در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در این میان هریک از شبکههای رادیویی به فراخور شرایط و امکانات خود، برنامههای مختلفی را در ساختارهای متنوع به اطلاعرسانی، تحلیل، نقد و بررسی حوزه هنر و فرهنگ اختصاص میدهند.
رادیو ایران که به عنوان رادیویی سراسری در کشور شنیده میشود، وظیفه خطیری در اینباره به عهده دارد که برنامه شبانگاهی «شبستانه» که شنبه تا چهارشنبه از ساعت 23 تا 24 روی آنتن رادیو ایران میرود نمونهای موفق و پرشنونده از این تلاش است.
مهدی ساعی، سردبیر این برنامه در گفتگوی خبرنگار ما با او در محل رادیو ایران از چگونگی شکلگیری جزییات شبستانه و همچنین لزوم و چگونگی تعامل حوزه فرهنگ، هنر و رادیو گفت.
به طور حتم معرفی برنامه شبستانه و چگونگی شکلگیری آن از سوی شما که سردبیر آن هستید حاوی اطلاعات و جزییات جامعتری است. اگر موافقید صحبتمان را از اینجا آغاز کنیم.
از آبانماه سال 87 برنامه شبستانه براساس طرحی با قالب مجله و با محتوای فرهنگی در گروه ایران و فرهنگ شکل گرفت. در آن زمان طرح را به واحد طرح و برنامه رادیو ایران ارائه کردیم که پس از تصویب طرح قرار شد این برنامه از شنبه تا چهارشنبه به صورت مجله فرهنگی هنری روی آنتن رود.
چطور شد که برنامه، قالب مجله به خود گرفت؟
در این قالب میتوان موضوعات را با تنوع بیشتر پوشش داد. از سوی دیگر یکی از اهداف اصلی ما، اطلاعرسانی مسائل روز فرهنگی و هنری بود. در آن زمان رادیو ایران هیچ برنامه زندهای هم نداشت که اخبار فرهنگی و هنری را به صورت روزشمار پوشش دهد. در نتیجه ما تصمیم قاطع گرفتیم قالب مجلهوار را به برنامه بدهیم و آن را تاکنون حفظ کردهایم.
انتخاب قالب مجله خبری برای برنامهای که ساعت 11 شب پخش میشود، هم مزایایی دارد هم سختیهایی. شما با این جریان چگونه کنار آمدید؟
با توجه به این که برنامه ما در ساعت پایانی روز پخش میشود، میتوانیم از روزنامهها در اطلاعرسانی جلو بیفتیم. این فرصت در اختیار ما قرار دارد که آخرین و جدیدترین اخبار را که دیگر روزنامهها با بسته شدن صفحاتشان امکان چاپ کردن آنها را ندارند، روی آنتن ببریم. من به عنوان سردبیر شبستانه تلاش میکنم اخبار فرهنگی هنری ساعت 7 شب به بعد را در برنامه خوانده و تحلیل کنم. گاه دیده شده اخباری که ما شب در برنامه میخوانیم، فردا در روزنامهها کار میشود. شب بودن ساعت پخش برنامه به نوعی ما را در رقابت رسانهای جلو انداخته است. در ضمن ما برای تامین اخبارمان، بیشتر از اینترنت و رسانههای دیجیتال بهره میبریم تا روزنامهها.
به هر حال مخاطب بخش مهمی از اخبار روز را صبح از رسانههای دیگر دریافت کرده و هیچ تضمینی نیست که شما این اخبار را شب گذشته در برنامهتان ارائه کرده باشید. شما در هر صورت با حجمی از اخبار روز روبهرو هستید که مهم هستند و لازم است به آنها توجه کنید. در ضمن این اخبار از صبح تا شب بارها به شنونده شما که اتفاقا مخاطب خاص فرهنگ و هنر است، ارائه شده است.
این جریان که شما به آن اشاره میکنید کاملا وجود دارد و رویکرد ما در قبال آن گزینش اهم اخبار روزانه است نه همه آنها. ما در برنامه شبستانه متناسب با سرفصل برنامه آن شب، مهمترین اخبار روز را تکرار میکنیم.
شیوه گزینش اخبار چگونه است و آیا مسوولیت آن مستقیم با خود شماست؟
برحسب موضوع و تاریخ خبر آنها را انتخاب میکنیم و از آنجا که در برنامههای زنده رادیویی، سردبیر مسوولیت کل برنامه را دارد، من نیز این وظیفه را به عهده دارم؛ ولی مدیر گروه هم در این زمینه به ما مشاوره میدهد.
شاخههای اصلی هنر هر کدام یک شب به نام خود در شبستانه دارد، یک شب هم که به ادبیات اختصاص دارد، درست است؟
بله. شنبه تا چهارشنبه به ترتیب برنامهمان بدین شرح است: سینما، تئاتر، ادبیات، نغمه و نوا و هنرهای تجسمی. هر شب پس از اطلاعرسانی و خواندن اخبار، بحث تخصصی آن شب آغاز میشود. به طور مثال شنبهشبها که به سینما اختصاص دارد ما بخش تاریخچه سینمای ایران و جهان هم داریم یا بخش دیگری را به نقد فیلم و گفتگو با دستاندرکاران سینما اختصاص دادهایم. یکشنبهشبها خبرهایی از حوزه تئاتر در کشور، نمایشهای روی صحنه، تاریخچه و نقد نمایشهای روی صحنه داریم. دوشنبهشبها رویدادها و اخبار فرهنگی، ادبی، گفتگو با شعرا و ادبا و تاریخچه ادبیات توسط دکتر فیض مطرح میشود. در این بخش ادبیات ایران را از قرن 4 هجری تاکنون مورد بررسی قرار میدهیم. سهشنبهها که به موضوع نغمه و نوا اختصاص دارد خبرهایی از موسیقی محلی، کلاسیک، پاپ، گفتگو با دستاندرکاران موسیقی و بحث کارشناسی داریم. چهارشنبهها نیز اخبار نگارخانهها، دوسالانهها، جشنوارهها و گفتگو با هنرمندان عرصه هنرهای تجسمی را داریم.
اگر اشتباه نکنم اوایل پخش برنامهتان از حضور منتقدان سینمایی برای بررسی فیلمهای روی پرده استفاده میکردید، ولی این بخش را دیگر حذف کردهاید و خودتان فیلمها را نقد میکنید.
حذف آن بخش به مناسبتهای بین اهالی سینما و منتقدان برمیگردد. تجربه به ما ثابت کرد وقتی مثلا فلان منتقد فیلم کارگردانی را نقد میکرد دیگر آن کارگردان و عوامل فیلم به برنامه ما نمیآمدند و گفتگو نمیکردند. چند مورد از این نوع اتفاق باعث شد که مسوولیت نقد فیلمها را خودم به عهده بگیرم.
بخش نقد فیلم از بخشهای تولیدی است یا زنده؟
زنده است. در حال حاضر فقط بخش خبرنامه و تاریخچه تولیدی است که دلیل آن هم این بود که این بخشها فشردهتر هستند.
شما در حالی نام شبستانه را برای برنامهتان انتخاب کردید که برنامه پرشنونده و صاحبنامی در رادیو فرهنگ ویژه موسیقی با همین نام روی آنتن میرود. چطور شد که این اتفاق افتاد؟
از لحاظ محتوا این اسم برای من مهم بود. «شب» اول نام برنامه به دلیل شبانگاهی بودنش انتخاب شد. «سن» برای سینما، «ت» برای تئاتر، «الف» برای ادبیات، «ن» برای نغمه و نوا و «ه» برای هنرهای تجسمی. من معتقدم وقتی اسمی را با تفکر و دلایل کافی انتخاب کنی دیگر جای سوال باقی نمیماند. ضمنا تکرار اسم برنامهها در شبکهها مرسوم شده است. برنامه ما با برنامه شبستانه رادیو فرهنگ تفاوت ساختاری دارد، پس فکر نمیکنم اشکالی وجود داشته باشد.
به هر حال پس از سالها که کسی قرار باشد از برنامه شبستانه یاد کند، هویت مستقل برنامه شما ممکن است زیر سوال برود. بویژه در مورد برنامههای رادیویی، ماندگاری یک نام در خاطرهها مساله مهمی است.
از این منظر حرف شما درست است و همین مساله کارها را سختتر میکند. ما باید یک مجله فرهنگی، هنری به نام شبستانه ارائه کنیم که در ذهن مخاطب ماندگار شود. برنامه رادیو فرهنگ یک برنامه موسیقایی است که مخاطبان آن افرادی هستند که میخواهند از رادیو موسیقی گوش کنند، ولی همه مخاطبان رادیو که دنبال شنیدن موسیقی نیستند؛ عدهای از مخاطبان رادیو به دنبال اخبار و تحلیل رویدادهای هنری و فرهنگی هستند. به نظر من کسانی که مخاطب شبستانه رادیو فرهنگ هستند، زیاد با مخاطبان ما همپوشانی ندارند.
برنامه شما با توجه به ساختار و ویژگیهایش و حتی زمان پخش آن قطعا مخاطبان ثابت خود را دارد که از اقشار خاص هستند.
ما از ابتدا هم میدانستیم که با مخاطب خاص روبهرو هستیم؛ مخاطبی که ساعت پایانی روز به طور هدفمند پای رادیو مینشیند تا درباره فرهنگ و هنر بشنود. این مساله در تلفنها و پیامهایی که برای برنامهمان میآید هم مشهود است. ما با پرسشها و اظهارنظرهای تخصصی مخاطبانمان روبهرو هستیم. به همین دلیل هم برنامه ما به پشتوانه پژوهشی زیادی نیازمند است و ما باید به شنوندهمان اطلاعاتی بدهیم که برایش جدید باشد.
شما 2 روز پایان هفته را که روزهای خاصی از لحاظ جذب مخاطب است، ندارید. دلیل آن چیست؟
به هر حال مسوولان شبکه سیاستهای خود را دارند که حتما هم درست است.
احساس نیازی مبنی بر پخش برنامه در شبهای پنجشنبه و جمعه نداشتهاید؟
احساس نیاز برای اطلاعرسانی همیشه هست، ولی هر کاری شرایط خود را دارد. البته ما در 2 روز پایانی هفته بیکار نیستیم و به جمعآوری اطلاعات و ضبط برنامه میپردازیم. البته آزادی فکر و تجدید نیرو هم برای گروه لازم است. شاید اگر برنامه در همه روزهای هفته پخش میشد، مخاطب بیشتری داشتیم.
با این که وبلاگها به محلهایی برای ارائه تحلیلها و تفسیرهای هنری تبدیل شدهاند، ولی شما در برنامهتان نیمنگاهی به وبلاگها ندارید. دلیل آن چیست؟
متاسفانه آنچه در وبلاگها منتشر میشود، تحت نظارت قانونمند نیست و همچنین صحت آنها هم مورد تایید نیست، لذا ارائه مطلب از وبلاگها در یک رسانه رسمی سراسری در حال حاضر کار درستی نیست. ولی ما در تلاش هستیم بخشهایی از اخبار و گفتگوهای تولید شده برای برنامه را به صورت پادکست ارائه دهیم که هنوز این کار نهایی نشده است.
در حال حاضر پرشنوندهترین شب برنامهتان کدام شب است؟
شنبهشبها که به هنر سینما اختصاص دارد.
گرچه سینما هنری جذاب برای قشر عظیمی از افراد است، ولی به نظر من رسانههای ما تا حدی مقهور قدرت سینما شدهاند و این مساله در توجه ویژه آنها به پوشش اخبار سینمایی و نقد و تحلیل آنها نیز دیده میشود. فکر نمیکنید یکی از دلایل پرشنوندهتر بودن برنامه سینمایی شبستانه تنوع و انرژی بیشتری است که شما برای آن در مقابل دیگر هنرها میگذارید؟
کاری که ما برای تئاتر و هنرهای تجسمی میکنیم با سینما یکسان است ولی به سبب قدرت و جذابیت سینما مخاطب آن هم بیشتر است. سینما با قدرت بیشتری کار میکند در نتیجه توانسته دغدغه ذهنی بیشتری برای مخاطب ایجاد کند. ما برای ساخت برنامههای خاص هر شب یکسان انرژی میگذاریم ولی سینما در قبال دیگر هنرها مخاطب بیشتری دارد. در نتیجه برنامه شنبهشبهای ما پرمخاطبتر شده است.
از بحث برنامه شبستانه فاصله گرفته و به مباحث کلان هنر و رادیو بپردازیم. درمجموع شما تاثیر رادیو را بر فرهنگ و هنر چگونه میبینید؟
یکی از اهداف رادیو این است که همراستا با هنر و ادبیات کشورمان حرکت کند و مسائل مربوط به این حوزه را به گوش شنوندگانی از سراسر ایران برساند. رسانه رادیو همواره برای فرهنگ و هنر ارزش قائل بوده و رابطهاش با این حوزه فزاینده بوده است. اهالی رادیو بخشی از کار خود را هنری میدانند و با احترام به مقوله هنر و فرهنگ میپردازند و اینگونه نیست که فقط برای پر کردن آنتن سراغ این مباحث بروند.
رابطه بین رسانه رادیو و فرهنگ و هنر یک رابطه دوسویه است که در یک همافزایی به هر دو سو کمک میکند. شما با تولید برنامههای هنری و پوشش اخبار سهم خود را ایفا میکنید، انتظار شما از اهالی هنر چیست؟
بسیاری از هنرمندان ما دوست دارند فارغ از جریانهای خبری باشند، ولی ما میخواهیم آنها همکاری بیشتری با ما داشته باشند و بدانند وقتی ما برای یک گفتگو از آنها دعوت میکنیم، دلیل عمده آن نیاز مخاطبان است. به طور مثال شنوندگان زیادی از ما میخواهند گفتگویی با استاد شجریان داشته باشیم.
آیا شما فکر نمیکنید رادیو برای ساخت برنامههای فرهنگی و هنری به برنامهسازانی نیازمند است که ضمن تسلط به برنامهسازی در رادیو در حوزه هنر نیز متخصص باشند؟
در حال حاضر ما تعداد اندکی برنامهساز داریم که متخصص هنری باشند و همه برنامههای هنری رادیو را نمیتوانند آنها بسازند. فلسفه ورود کارشناسان تخصصی به برنامههای رادیویی از همین جا بود که برنامهسازان همهشان در شاخه موضوعی برنامهشان متخصص نبودند و کارشناسان با حضور در برنامه بار تخصصی را بر دوش کشیدند که به نظر من اتفاق درستی هم هست. به هر حال تعداد کسانی که هم برنامهساز باشند و هم هنرمند کم است و حضور کارشناسان این خلا‡ را پوشش میدهد. البته تمام دستاندرکاران یک برنامه باید مدام اطلاعات خود را به روز کرده و تواناییهای خود را ارتقا دهند.
به نظر شما چقدر از ظرفیتهای بالقوه رادیو برای ارتقای فرهنگ و هنر به کار گرفته شده است؟
در جامعه موضوعات زیادی وجود دارد که اهمیت برخی از آنها از فرهنگ و هنر بیشتر است و رسانه نیز در برنامهسازی و پخش باید این اولویتها و همچنین نیاز مخاطب را مد نظر قرار دهد. گرچه هنوز ظرفیتهای رسانه رادیو به طور کامل در حوزه فرهنگ و هنر به کار گرفته نشده است، ولی همین ظرفیت موجود اگر بدرستی استفاده شود، کفایت میکند.
نغمه دانش آشتیانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: