در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
دوست کرم کتابم که از قضا سابقه کار در فروشگاه کتاب معتبری را داشت و یادداشتهای متعددی درباره کتاب و کتابخوانی نوشته و در نشریات مختلف منتشر کرده بود، به محض ورود، وجهه کارشناسانه و نقادانهاش را بروز داد.
خیلی زود، دوست کرم کتابم رابطه دوستانهای با فروشنده برقرار کرد و نظراتش را درباره طراحی و شیوه قرارگیری قفسهها، نوع کتابها، شیوه جلب مشتری، برخورد با مشتری و الخ بیان کرد.
چهره آقای فروشنده هنگام شنیدن نظرات آقای کرم کتاب، بسیار دیدنی بود. چهرهای که شعف از آن میبارید. گفت و شنودها که تمام شد، دوستم قول داد خیلی زود به فروشگاه سر بزند و شاهد تغییرات خوب در آنجا باشد.
شاید دلتان بخواهد بدانید پیشنهادهای دوستم چه و درباره چه بودند. خب، دوستم به آقای فروشنده گفت: «رنگ نارنجی دیوارها چشم را میزند و نوعی بههمریختگی را به بیننده القا میکند. رنگ قهوهای، صمیمیت را به بیننده القا میکند؛ صمیمیتی نه از جنس قرمز، بلکه صمیمیتی گرم و دوستانه.
هرکسی وارد فروشگاه میشود، حتی اگر مشتری نباشد، شایسته برخوردی گرم و صمیمانه است. سعی کنید با همه گرم بگیرید. آدمهایی هستند که شاید کتابخواندن به لباسها و چهرههایشان نیاید، اما کتابخوانانی حرفهای باشند.
این میز بزرگ را از سر راه بردارید. بگذارید مشتری در فروشگاهتان آزاد باشد و راحت و آسوده در آن بچرخد. کتابها را طوری بچینید که مشتری خیلی راحت بتواند ببیندشان. کتابهای کودک را جلوی دید بگذارید، در جایی ویژه. این نسخه از کتاب شازده کوچولو ترجمه خوبی ندارد. ترجمههای بسیار خوبی از این کتاب در بازار هست که ناشرانی نامآشنا و مترجمانی نامآشنا دارند...»
مدتی گذشت و باز گذرم به آن کتابفروشی افتاد. متأسفانه همهچیز مثل سابق بود. آقای فروشنده سلامش حسی از دوستی نبود. کتابها بههمریخته بودند و چیدمان اصولی نداشتند. جای کتابهای کودک تغییری نکرده بود. میز بزرگ همچنان سد راه بود و ...
همهمان میدانیم که کتابفروشی، مثل برنجفروشی یا خواربارفروشی نیست. کتابفروشی مشتری خاص دارد. کتابفروشی تخصص میخواهد. کتابفروشی شیوه میخواهد. کتابفروشی نوآوری میخواهد. کتابفروش باید ریزترین نکتهها را در نظر بیاورد و در طراحی و نوع چیدمان کتابها و شیوه برخورد با مشتری و ... این نکات را رعایت کند.
همهمان میدانیم که کتابفروشی، به همینها زنده است وگرنه امیدی به حیات طولانیمدت یک کتابفروشی نیست. برای همین است که بعضیها هرکاری کنند، کتابفروش نمیشوند!
لابد شما هم کتابفروشیهای زیادی دیدهاید که یکروزه سر بر میآورند و چند روزه بسته میشوند.
ایمان مطهری منش
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: