در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
دولتها هرچند برای دستیابی به توسعه پایدار، تمایل بیشتری به رشد اقتصادی، سیاسی و اجتماعی کشور نشان میدهند، اما توسعه پایدار فرهنگی را به عنوان معرف تمدن، پیشرفت و برتری خود، عامل موثری در شناسانیدن خود در بین سایر ملل میدانند چراکه در جهان امروز، فرهنگ و هنر بیش از قدرت نظامی و اقتصادی و سیاسی نقش تعیینکنندهای دارد و مردم یکدیگر را بیشتر با شاخصههای فرهنگی میشناسند تا اقتدار نظامی و اقتصادی علاوه بر آن آنچه سایر اقتدارهای یک ملت را به نمایش میگذارد، ابزارهای فرهنگی است، لذا توجه به زیرساختهای فرهنگی و برخورداری از رشد و بالندگی در حوزه فرهنگ در سیاست دولتها نادیده گرفته نمیشود.
هرچند این سیاستها به صورت هجومی تبلیغ و ترویج نمیشود و جزو برنامههای درازمدت و تاثیرگذار آنها محسوب میشود.
در کشور ما ادبیات همیشه تابعی از اراده پادشاهان و حاکمان بوده است که با درک درستی از تاثیرگذاری ادبیات در جامعه، و یا خودخواهیها و مطامع شخصی خویش آن را به خدمت میگرفتهاند و ادیبان افرادی بودهاند که جز با حمایت پادشاه راه به جایی نمیبردهاند. اما در عصر حاضر که ادبیات از سلطه پادشاهان و دولتها به درستی خارج شده است، با این وجود دولتها بینیاز از تاثیر و نقش ادبیات در جامعه نیستند و نقش حمایتی خود را در تعمیم و گسترش رو به رشد ادبیات در جامعه نادیده نمیگیرند. رشد و گسترشی که هم به ارتقاء هنر و فرهنگ عمومی جامعه کمک میکند و هم دولتها میتوانند از آن در جهت اهداف و برنامههای خود سود ببرند. به همین دلیل وزارتخانههای فرهنگ و هنر در کابینه همه دولتها مسوول پیگیری سیاستهای فرهنگی کشور خود هستند.
ادبیات در بستر انقلاب:
شکی نیست که در سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی، ادبیات وارد مرحله تازهای از جوشش و شکوفایی خود شد، مرحلهای که به لحاظ کمیت و کیفیت قابل مقایسه با هیچ دوره گذشته و تاریخی خود نیست. در این دوره ادبیات از حصار و تملک افراد خاص خارج شد و جوانان بسیاری جسارت سرودن شعر و نوشتن داستان را به دست آوردند. اگر در گذشته شاعران و نویسندگان انگشتشماری بودند که این عرصه را در چنگ خود داشتند و جوانان نوقلم محلی از اعراب نبودند، اما در این سالها این جوانان بودند که با جسارت و شهامت، آثار خود را عرضه میکردند و امروز بسیاری از نویسندگان و شاعران مطرح و سکاندار شعر و داستان همین جوانان دو دهه پیش هستند که ادبیات پس از انقلاب را وارد مرحله نوینی نمودند.
واقعیت این است که این تحول و پویایی در ادبیات ضمن این که مرهون جسارت و تلاش نویسندگان و شاعران است، اما نباید نقش حاکمیت و تشکلهای ادبی مورد حمایت دولت را نادیده بگیریم. در این مقال به نقش تاثیرگذار این تشکلها در ساختار بنیانهای ادبی کشور اشاراتی میکنیم.
حوزه هنری:
حوزه هنر و اندیشه اسلامی که بعدها به نام حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی مطرح شد اولین تشکل جدی و تاثیرگذار در حوزه ادبیات کشور در دو دهه پس از انقلاب است.
عدهای از جوانان خوشذوق، بدون حضور پیر و مراد، به دور هم گرد آمدند تا سرودهای خود را برای هم بخوانند، داستانهایشان را نقد کنند و آثار از صافی گذشتهشان را در نهایت به چاپ برسانند. همین نشستهای محفلی که توام با مطالعه و تحقیق و پژوهشهای ادبی بود، کمکم تبدیل به کلاسهای آموزشی و جلسات نقد میشد که تعداد زیادی از مشتاقان ادبیات را به دور هم گرد آورد. برپایی جلسات شعرخوانی و نقد و سپس جلسات آموزش شعر برای نخستین بار در حوزه هنری پا گرفت. نشستهای نقد داستان، کلاسهای آموزش داستاننویسی، همایشهای ادبی و بزرگداشت ادیبان بزرگ نیز در حوزه هنری شکل گرفت.
چاپ کتابهای آموزشی شعر و داستان، انتشار گاهنامههای داستان و شعر، ماهنامه تخصصی شعر و ادبیات داستانی، فصلنامه سوره بچههای مسجد و دهها جلد کتابهای آموزشی ادبیات به منظور رشد و ارتقاء سطح کیفی ادبیات کشور در دو دهه اول انقلاب در حوزه هنری بوجود آمد که خواه ناخواه منجر به پیدایش یک نهضت ادبی جدید و متناسب با آرمانهای فرهنگی انقلاب اسلامی بود. بسیاری از شاعران و نویسندگان نسل اول انقلاب از دل این محافل ادبی سر درآوردند و اولین آثار خود را در حوزه هنری به چاپ رساندند. حوزه هنری و مدیریت وقت آن این دایره را محدود به تهران نکردند و با گسترش فعالیتهای خود استانها با تاسیس شبکههای استانی حوزه هنری همین برنامهها را در سطح استانها گسترش دادند و بعدها با تاسیس مرکز آموزش عالی سوره ادبیات داستانی برای نخستین بار دارای یک هنرستان آموزشی شد که علاقهمندان به داستان میتوانستند دورههای آموزشی داستاننویسی را به صورت دانشگاهی بیاموزند. هر چند چنین حرکت خودجوش، تاثیرگذار و سازمان یافتهای امروز از تحرک و تاثیرگذاری گذشته خود دور است اما نباید نقش سازنده و حمایتی حوزه هنری را در گسترش و پویایی ادبیات معاصر نادیده گرفت.
دفتر مطالعات ادبیات داستانی:
وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به عنوان نهاد رسمی فرهنگی دولت، چه وظیفهای در قبال ادبیات کشور دارد؟ این سوال مدتها بیپاسخ بود. متولیان فرهنگی و مدیران وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در دهه اول انقلاب وظیفهای در قبال ادبیات بر دوش خود احساس نمیکردند. تا این که با تاسیس دفتر مطالعات ادبیات داستانی و شورای شهر تلاشهایی به منظور حمایت از ادبیات انقلاب به عمل آوردند. که هر دوی این تشکل امروز نقش و تاثیری در روند رو به رشد ادبیات در جامعه ندارند. دفتر مطالعات ادبیات داستانی که در سه زمینه آموزش، پژوهش و همایشهای ادبی کار خود را شروع کرد، نقطه امیدی بود برای نویسندگان و پژوهشگران ادبیات داستانی که دهها طرح و پژوهش خود را به علت فقدان امکانات مالی، تحققناپذیر میپنداشتند اما این دفتر با حمایت مالی از این طرحها توانست گامهای خوبی بردارد و ادبیات داستانی را به سوی تحقیق و پژوهش در زیربناها به پیش ببرد.
اما این دفتر پس از کمتر از یک دهه فعالیت از ادامه کار بازماند و یکی از مراکز مهم ادبی کشور کارش عملا به تعطیلی منجر شد.
توقع میرفت و میرود که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی وظیفهای بیش از اینها در قبال ادبیات داشته باشد که به دنبال سیاست تمرکززدایی و واگذاری کارها به بخش خصوصی و تعاونی، این وزارت خانه به جای انجام کارهای اصولی و پایهای، سرمایه و وقت خود را بر حمایت از انجمنها و تشکلهای ادبی قرار داد که به گواه این انجمنها، این حمایتها نیز آن گونه که باید به سامان نرسید و سرانجام مطلوب نگرفت که امید میرود با قرار گرفتن یک نویسنده در مسند معاونت فرهنگی این وزارتخانه، نقش حمایتی وزارت ارشاد پررنگتر و سازمانیافته بشود.
تشکلهای غیردولتی:
از دهه هفتاد به بعد که جامعه نویسندگان و شاعران خود را شناخت، کم کم نیاز به تشکل و سازماندهی و انجام فعالیتهای تشکیلاتی به عنوان یک نیاز ضروری مطرح شد. علاوه بر ایجاد تشکلهای کوچک ادبی در شهرستانها و محافل خصوصی جلسات شعر و داستان، دو تشکل عمده یعنی انجمن نویسندگان کودک و نوجوان و انجمن قلم ایران اعلام موجودیت کردند که امروز با نزدیک به ده سال فعالیت، جا دارد فعالیتهای آنها و نقش و تاثیرگذاریشان، نقد و بررسی شود.
بزرگترین مشکل موجود در مسیر کار انجمنها و تشکلهای غیردولتی، نبود بودجه و فقدان حمایتهای برون سازمانی است. تشکلهایی از این دست که طیف وسیعی از نویسندگان و شاعران را پوشش میدهد اگر حمایتهای دولتی را به دنبال خود نداشته باشند، محکوم به شکست هستند. دولت که قرار است کار مجریگری نکند و از مسوولیتهای اجرایی خود بکاهد، لازم است به حمایت انجمنهایی بیاید که قصد و باورشان، باروری ادبیات کشور است و از این راه هیچ سود اقتصادی و مادی عاید آنها نمیشود. به نظر میرسد دولت باید در سیاستهای حمایتی خود تجدید نظر کند و با کمکهای مالی به انجمنهای ادبی مانع فروپاشی آنها شود.
نهادهای وابسته به دولت:
مراکزی چون سازمان فرهنگی و هنری شهرداری، بنیاد حفظ آثار دفاع مقدس، بنیاد جانبازان و بسیج و... از مراکزی هستند که با اهدافی معین فعالیتهای ادبی را جدی گرفتند.
سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران با سرمایهگذاری کلان در سطح پایتخت و تاسیس خانههای فرهنگ و انجمنهای ادبی پیشتاز بسیاری از نهادهای همسو بود که با تمول مالی توانست دهها مرکز ادبی در سطح شهر تهران را تاسیس و سازماندهی کند. به نوعی با افول فعالیتهای ادبی حوزه هنری این سازمان تلاش کرد تا با تاسیس کلاسهای آموزشی، جلسات نقد و شعر و قصهخوانی این خلا را پر کند و یا همسو با حوزه هنری به فعالیتهای ادبی سرعت و شعاع بیشتری ببخشد.
نهادهایی چون بنیاد حفظ آثار دفاع مقدس و بنیاد جانبازان و سازمان بسیج نیز به قصد تحقق بخشی به آثار ادبی در حوزه دفاع مقدس سعی کردند در شعلهوری آتش ادبیات و گرمابخشی به فرهنگ و هنر کشور گامهایی بردارند. در نهایت ما امروز شاهد شکلگیری و رشد ادبیاتی هستیم که هرچند جوان است، اما مانند هر جوان دیگری در جستجوی نام و پایداری است.
ابراهیم حسنبیگی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: