در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
حرفها آنقدر شیرین و دلنشین است که نیاز به هیچ شرح و توضیحی نیست. خدا رحمت کناد خواجه شیراز را که با اشاره به آقایی به نام «حسن خداداد» ، در این راستا حرف خوبی زد که چون ما با این جناب حسن خداداد هیچگونه آشنایی خاصی نداریم، با مختصر تغییراتی در اصل حرف، آن را عینا (!) نقل میکنیم.
نامزد خداداد:
نامزدهای سیاسی همه زیور بستند
نامزد ماست که با طنز خداداد آمد
راستش امروز هم داشتیم به برخی حرفها و نظرات کاربردی و راهگشای پارهای دیگر از افراد ثبت نامی «غیرنامی» میاندیشیدیم که به ما اطلاع دادند ظاهرا علاوه بر سایر کاندیداهای جدی برای ثبت نام، یکی از خود ما طنزپردازان عزیز و بنام نیز در محل ستاد ثبتنام حضور پیدا کرده و در حلقه تنگ محاصره خبرنگاران داخلی و خارجی گیر افتاده که البته دقایقی بعد بحمدا لله رفع گیر شده است.
داریوش کاردان، دوست خوب و خوش ذوق و پیشکسوت امثال بنده در عرصه طنز و تلویزیون و رادیو، با حضور غافلگیرانه و تکاندهندهاش در محل ثبتنام کاندیداهای ریاست جمهوری، خودش را یک رجل سیاسی مستقل معرفی کرده و هدفش را از حضور در انتخابات، دیدن دردهای مردم از نزدیک با چشم غیرمسلح و به اصطلاح به صورت «فیس تو فیس» عنوان کرده است.
چرایی و چیستی جریان: به گمانهزنی یا گمانه مردی سایر منابع آگاه و موثق جامعه کاری نداریم، اما به عقل ناقص ما اینطور میرسد که علت اصلی حضور آقای کاردان در صحنه انتخابات، توجه به این خواسته و گفته اساسی و اصولی مردم ما میباشد که از قدیم داد زدند و گفتند که: «کار را به کاردان بسپارید....!» و حتی در قرن هشتم نیز همان خواجه حافظ شیرازی که بر زیور بستن نامزدها و دلفریبان روغن نباتی خور به زبان کنایه، خرده میگیرد؛ تیزهوشی را صفت بارز کاردان برمیشمارد و میفرماید: «دوش با من گفت پنهان کاردانی تیزهوش.....» و الی آخر، که همهاش جا نمیشود وگرنه تا آخرش میرفتیم.
هنوز ما داشتیم شکممان را صابون میزدیم و پیش خودمان خیالات میکردیم که مثلا اگر یک اهل طنز رسمی، رئیسجمهور شود، چهها که نخواهد شد و چقدر کیفمان کوک خواهد شد و حداقل تمام طنزپردازان کشور صاحب یک تشکیلات رسمی صنفی خواهند شد و دیگر بر لب همگان شکرخند خواهد بود....... و از این جور خواب و خیالات؛ که ناگهان جناب کاردان با بخش دوم عرایض خود، تمام نقشههای ما و بخصوص خبرنگاران سوژهیاب و حاشیهپرداز ستاد انتخابات را که به دنبال سوژه مفت میگردند؛ نقش بر آب کرد.
داریوش کاردان، انگیزه اصلیاش را از حضور در ستاد انتخابات کشور، سر کار گذاشتن خبرنگاران عزیزی عنوان کرد که خودشان از چند روز پیش آمده بودند تا بقیه را سر کار بگذارند. او در ادامه حضورش افزود: «تصویر همه شما را با دوربین مخفی ضبط کردهام و بزودی در تلویزیون نمایش خواهم داد.......» ظاهرا این بار، درزی در کوزه افتاد.
کار اشتراکی:
«دوش با من گفت پنهان کاردانی تیزهوش»
ای برادر، گاه زین بر پشت و گاهی پشت، روش!
رضا رفیع
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: