در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
کمی که چه عرض کنیم خیلی متفاوت است. بازیگر شدنش بیشتر شبیه اتفاق بوده است. قضیه از این قرار است که خانواده هومن خیلی شیک و از همان کودکیاش او را به تماشای تئاتر میبردند؛ اتفاقی که شاید برای کمتر بازیگری میافتاد اما این دلیل بازیگر شدن هومن نشد. به قیافهاش نمیآید اما 20 سال پیش از سر بیحوصلگی وقتی داشته در خیابان ولیعصر قدم میزده تصمیم میگیرد برود سینما و فیلم ببیند، اما از شانس بدش سئانس تمام فیلمها شروع شده بنابراین همین طوری سر از تئاترشهر درمیآورد. بیحوصلگی کار دستش میدهد. برای اولین بار به تنهایی میرود که یک تئاتر ببیند. «آن نمایش آنقدر روی من اثر داشت که چهار پنج بار دیگر هم برای دیدن آن رفتم تا اینکه یک روز بلیتفروش آنجا به من گفت چقدر چهرهات برایم آشناست. گفتم من اینجا زیاد میآیم. گفت دوست داری تئاتر بازی کنی. کمی تعجب کردم، گفتم میخواهم فکر کنم. فردای آن روز آمدم و جواب مثبت دادم. تا آن زمان به بازیگری اصلا فکر نکرده بودم. آن موقع مدیر تئاترشهر آقای مجید جعفری بودند و اتفاقا گروهی که قرار شد من با آنها کار کنم مربوط به ایشان میشد. بالاخره رفتم تست دادم و بعد به من گفتند برو و برای فردا لباس تمرین بیاور. لباس پوشیدن همانا و ماندن در سن تئاتر همان.»
هومن برقنورد هر چقدر در تئاتر پرکار است، اما علاقه زیادی به حضور در تلویزیون و سینما ندارد تا جایی که با وجود حضور 20 سالهاش در تئاتر (که 10 سالش به صورت حرفهای بوده) فقط در یک فیلم سینمایی بازی کرده ولی تا دلتان بخواهد نمایش دارد. از برقنورد قبل از اشکها و لبخندها سریالهای «نیمکت» و «توی گوش سالمم زمزمه کن» از محمد رحمانیان روی آنتن بود، اما ساختار این سریالها هم کاملا تئاتری بود. «اشکها و لبخندها» میتواند شروعی تازه در تلویزیون باشد، حضوری که پشتوانه 20 ساله تئاتری برای بازیگر جوان این سریال دارد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: