استان کرمان در جنوب شرقی ایران واقع شده و از شمال با استان های خراسان و یزد، از جنوب با استان هرمزگان ، از شرق با سیستان و بلوچستان و از غرب با استان فارس همسایه است. 180 هزار کیلومتر مربع مساحت دارد و پس از استان خراسان (رضوی ، شمالی و جنوبی) دومین استان پهناور ایران بوده که حدود 11 درصد خاک کشورمان را در برگرفته است.
مطابق تازه ترین اطلاعات و تقسیمات کشوری، استان کرمان 10 شهرستان مهم شامل بافت، بردسیر، بم، جیرفت، رفسنجان، زرند، سیرجان، شهر بابک، کرمان و کهنوج و بیش از 2 میلیون نفر جمعیت دارد.
قسمت های شمالی و شرقی آن را "کویر لوت" در برگفته و آب و هوا و آثار تاریخی و منابع زیرزمینی و معادن و صنایع دستی و محصولات کشاورزی و باغی این استان، متغیر و متنوع است.
به گواهی تاریخ، پیشینیه ی سکونت و استقرار انسان در دیار کرمان به هزاره ی چهارم قبل از میلاد می رسد و در گذر زمان، گنجینه های تاریخی - فرهنگی گرانبهایی در آن پدید آمده است. حاکمان مختلف بر آن حکم رانده اند، آثاری از خود بر جای گذاشته اند، رفته اند و به عبرت دیگران تبدیل شده اند اما توانایی، پایداری و کار و کوشش مردم این خطه از میهنمان، همچنان ادامه دارد.
در دوره ی هخامنشیان و اشکانیان، کرمان جزو ایالت فارس بود اما در دوره ی ساسانیان، فرمانروای کرمان، عنوان شاه داشته است چنان که بهرام چهارم (388 میلادی) به "شاه کرمان" معروف بود و مستقل. یزدگرد سوم در سال 29 هجری قمری و پس از حمله ی اعراب، به کرمان پناه برد و گفته شده که تا آن زمان هنوز ساکنان استان کرمان نسبت به وی وفادار مانده بودند.
کرمان در زمان خلیفه ی دوم "عمربن خطاب" به دست عرب ها افتاد و در زمان خلیفه ی سوم "عثمان بن عفان" و در سال 31 هجری، مردم این استان به اتهام ندادن جزیه مورد هجوم سرداران عرب قرار گرفتند و تازیان ناآگاه و نافرهیخته ، بسیاری از آتشکده های زرتشتیان را که به آنها "مجوسیه" می گفتند، خراب کردند.
در دوره ی خلافت امویان و عباسیان اعتراض ها و مخالفت های گسترده با شیوه ی حکمرانی عرب ها در کرمان صورت گرفت که سرکوب شد اما در سده های سوم، چهارم و پنجم ( عصر زرین و نوزایش دین و فرهنگ ایرانی ) ، این استان زیر حاکمیت خاندان های ایرانی مانند صفاریان ( یعقوب و عمرو لیث صفار)، سامانیان ( مانند ابو علی پسر الیاس)، دیلمیان ( مانند معزالدوله ی دیلمی) و آل بویه قرار گرفت.
در نیمه ی دوم قرن پنجم و در سده های ششم و هفتم ، کرمان به تصرف ترکان سلجوقی (آلب ارسلان)، غزنوی (ملک دینار غزنوی)، خوارزمشاهیان ( علاء الدین و هندوخان خوارزمشاه) و مغولان ( چنگیز خان مغول) درآمد و این سلسله های بیگانه بر آن حکم راندند.
در قرن هشتم و نهم و ابتدا در سال 741 هجری امیر مبارزالدین محمد بنیانگذار سلسله ی آل مظفر، کرمان را تصرف کرد و بعد از انقراض این سلسله ، کرمان ضمیمه ی متصرفات امیر تیمور گورکانی شد. پس از تیموریان سلسله های قراقویونلو و آق قویونلو به ترتیب کرمان را تصرف کردند.
در آغاز قرن دهم هجری و با ظهور شاه اسماعیل موسس سلسله ی صفویه، کرمان بدون مقاومت و خونریزی به تصرف سرداران صفوی درآمد و از این تاریخ تا پایان کار صفویان و هجوم افغان ها در ابتدای قرن دوازدهم، امنیت و آسایش در کرمان برقرار بود.
گنجعلی خان یکی از معروف ترین حاکمان دوره ی صفویان است که در مدت ماموریت خود در کرمان به آبادانی و عمران آن مشغول شد و آثار فراوانی از جمله مسجد، مدرسه ، بازار و حمام از خود به یادگار گذاشت که اکنون مورد توجه گردشگران و ایرانگردان است.
ابن خلدون ناظر آگاه تاریخ جهان اسلام در کتاب "مقدمه" جلد نخست صفحه ی 248 به درستی ، عمر متوسط سلسله های حکومتی و خودکامه در ایران و جهان اسلام را سه نسل دانسته است. این سلسله ها همواره "میان افراط خودکامگی و تفریط سست عنصری" در نوسان بوده اند و هرگز تعادلی میان آن دو، به وجود نیامد.
در ایران همواره سرسلسله ی حکمرانی و تنها شاه و سلطانی می توانست قدرت خود و طایفه ی خود را حفظ کند که هر مخالفتی را ازمیان برمی داشت و هر فرمانروایی که مخالفان را برنمی انداخت، خود بر می افتاد مگر آن که مخالفی نبود یا باقی نمانده بود. (برای آگاهی بیشتر بنگرید: جغرافیای تاریخی شهرهای ایران، محمد تقی خان حکیم، نشر زرین، 1366 و جغرافیای تاریخی ایران باستان، محمد جواد مشکور، دنیای کتاب، 1371).
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم