دادکان مدیریت ورزش را ناکارآمد خوانده و گفته است: وقتی سیستم قدرتمندی وجود نداشته باشد، موفقیتی نیز به دست نمیآید.
او در عین حال با تمام این صحبتهای تند چنین اظهار کرد که با علیآبادی قهر نیست و اگر او را در خیابان ببیند به وی احترام خواهد گذاشت؛ موضوعی که از دریچه نگاه رئیس ورزش بسیار خوش آمد تا وی نیز از آخوندی سخنگوی سازمان بخواهد که در ارتباط با این بخش از اظهار نظر دادکان از وی تشکر کند.
آخوندی درباره بحث آشتی علیآبادی و دادکان همچنین گفت: مدتهاست افراد مختلفی همچون شهنازی و هدایتی و برخی دیگر که راضی نیستند نامشان مطرح شود، پیگیر این ماجرا بودند. این اواخر هم هدایتی با جدیت بیشتر موضوع را پیگیری میکرد، اما در حالی که علیآبادی به این مساله رضایت داده بود، عدهای که در دوران ریاست دادکان باعث شده بودند با مصاحبهها و اظهارنظرهایشان این مشکلات به وجود آید، دوباره به میان آمدند و باعث شدند جلسه برگزار نشود. من اینجا شهادت میدهم که علیآبادی هرگز و حتی در مقطعی که دادکان کنار گذاشته شد، اهانتی به وی نداشت.
سخنگوی سازمان تربیت بدنی با بیان این که دادکان از خانواده ورزش است، ادامه داد: او از افراد با سواد و با تجربه ورزش است و قرار نیست این افراد همیشه از ورزش دور باشند. امثال او از صاحبان ورزش هستند و باید روزی دوباره به ورزش کمک کنند.
به هر حال سوی اصلی ماجرا محمد دادکان است که وقتی کل حرفهای انتقادیاش را مطرح کرد و به نوعی سبک شد، از منظری دیگر جملاتی بر زبان آورد تا دل رئیس ورزش را به دست آورده باشد: من انتقادی به رئیس سازمان ورزش و جایگاه معاون رئیس جمهور ندارم. تنها میگویم کسی که به این جایگاه میآید، باید این فاکتورها را داشته باشد. الان هم همین حرفها را تکرار میکنم. مگر میخواهند مرا دار بزنند. این حرفهای من ضد دولت است؟ ضد مجلس است؟ واقعیتهایی است که کسی آنها را نمیگوید. باید مسوولان بدانند. مگر اینجا تنها جایگاهی است که مدیر فقط شکستها را ببیند؟ نباید تنها مدیران را به این علت که از ما نیستند، برکنار کرد. اگر مدیر ما نظراتی برخلاف نظام و دولت داشت آن موقع باید او را برکنار کرد نه اینکه تنها به دلیل اینکه مسائل را مطرح میکند، او را کنار بگذاریم. اگر مدیری پیدا میشود و شما را نقد میکند و این نقدهایش براساس فاکتورهای تخصصی ورزش دنیاست، باید این نقدها را پذیرفت. من نمیگویم هر کس دکتری ورزش دارد بیاید و رئیس سازمان تربیت بدنی شود. امثال کسانی که دکتری ورزشی دارند هم در راس کار بودهاند و من متاسفم که از این لفظ استفاده میکنم؛ اما باید بگویم این افراد آمدند و نوکری کردند... (کنایه به دکتر قراخانلو، رئیس سابق کمیته ملی المپیک) من هیچ انتقادی به شخص علیآبادی نداشته و ندارم و او برایم قابل احترام است و اگر بیرون از محیط ورزش علیآبادی را ببینم به او احترام میگذارم. ایشان هم باید مرا بیشتر از همه دوست داشته باشد. او باید خوشحال باشد که مدیری هم پیدا میشود که میگوید اگر شما در این کار تخصص نداری، از 4 مدیری در کنارت استفاده کن که بتواند شما را هم بالاتر بیاورد. شنیدهام که علیآبادی هم به این مساله رسیده است که میتوانست با مدیریت و سابقهای که داشته موفقتر عمل کند. به خدا من به علیآبادی هیچ بیاحترامی نکردهام، ولی اگر توقع خلاف عرفی بوده من آنها را هم انجام ندادهام. مثلا اگر گفته باشند فلان داور را ببخش یا بازی پرسپولیس سپاهان رفت و برگشت باشد یا اینکه دایی، گلمحمدی و بختیاریزاده را از تیم ملی کنار بگذارید، من این حرفها را منطقی نمیدانستم.
دادکان در عین حال در ارتباط با بحث بازگشتش به مدیریت ورزش و فوتبال چنین توضیح داد: بارها گفتهام که برای هر کس، بزرگترین افتخار خدمت به کشورش است. من هم از این قاعده مستثنا نیستم حالا هر کس که میخواهد در راس باشد؛ ولی باید جایگاه افراد را در جامعه در نظر گرفت. بارها گفتهام که به صحنه ورزش برنمیگردم، اما اگر به این نتیجه برسم که امروز میتوانم خدمتی کنم قطعا از تصمیمم صرفنظر میکنم. با این حال هیچ تفاوتی در شیوه کاری من به وجود نیامده. اگر بار دیگر به ورزش بازگردم استقلال کاریام را حفظ خواهم کرد. اگر اتاق نگهبانی سازمان تربیت بدنی را هم به من بسپارند همچنان استقلال کاری و فکریام را حفظ خواهم کرد. باید واقعیتی را هم بگویم و آن این که مهندس علیآبادی هم قصد نداشته با من دعوا کند یا من با او دعوا کنم.
آیا براستی این پایان ماجراست و علی آبادی و دادکان دیگر بار دست در دست هم و هم شانه با رئیسجمهور در تمرینات تیم ملی فوتبال کنار هم خواهند دوید؟ طی یکی دو روز آینده جواب این پاسخ را خواهید گرفت.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم