در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اما وقتی دبیر پا به کلاس میگذارد، آب پاکی را روی دست دانشآموزان میریزد: «بچهها، درس ریاضی شما از کلاس دیگر عقبتر است و باید جبران کنیم. سریع کتاب و دفتر ریاضی رو باز کنید که زیاد کار داریم».
شاید در نظر اول این موقعیت کمی عجیب به نظر برسد؛ اما وقتی دبیران هنر مدارس راهنمایی در هر منطقه انگشت شمار باشند، مدیران چارهای ندارند تا تک ساعت درس هنر را بین دیگر دبیران پخش کنند. در بهترین حالت هم دبیر تخصصی فلان درس، زنگ هنر را به ساعات درس خود الحاق میکند و در غیر این صورت به دانشآموزان گفته میشود هر چه میخواهند بکشند یا هر چه دوست دارند بنویسند؛ این میشود آموزش هنر به نوجوانان محصل در مقطع راهنمایی.
در دیگر مقاطع تحصیلی هم اوضاع از این بهتر نیست. در دوره دبیرستان که اصولا درسی عمومی با عنوان هنر وجود ندارد و در دبستان هم، آموزگار کلاس مجبور است جور تدریس نقاشی و خوشنویسی را بکشد و بدون هیچ آموزش و تخصصی، حتی اگر بسیار بد خط باشد و چیزی از طراحی نداند، به دانشآموزان نقاشی و خوشنویسی را آموزش دهد.
این روزها که به میانه خرداد ماه نزدیک میشویم و اوج امتحانات است، بدنیست مسوولان و مدیران آموزش و پرورش سری به مدارس بزنند و بینند که ارزشیابی درس هنر و نمره امتحان آن چگونه انجام و مشخص میشود. در بسیاری از موارد این هنر دانشآموز نیست که سرنوشت او را رقم میزند، چرا که بیشتر دبیران فهرست نمرات درسهای دیگر را جلوی خود میگذارند و براساس آن نمره درس هنر را درج میکنند. یعنی دانشآموزانی که در دیگر دروس مثل ریاضی و ادبیات و علوم موفقتر هستند، نمره خوبی هم از درس هنر میگیرند. در عوض کسانی که در درسهای اصلی ضعیف هستند، حتی اگر پیکاسو و رامبراند هم باشند، نمره خوبی در درس هنر برای کارنامه خود دشت نمیکنند.
در شرایطی که خوشنویسی و نقاشی با وجود گنجانده شدن در عناوین درسی مدارس با بیاعتنایی روبه رو میشوند، دیگر جایی برای انتقاد از بیتوجهی نظام آموزش و پرورش به هنرهایی چون تئاتر، موسیقی، گرافیک و... باقی نمیماند. انگار هنوز هیچکس از میان سیاستگذاران و برنامهریزان آموزش و پرورش به نقش تربیتی و تعلیمی هنر در رشد ذهنی، فکری و عاطفی کودکان و نوجوانان پی نبرده یا اگر برده، باتوجه به هزینهای که به نظام آموزشی تحمیل میکند، ترجیح داده آن را ندیده بگیرد.
حال که مدیران و مسوولان به طور غیررسمی، هنر و هنرآموزی را از مدارس کشور تبعید و آن را از نظام آموزشی مدارس حذف کردهاند، حداقل بهتر است به کلاسهای آموزش هنر در طول تابستان سامان دهند و آن را به امانخدا رها نکنند. تعطیلات تابستانی از چند روز دیگر آغاز میشود و سیل دانشآموزان به کانونهای فرهنگی و تربیتی و کلاسهای آزاد هنری سرازیر میشود. میتوان برای این اشتیاق و علاقه برنامهریزی کرد و آن را متناسب با هر سن و استعدادی سامان بخشید. 3 ماه تعطیلی اگر چه فرصتی برای تمدد اعصاب دانشآموزان و معلمان است و هنر و هنرآموزی بهترین درمان آن به شمار میآید، اما مناسبترین زمان برای جبران کاستیها و کمبودهای 9 ماه تحصیلی هم محسوب میشود. از این رو چه بهتر که نظام آموزش و پرورش هم مثل دانشآموزانی که در طول سال کمکاری میکنند و تجدید میآورند و آن وقت تابستان را درس میخوانند، از این 3 ماه تابستان بیشترین بهره را ببرد و به فکر تجدیدی خود در درس هنر باشد.
مهدی یاورمنش
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: