چه خبر آقای قوکاسیان؟
خبر که سلامتی. همین چند وقت پیش بزرگداشتم بود.
الان چه کار میکنید؟
دارم روی کتابی در ارتباط با جمشید مشایخی و ارحام صدر (که این یکی بخشهای پایانیاش است) و یک کتاب با عنوان «تهران در سینما» کار میکنم.
کتابهای مشایخی و ارحام صدر مجموعه مصاحبه است؟
کتاب آقای مشایخی را با کمک خانم ویدا مشایخی که داستان نویس است داریم آماده میکنیم و در مراحل پایانیاش قرار دارد و مرداد ماه آن را به ناشر تحویل میدهیم. این مجموعه فقط گفتگو نیست. بیشتر یک مونوگرافی است. ولی کتاب مربوط به ارحام صدر حاصل یک گفتگوی 50ساعته با اوست که امیدوارم برای سالمرگش که 30 آذر است بتوانم چاپش کنم.
آخرین کتابی که خواندید چی بوده؟ اصلا فرصت کتاب خواندن که دارید؟
بله. حتما. آخرین کتابی که خواندم درباره سربازی بود. این کتاب را یک جوان شهرستانی نوشته به نام «خاطرات سرباز هشتاد و یکم.» بعدا فهمیدم نویسندهاش دانشجوی رشته تئاتر است و این هم اولین کارش است. دلم واقعا میخواست از مطبوعات بخواهم که از این نوع کتابها و نویسندهها حمایت کنند. این جوان به صورت خودجوش کاری کرده است که خیلی از جاهایش میتواند در رمانها و داستانها استفاده بشود. خیلی از نویسندهها هستند که میخواهند یک فضایی را تصویر کنند که اطلاعاتی ندارند از جمله دوره سربازی و اطلاعات مربوطش. این جور کتابها به طوری یک نوع ماخذی است برای رماننویسی یا فضاسازی برای فیلمسازها. این نوع کتابها در ایران خیلی کم است.
و در سینمای ایران؟
دوباره کار بهرام بیضایی را دیدم و همچنان نگران نقد فحاشانه یکسری جوانان به بهرام بیضایی هستم. ضمن اینکه سال گذشته یک چنین رفتاری را با محمدرضا اصلانی هم کردند. شکی نیست که فیلم او مشکلاتی داشت ولی یک نوع جسارتی دارد و یک قدمی رو به جلو گذاشته، آدمی هست که چند نسل را تربیت کرده، اگر ما اینطوری با او برخورد کنیم، اخلاق را زیر سوال بردهایم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم