فیلم می‌شدم

بن استیلر را همه به عنوان یک کمدین می‌شناسند. او هیچ وقت محبوبیت و موفقیت جیم کری یا ادی مورفی را به دست نیاورد، ولی در عوض سال‌هاست که دارد فیلم بازی ( و بعضا کارگردانی)‌ می‌کند و جزو چهره‌های مطرح روز است. از قرار معلوم او تداوم موفقیت‌آمیز فعالیت را بر این که برای مدت کوتاهی یک ستاره مشهور باشد، ترجیح داده است. او پس از بازی در یک سری نمایش تلویزیونی، با کمدی موفق «موضوعی درباره مری» تبدیل به بازیگری سرشناس شد. از آنجا که پدر و مادرش هر دو کمدین‌هایی موفق و سرشناس بودند، همه پیش‌بینی می‌کردند وی راه آنها را در پیش بگیرد و همین اتفاق هم رخ داد. او اصراری به بازی زیاد در فیلم‌های سینمایی ندارد، اما کارهای او معمولا در گیشه نمایش با موفقیت روبه‌رو می‌شود.
کد خبر: ۲۵۷۲۷۰

 در قسمت دوم «شبی در موزه» که یک کمدی اکشن خانوادگی است، او دوباره در نقش نگهبان شب موزه تاریخ طبیعی ظاهر شده که این بار همراه آدم‌ها و موجودات تاریخی این موزه راهی یک محل جدید می‌شود. در این مکان است که او و دوستان تاریخی‌اش با یک سری کاراکتر جدید آشنا می‌شوند. البته تماشاگران این مجموعه فیلم می‌دانند که شخصیت‌ها و موجودات تاریخی موزه اشیای بی‌جانی هستند که شب‌ها جان می‌گیرند و ماجراهای جالبی را خلق می‌کنند. این فیلم سرشار از جلوه‌های ویژه کامپیوتری است و یک دو جین بازیگر معروف را در نقش شخصیت‌های مختلف تاریخی بازی می‌کنند.

سال قبل در انیمیشن کامپیوتری «ماداگاسکار 2» صحبت کردید و حالا «شبی در موزه 2» را بازی کرده‌اید. آیا این روزها به دنبال فیلم‌هایی هستید که فرزندانتان آنها را ببینند و از تماشای آن لذت ببرند؟

خیر. احساس خودم این است که در چند سال گذشته بیش از پیش متوجه این نوع فیلم‌ها شده‌ام. همکاری با پروژه «ماداگاسکار» را قبل از این که دخترم به دنیا بیاید، شروع کردم. به این ترتیب، می‌بینید که اصلا بحث این که بچه‌هایم این فیلم‌ها را تماشا کنند، نیست. در عین حال، این واقعیتی است که وقتی شما صاحب فرزند می‌شوید، دوست دارید به دیدن فیلم‌هایی بروید که بتوانید آنها را هم همراه خودتان ببرید. در چنین شرایطی با هم از تماشای فیلم لذت می‌برید. با یک نگاه دقیق‌تر متوجه شدم این روزها ما تعداد زیادی فیلم بزرگ نداریم که به درد خانواده‌ها بخورد و از دیدنشان لذت ببرند. برای همین، در رابطه با «شبی در موزه 2» بشدت هیجان‌زده‌ام. این فیلم را بازی کردم، چون واقعا طرح و ایده آن را دوست داشتم. حتی وقتی برای اولین بار نام فیلم را شنیدم، خیلی به دلم نشست. من خودم در نزدیکی موزه تاریخ ملی بزرگ شده‌ام و همیشه حس خوبی نسبت به این محل داشتم. واقعا مشتاق بودم که در پروژه «شبی در موزه» کاری انجام دهم. احساس شخصی‌ام این بود که اگر یک بچه بودم، حتما دلباخته این فیلم می‌شدم. به عنوان یک آدم بزرگ هم کودک درونم عاشق دیدن این جور فیلم‌هاست.

در بخش مهمی از فیلم، با یک میمون همبازی هستید. کار کردن و همبازی شدن با میمون چطور بود؟

خب، بعضی وقت‌ها جفت‌های بازیگر روی پرده سینما خیلی خوب عمل می‌کنند و رابطه عشق  تنفر موجود بین آدم‌ها و جذابیت‌هایی در دل قصه خلق می‌کند که باعث سرگرمی کامل تماشاچی می‌شود، اما همبازی من در این فیلم، نه یک انسان که یک حیوان بود. او را خیلی خوب برای کار بازی پرورش داده بودند و سر صحنه مثل یک بازیگر حرفه‌ای عمل می‌کرد! ولی بعضی وقت‌ها هم دست به کارهایی پیش‌بینی نشده می‌زد. در کل، همکاری با او خیلی لذتبخش بود و دردسر زیادی نداشتم. حداقل امر این است که اگر صحنه‌ای را چند بار خراب می‌کرد، من خودم را دلداری می‌دادم و می‌گفتم: آدم نیست، نمی‌فهمد!

قبل از بازی در فیلم می‌دانستید باید در طول قصه اینقدر بدوید و فرار کنید؟ در فیلم قبلی چنین حالتی وجود نداشت؟

وقت دویدن‌ها به یاد تام‌کروز در «ماموریت غیرممکن»‌هایش می‌افتادم و به خودم می‌گفتم آن بیچاره برای 3 قسمت این فیلم چقدر دوید( !می‌خندد)‌ ولی از شوخی گذشته، قبل از شروع فیلمبرداری به من گفتند باید یک دونده حرفه‌ای باشم و روی پرده مثل یک قهرمان دو خودم را نشان بدهم. کاراکتر من در فیلم در طبقات مختلف موزه یا باید به دنبال یک موجود عجیب و غریب بدود یا از دست یکی از آنها فرار کند. برای همین، باید با آمادگی کامل بدنی سر صحنه حاضر می‌شدم.

آیا سبک واکنشی کمدی‌تان یک چیز غریزی و طبیعی است؟

تا حدودی بله. ولی همیشه هنگام بازی در نقش‌های تازه با یک چالش سخت روبه‌رو هستیم. در «شبی در موزه 2» کار من باز هم سخت‌تر بود، زیرا خیلی جاها باید نسبت به چیزهایی واکنش نشان می‌دادم که وجود خارجی نداشتند. بسیاری از حیوانات و کاراکترهای این فیلم، در داخل اتاق استودیو و با کمک کامپیوتر خلق شدند. سر صحنه به من گفته می‌شد که این موجودات قرار است در اینجا یا آنجا باشند و تو باید با چنین احساسی  که انگار آنها را می‌بینی  از خودت عکس‌العمل‌ نشان‌دهی. به صورت طبیعی، زمانی که در حال کار با یک بازیگر خوب هستم می‌‌توانم کار بهتری ارائه بدهم. همین مساله باعث می‌شود تا خود من هم تبدیل به بازیگر بهتری بشوم. برای همین، وقتی قرار می‌شود بازیگر مقابل تو یک دایناسور خیالی باشد، آن وقت کار تو سخت می‌شود، تو باید آن بازیگر را در ذهنت خلق و مجسم کنی. نباید تعجب کرد اگر در چنین مواقعی، بازیگر یک بازی بد ارائه دهد.

همکاری و همراهی شاون لوی با شما در این رابطه چقدر بود؟

خیلی زیاد. اگر همراهی او نبود کار خیلی از این که هست سخت‌تر می‌شد. او کارگردان دقیق و منطقی است. او همیشه در پشت دوربین در جای دایناسور یا دیگر موجودات خیالی می‌ایستاد و به من می‌گفت خیال کن داری آنها را می‌بینی. او از من می‌خواست با روح و قلبم بازی کنم و از آن لذت ببرم. به پیشنهادهای او در طول فیلمبرداری عمل کردم.

در صحنه‌هایی هم که آن دایناسور شما را تعقیب می‌کند، او داشت ادای یک دایناسور را درمی‌آورد؟

بله. و به اندازه آن هیولا هم ترسناک بود! اداهای خیلی ترسناکی درمی‌آورد و با این کارش باعث خنده و تفریح گروه در پشت صحنه شده بود. شاون از من خواسته بود در فاصله بین صحنه‌ها از جلد نقش بیرون نیایم. این کار کمک می‌کرد تا حس کلی خودم را در ارتباط با صحنه حفظ کنم.

صحنه تعقیب و گریز شما با شاون لوی در نسخه دی‌وی‌دی و پشت صحنه فیلم خواهد بود؟

صددرصد. فکر می‌کنم تماشای فیلم پشت صحنه برای تماشاگران، جذاب‌تر از خود فیلم سینمایی آن باشد! دیدن شاون لوی در حالت دایناسور و شیر و میمون، خیلی تماشایی است.

منتقدان سینمایی می‌گویند «شبی در موزه 2» برای شما فیلم ویژه‌ای است. درست است؟

بله. این فیلم از آن دسته کارهایی است که همه چیز آن خوب و درست است. در عین حال، مادرم آن‌میرا هم در فیلم حضور دارد و من شانس و فرصت آن را داشتم که با وی همبازی شوم.

این اولین بار بود که در یک صحنه از یک فیلم سینمایی، در کنار هم بودید؟

بله. البته سال‌ها قبل در یک برنامه تلویزیونی هم با هم بازی داشتیم. کار با مادرم خیلی لذتبخش و هیجان‌انگیز بود. این در حالی بود که ما جلوی دوربین نقش مادر و فرزند را بازی نمی‌کردیم.

در صحنه‌های هاکی روی یخ هم خیلی راحت بودید. با این ورزش آشنایی دارید؟

از 2 سالگی. اما فکر نکنید یک ورزشکار حرفه‌ای هستم! اسکیت‌بازی‌ام همیشه خوب بوده است. همین مساله باعث شد تا هنگام بازی در این صحنه‌ها، خیلی راحت باشم.

ترجمه: مهبد آستانی
منبع: رویترز

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها