در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در زمان قرعهکشی جام کنفدراسیونها، مهربانی تا سرحد امکان شامل حال میزبان جام شده زیرا در گروهی قرار گرفته که هرچند اسپانیا قهرمان اروپا را در بردارد، اما 2 تیم دیگر آن نیوزیلند و عراقاند و غلبه بر آنها سبب میشود آفریقای جنوبی دستکم با رتبه دوم گروهش به نیمهنهایی برسد و به شکلی بسیار آسان و سریع یکی از 4 تیم برتر جام شناخته شود. در نقطه مقابل ناکامی احتمالی یک ضربه روحی به میزبان بزرگترین جشنواره فوتبال جهان خواهد بود و بعید است ژول سانتانا مربی برزیلی این کشور از چنان واقعهای جان سالم به در ببرد و پستاش را حفظ کند، بخصوص که همین حالا هم خیلیها میگویند وی برای این پست قدری کوچک است و آفریقای جنوبی برای خودنمایی گسترده در جام جهانی نوزدهم به مربی بزرگتری نیاز دارد و کارلوس آلبرتو پرییرا برزیلی که یک سال پیش استعفا کرد و جایش را یک هموطن مانند سانتانا گرفت، میتوانست چنان مربیای باشد.
حقیقت وجودی
وقتی اواخر سال گذشته (میلادی) آفریقای جنوبی در مسابقههایی دوستانه بر مالاوی، غنا و کامرون پیروز شد، رسانههای این کشور بیش از حد شلوغ کردند بخصوص که غنا و کامرون در روز بازی با این تیم غایبان متعددی داشتند. حقیقت وجودی آفریقای جنوبی زمانی بیشتر چهره نمایاند که این تیم در 2 بازی با سیرالئون قادر به گلزنی نشد و حالا خیلیها میپرسند این کشور چگونه میخواهد در اولین مرتبه اهدا شدن امتیاز میزبانی این رقابتها به قاره آفریقا، طوری بازی کند که برای کل این قاره موجد اعتبار باشد.
خارج از میدان مسابقهها و دور از حیطه فنی و فوتبالی، به لحاظ تشکیلاتی نیز ایرادها و شکهای زیادی پیرامون آفریقای جنوبی احساس میشود و خیلیها میپرسند کشوری که به سبب آپارتاید و طرد شدن دولت سابقش از سوی سازمانهای جهانی سالها از صحنههای این ورزش دور بود و از 17 سال پیش به عرصههای بینالمللی بازگشته است، چطور میخواهد کار عظیم میزبانی و وظایف سازماندهی آن را انجام بدهد و برگزارکنندهای ایدهآل جلوه کند و صلاحیت لازم را داشته باشد؟
فیفا جوابهای متضادی به این سوال داده است. از یکسو سپ بلاتر چند بار تهدید کرده است که دو سه کشور را برای جانشینی آفریقای جنوبی در ذهن دارد تا به محض اینکه این کشور قادر به میزبانی نشد آنها را جانشین کند و آلمان یکی از آنهاست. در عین حال رئیس سوئیسی نهاد حاکم بر فوتبال جهان در موضعگیریهایی متفاوت و بعد از دو سه سفر به ژوهانسبورگ در رودربایستی میزبان جام افتاده و گفته است که نگرانیها درباره آماده نشدن بموقع استادیومها و دیگر تدارکات آفریقای جنوبی واهی است و این کشور کم نخواهد آورد. اینک نیز به نظر میرسد برای چنان انتقالی قدری دیر شده باشد و آفریقای جنوبی، کم یا زیاد و خوب یا بد جامجهانی 2010 را برگزار خواهد کرد و تنها چیزی که میتواند این معادله را عوض کند، این است که در هفتههای پیشرو این کشور در میزبانی جام کنفدراسیونها اشتباههای بزرگی را مرتکب شود و چارهای خبر خلع خود به جا نگذارد که قدری بعید نشان میدهد. اما همین مساله هم حاکی از نقش و اهمیت فراوانی است که جام کنفدراسیونها و نحوه میزبانی آن در ترسیم سرنوشت و جایگاه آفریقای جنوبی به عنوان میزبان جام جهانی 2010 دارد.
کاستیهایی که در آفریقای جنوبی وجود دارد و گمان میرود برگزاری جام فوق را در 13 ماه بعد دچار مشکل کند، عمدتا ضعف در مراسلات و راههای ارتباطی، قطع مکرر برق و قوای الکتریسیته در این کشور، تردید درخصوص اسکان شایسته توریستها و مهمتر از تمام آنها زیادی جرم و جنایت در سطح این کشور است و این بیم وجود دارد که در ساعاتی از روز و بویژه شب توریستهای پولدار و خارجی از سوی سارقان مورد تهاجم قرار گیرند و امنیت، از غایبان اصلی جام باشد.
از آنجا که آفریقا تا به حال هرگز مسابقهای در اندازههای جام جهانی را هم تجربه و میزبانی نکرده است این سوال هم مطرح است که آیا میتواند 32 تیم و مسابقههای متعددشان را در 10 استادیوم واقع در 9 شهر خود ساماندهی و اداره کند.
مقامهای ورزشی آفریقای جنوبی و در صدرشان دنی جوردن رئیس کمیته سازماندهی رقابتها در این خصوص ابراز اطمینان کرده و گفتهاند این کشور نه تنها نمره قبولی میگیرد، بلکه طوری عمل خواهد کرد که موفقترین میزبان تاریخ جامهای جهانی شناخته شود. اگر نقل و وصف دوم را بیش از حد خوشبینانه و غیرممکن بینگاریم، حتی مورد نخست یعنی میزبانی شایسته هم چیزی است که باید برای احراز و اثبات آن صبر کرد.
تا چنان زمانی جام کنفدراسیونهای 2009 عرصهای مناسب برای تشخیص میزان آمادگی آفریقای جنوبی است. هر چند در این خصوص فقط 8 تیم برتر قارهها حضور مییابند و نه 32 تیمی که اواخر بهار سال بعد برای جام جهانی گردهم میآیند، اما جوردن میگوید او و همکارانش به هر دو جام به یک چشم مینگرند و 4 میلیارد دلار بودجه مشترک برای دو جام، تدارکی بایسته را برای هر دو فراهم آورده است.
استادیومها در ژوهانسبورگ، بلوم فونتن، روستن بورگ و پره توریا تقریبا آمادهاند و نگاهها به گروه دوم مسابقههای جام کنفدراسیونها نیز معطوف شده است. آنجا که برزیل با مصر، آمریکا و البته ایتالیا همگروه شده و از حالا همگان در انتظار دیدار برزیل با آتزوری لحظه شماری میکنند. این نه فقط در حد فینال جام کنفدراسیونها، بلکه دیدار نهایی جام جهانی است و فینال جامهای جهانی 1970 و 1994 را به یاد خواهد آورد که هر دو را زرد و آبیپوشان آمریکای جنوبی از سرداران لاجوردی پوش فوتبال اروپا بردند. فرضیهای هست که میگوید شکوه بازی هایی از این دست، چنان زیاد است که وقتی جام شروع شود، معایب زیر سایه آن خواهد ماند و زیباییهای فنی بیشتر از ایرادات تشکیلاتی به چشم خواهد خورد. این چیزی است که تمامی ملتهای آفریقایی آرزو دارند صحیح باشد، زیرا توفیق دولت آفریقای جنوبی در میزبانی این مسابقههای عظیم، خواهناخواه موفقیت تمام قاره سیاه در انجام پروژههای بزرگ ورزشی تلقی خواهد شد.
مترجم: وصال روحانی
منبع: African Digest / می 2009
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: