تولد سینما

سینما به دست انسان‌های هنرمند و صنعتگر بی‌شماری که با کنجکاوی خود دست به اختراع و خلاقیت زده بودند، به وجود آمد. در طول شکل‌گیری این هنر افراد بسیاری نقش داشته‌اند؛ مانند کسانی که نامشان در کتاب سرگذشت سینما آمده است: «اتانازیوس کرچر» در ادامه کوشش‌هایی که قبل از او در زمینه رشد سینما صورت گرفته بود، اقداماتی انجام داد. او سعی کرد، وسایل نمایشی بسازد که حمل شوند و به نور طبیعی متکی‌ نباشند.
کد خبر: ۲۵۶۶۵۳

کرچر با استفاده از چند آینه و نورشمع، از دستگاهی که آن را «فانوس خیال» نامیده بود، تصویرهایی را روی دیوار منعکس می‌کرد. کرچر، بعد از تلاش و پشتکار بسیار، سرانجام یک عدسی هم به دستگاه نمایش اضافه کرد.

بعد از کرچر، انواع مختلفی از دستگاه‌های نمایشی ساخته شد که بعضی از آنها برنامه‌های نمایش اسلایدهای بسیار پیچیده‌ای را به همراه داشت.

در 1824، دانشمند انگلیسی به‌نام «پیتر مارک روجت» طرح تازه‌ای در مورد تصویرها ارائه داد. او امکان نمایش رشته تصاویر جداجدایی را که با پشت سرهم قرار گرفتنشان حرکتی مداوم در تصویر را به نظر بیننده می‌رساندند، مطرح کرد.

این پدیده ــ یعنی تداوم دید ــ اساس سینما یا هنر هفتم را پی‌ریزی کرد.

تقریبا همزمان با اعلام نظریه روجت در مورد تداوم دید، دانشمندان دیگری دست به کار شدند و این نظریه را مورد آزمایش قرار دادند.

در این زمان، وسیله شگفت‌انگیزی به خدمت گرفته شد که سبب رشد سریع و چشمگیر دستگاه نمایش شد. این وسیله «تامتروپ» یا «چرخ شگفتی»‌ نام داشت. طرز کار این دستگاه به این شکل بود که دو تصویر مختلف در دو طرف یک کارت دایره شکل کشیده شده بود. وقتی این کارت چرخانده می شد، دو تصویر با هم ترکیب و به صورت یک تصویر درمی‌آمد. مثلا اگر پرنده‌ای در یک طرف کارت نقاشی شده بود، با چرخاندن کارت، انگار در قفس سیمی خالی‌ای که در طرف دیگر کارت کشیده شده بود، می‌نشست. بعد از «چرخ شگفتی» دستگاهی دیگری به‌نام «صفحه جادویی» یا «فناکیستوسکوپ»‌ توسط «ژوزف پلاتو» دانشمند بلژیکی ساخته شد این وسیله شامل یک سلسله تصویر از مرحله‌های مختلف یا حرکات ساده بود.

تصاویر را دایره‌وار در حاشیه صفحه مدور کشیده بودند. در حاشیه یا لبه این کارت هم یک سلسله شکاف دیده می‌شد. چنانچه بیننده از آن شکاف‌ها به تصویری که از «صفحه جادو» برآینه منعکس می‌شد. نگاه می‌کرد، می‌توانست سلسله حرکات مورد نظر را به صورت به هم پیوسته تماشا کند.

در این سال‌ها، سایر هنرمندان و صنعتگران هم دست به کار شدند و وسایل متعددی ساختند. مثلا در ‌آلمان شخصی بنام «اشتمپر» دستگاهی بنام «استروبوسکوپ» ساخت و «ویلیام جورج هورنر» هم دستگاهی به نام «زوآتروپ» یا چرخ زندگی ساخت. در این وسیله جدید، سلسله تصاویر بر جدار داخلی یک استوانه کشیده می‌شد. در جدار خارجی استوانه شکاف‌هایی ساخته شده بود که وقتی استوانه مانند چرخ فلک به چرخش در می‌آمد، بیننده با نگاه کردن از پشت شکاف‌ها، تصاویر را به طور متحرک مشاهده می‌کرد.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها