استقبال دور از انتظار از مجموعه داستان «غیرقابل چاپ» و به چاپ دوم رسیدن آن ظرف یک هفته ، بهانه ای شد تا گپ کوتاه تلفنی با سیدمهدی شجاعی بزنیم و از او قول بگیریم که در آینده ای نزدیک ، گفتگویی مفصل تر داشته باشیم .
کد خبر: ۲۴۹۷۴
در حال حاضر به چه کاری مشغولید؛ به شغل شریف بیماری ! یعنی هیچ کار اجرایی نمی کنید؛ فقط وقتهایی که سر پا باشم ، در جلسات مشورتی کانون پرورش شرکت می کنم . عزیزانمان در کانون ، بخصوص برادرم آقای چینی فروشان با من و بیماری ام مدارا می کنند تا ان شاءالله این دوره نقاهت سپری شود. نیستان چطور؛ نیستان را دوستان و همکاران می گردانند. من اگر خیلی همت کنم ، هر دو هفته یکبار سر می زنم . شایع شده بود که در شوراهای مختلف حوزه هنری هم شرکت می کنید؛ شایعه بود ، تکذیب می کنم . روند حوزه هنری را چگونه ارزیابی می کنید؛ اجازه بدهید ارزیابی نکنم . درباره گذشته و حال و آینده حوزه هنری به اندازه یک کتاب حرف دارم . گفتن چند جمله در یک گفتگوی تلفنی ، ما را به هیچ نتیجه ای نمی رساند. چه وقتهایی می نویسید؛ وقت معینی ندارد؛ هر وقت نوشتن بیاید و سر درد مجال دهد. آخرین اثر منتشر شده؛ مجموعه داستان «غیرقابل چاپ». که با استقبالی کم نظیر روبه رو شد؛ بله ، این استقبال مرا هم متعجب کرد. ضمنا دست «جام جم» هم درد نکند که بموقع خبر انتشار آن را منتشر کرد. داستان های این مجموعه ، متعلق به همین دوره شماست؛
بله ، بجز داستان اول کتاب که باید در سال 56نوشته شده باشد ، بقیه بعد از انتشار مجموعه داستان «سانتاماریا» نوشته شده. هنوز داستان کوتاه چاپ نشده هم دارید؛ بله
، ولی آنها واقعا غیرقابل چاپ اند. حتی برای چاپ برخی از داستان های همین مجموعه هم تردید داشتم . حالا هم بفهمی نفهمی یک کمی پشیمانم . وقتی داستان می خواهد متولد شود، نمی توان جلوی تولدش را گرفت ؛ ولی بعد از تولد، می توان در را به رویش بست که وارد کوچه و خیابان نشود. ظاهرا چاپ اول کتاب ، بسرعت نایاب شد؛ همین طور است . ولی همکاران نیستانی طی یک عملیات محیرالعقول ، دو روزه چاپ دوم را کارسازی کردند و به نمایشگاه رساندند. آخرین اثر چاپ نشده اما قابل چاپ؛ رمانی است درباره حضرت عباس (علیه السلام). نگارش آن تمام شده؛ تقریبا. ولی اسمش هنوز متولد نشده . سریال دکتر چمران به کجا رسید، به نام «مرد رویاها»؛
حدودا یک سال و نیم پیش نگارش آن تمام و تحویل دوستان شبکه یک شد. برای ساخت آن ، دو نفر از عزیزان توانمند مطرح بودند. یکی آقای ابراهیم حاتمی کیا و دیگری آقا سیف الله داد. از نتیجه مذاکرات بی اطلاعم. الان چه کاری در دست دارید؛ مشغول نوشتن سریال داستانی حضرت یوسف (ع) هستم . کار در چه مرحله ای است؛ تحقیق آن تمام شده و دو قسمت آن هم نوشته شده است . مشغول قسمت سوم هستم. مجموعا چند قسمت پیش بینی شده؛
20قسمت. تا اینجا از کار راضی هستید؛ خدا نکند که تا هیچ جا از هیچ کارم راضی بشوم . تعریفتان از این کار چیست؛ شیرین و دشوار.
چرا شیرین؛ چرا دشوار؛ شیرین ، برای این که بهترین قصه عالم است و راوی آن خداست و دشوار، باز به همین دلایل . هزاران نکته و لطیفه و دقیقه عرفانی در این داستان هست که گنجاندن حتی بخشی از آنها در یک سریال داستانی 20قسمتی ، سر از وادی محال درمی آورد. فقط برای پیدا کردن زبان و جنس دیالوگ ها چند ماه کاغذ سیاه کردم ؛ زبانی که با همه زبانهای تجربه شده ، متفاوت باشد. زبانی که فاخر باشد، اما در عین فخامت ، برای عموم قابل درک باشد و مخاطب نه به راحتی سریال های روزمره ولی به هر حال با آن ارتباط برقرار کند. فکر می کنید نگارش آن کی به سرانجام برسد؛ نمی توانم زمان معین کنم ؛ ولی خوشبختانه دست اندازها و خاکی ها و کوره راه ها پشت سر گذاشته شده و به جاده آسفالته رسیده ام . با دعاهایی که پشت سر این کار هست ، به مدد حضرت حق ، کار بزودی سامان می گیرد. موفق باشید.
علی یارتان .