اگر کودک شما پیوسته میگوید «من این را میخواهم»، شما او را به گونهای تربیت کردهاید که بدون شک در بزرگسالی دچار مشکل میشود. وقتی به کودک خود میآموزید چگونه با مشکلات و ناامیدیهای ناشی از «نه» شنیدن کنار بیاید، در آینده هم قادر به حل مشکلات و ناامیدیهای بزرگ و کوچک زندگی خود خواهد بود اما اصلا دور از انتظار نیست که کودکی که هر روز یک بازی کامپیوتری جدید میخواهد و البته فورا برایش تهیه میشود، در بزرگسالی وقتی در اولین موقعیت شغلی خود، به آنچه میخواهد نرسد، بشدت سرخورده شود. شما میتوانید مانع از سرخوردگیهای آینده کودکتان شوید:
بدانید مشکل از کجا شروع شده است
هر قدر هم که این جمله ناراحتکننده باشد: مقصر اصلی در لوس شدن کودکان، والدین هستند. والدین اغلب برای جبران آنچه خود در کودکی نداشتند یا انجام ندادهاند، برای این که خود را مطمئن سازند که حتما کودکانشان دوستشان دارند یا برای خلاصی از عذاب وجدان درباره برخی کوتاهیها یا خطاهایی که در حق فرزندانشان کردهاند، آنها را لوس میکنند. برای مثال اگر پدر یا مادر از خانواده پرجمعیتی باشند که در کودکی همیشه لباسهای خواهر یا برادر بزرگتر خود را میپوشیدند، در بزرگسالی اگر استطاعت مالی داشته باشند، سعی میکنند همیشه بهترین لباسها را برای فرزندانشان بخرند و در خرید افراط میکنند به طوری که کودک اصلا مفهوم لباس نو یا لباس عید را نمیفهمد چون خرید لباس یک امر عادی برای او به حساب میآید. البته گاهی اوقات، تهیه فوری هر آنچه فرزندان میخواهند، به نوعی نمایش مادران برای نشان دادن توانایی مالیشان به دیگران یا گفتن این جمله که چه مادر خوبی هستند هم هست. خود شما چند بار شکایت مادرانی را شنیدهاید که از تعداد زیاد عروسکها، ماشینها و... کودکانشان صحبت میکنند و در عین حال سعی در نشان دادن میزان توانایی مالی خود دارند؟! سعی کنید دریابید دلیل اصلی لوس کردن کودکانتان چیست. از خود بپرسید: آیا خسته هستید؟ آیا بیش از حد تحت فشار و استرس قرار دارید؟ سعی کنید یک راهحل مناسب و سریع برای رفع مشکل خود پیدا کنید. آیا از این که وقت زیادی را با فرزندانتان نمیگذرانید احساس گناه میکنید؟ هر گاه متوجه شدید چه عاملی باعث تمایل شما به لوس کردن فرزندتان میشود، راحتتر میتوانید آن را کنترل و ترک کنید.
قانون وضع کنید
تعلیم و تربیت فرزندان مانند یک سرازیری لغزنده است. در ابتدا به فرزندتان میگویید اگر این کار خوب را انجام دهی، برایت جایزه میخرم اما کمکم این جمله تبدیل میشود به بیا، این جایزه را بگیر و دیگر این کار زشت را انجام نده!! برای پایان دادن به این الگوی تقاضا پاداش، باید قوانین جدیدی وضع کنید. رفتارهای فرزندتان را برای چند روز زیر نظر بگیرید، بررسی کنید چه موقع الگوی رفتاری تقاضا پاداش روی میدهد. برای مثال، شما دریافتید در هنگام صرف شام، فرزندتان آرام پشت میز نمینشیند مگر آن که به او وعده دسر مورد علاقهاش را بدهید. در مرحله بعد شما باید به دلیل رفتار بد کودک یک قانون درست تنظیم کنید برای مثال محدودیت در تماشای تلویزیون یا بازی با کامپیوتر. البته حتما باید سن و قدرت تحمل کودکان را در نظر بگیرید. پدر و مادر باید در هنگام وضع قوانین با یکدیگر موافق و از قوانین جدید آگاه باشند. چون کودکان در تحریک احساس اطرافیان خصوصا والدین خود تخصص دارند. سپس بنشینید و قوانین را برای فرزندتان شرح دهید. برای مثال به او بگویید: در خانه ما، ما جمعه شبها بستنی میخوریم البته اگر تمام طول هفته سر شام رفتار مناسبی داشته باشی. اگر هنگام خوردن شام برای شکلات گریه و ناله کردی دیگر جمعه هم بستنی نداری. از فرزندتان بخواهید حرفهای شما را تکرار کند تا متوجه شوید او معنی حرفهای شما را فهمیده یا با کمک یکدیگر جدولی تنظیم کنید و هر بار که کودک قوانین جدید را رعایت کرد، جلوی آن علامت بزنید.
تصمیمهای خود را تغییر ندهید
نانسی سامالین، متخصص امور تربیتی میگوید: یک شب به دختر 4 سالهام گفتم نمیتواند پیش از شام شیرینی بخورد. دخترم طوری اوضاع را هدایت کرد که ما در حدود 10 دقیقه درباره دلیل نه گفتن من بحث میکردیم. من اکنون فهمیدم که در حقیقت فرزندم هیچ علاقهای نداشت که صحبتهای من در مورد محتویات شیرینی و مضرات مصرف آن قبل از شام گوش دهد، او فقط میخواست من را شکست دهد. والدین تصور میکنند اگر برای کودک توضیح دهند چرا نمیتواند خوراکی را در زمان خاصی بخورد یا کاری را در زمان خاصی انجام دهد، آنها دیگر درخواست خود را تکرار نمیکنند، تا آنجایی که من میدانم این اتفاق هرگز نیفتاده!
به جای این که سعی کنید با آوردن دلیل، فرزندتان را مجبور به اطاعت کنید، فقط بسادگی بگویید «نه» و گفتگو را ادامه ندهید. اگر کودک دوباره به سراغ شما آمد و گفت چرا؟ به او یادآوری کنید که در خانه ما، این یک قانون است. اگر دوباره و دوباره به سراغ شما آمد و گفت اما چرا؟ نباید میدان را خالی کنید و خواسته کودک را انجام دهید، فقط بگویید «نه» به همین سادگی. محققان نکته جالبی دریافتند که کودکان وقتی چیزی میخواهند و به دست نمیآورند، به طور متوسط 9 بار با انواع مختلف درخواست خود را تکرار میکنند. در نهایت کودک متوجه میشود که تلاشش بیهوده است و به سراغ کار خود میرود.
در برابر فشارها مقاومت کنید
وقتی دیگر تدابیر کودک با شکست مواجه شد، او به سراغ این جمله قدیمی میرود: اما بقیه بچهها... دارند!! متاسفانه، هیچ پاسخ خاصی نیست تا شما در جواب این جمله به فرزندتان بدهید و بحث پایان یابد، اما چند استراتژی موفقیتآمیز وجود دارد. میتوانید در پاسخ به فرزند خود بگویید: «خیلی جالب است، بیا درباره آن صحبت کنیم.» شاید کودک شما دلیل موجهی برای داشتن آنچه بقیه بچهها دارند، دارد. شاید آنچه بقیه بچهها دارند، یک بازی کامپیوتری باشد که همه در مواقع بیکاری با آن بازی میکنند یا یک کتاب جدید که همه در مورد آن صحبت میکنند. به فرزندتان بگویید: «این بازی کامپیوتری، کتاب و... را نگاه خواهم کرد، اگر وسیلهای باشد که به نظر من برای تو مناسب باشد، داشتن آن اشکالی ندارد.» اگر آن اسباب بازی، بازی کامپیوتری، کتاب و... ارزشش را داشت، آن را در فهرست هدایای تولد کودک بگنجانید یا با هم تصمیم بگیرید که چگونه کودک میتواند آن را داشته باشد. برای مثال: اگر رفتارهای او در هفته اخیر مناسب بوده، شاید ارزش خرید یک جایزه را داشته باشد یا اگر کارت تشویق از مدرسه گرفته بازی کامپیوتری، کتاب و... میتواند جایزه او باشد.
بر اعصاب خود مسلط باشید
چند مرتبه اول که شما قانون جدید را به اجرا در میآورید و به کودک «نه» میگویید، برای شما، کودک و هر کس که این مکالمه را میشنود، بسیار عذابآور است. به زبان دیگر، اجرای قانون در ابتدا، اعصاب خردکن است. پس کمربندهای خود را محکم ببندید و سعی کنید حتما هر بار با آرامش و بسیار طبیعی به کودک جواب دهید. اگر شما هر روز در تصمیم خود راسخ باشید، فرزندتان متوجه میشود که این روشی نیست که بتواند به وسیله آن به خواستههایش برسد، پس دست از تکرار آن برمیدارد. در حقیقت، محققان این روش جلوگیری از لوس شدن کودک را با آموزش خواب در نوزادان شبیه میدانند. بعد از یک هفته یا بیشتر اشک و گریه در هنگام شب، در نهایت یک شب کودک تا صبح بدون ناراحتی میخوابد یا بالاخره فرزند شما معنی کلمه «نه» را میفهمد.
بگذارید کودک آرزوی داشتن چیزی را داشته باشد
کودکی خود را به خاطر آورید، زمانی که تمام طول هفته برای دیدن برنامه تلویزیونی که شنبهها پخش میشد، منتظر میماندید و طی آن روزها نقاشیهای شخصیت کارتونی مورد علاقهتان را میکشیدید و دائم در مورد او حرف میزدید. امروز فرزندانمان با خرید DVD کارتون مورد علاقهشان بدون هیچ هیجانی هر روز کارتونی را که دوست دارند، میبینند.
در حالی که امروزه، فرهنگ لذت آنی زندگی را به نوعی راحتتر کرده است اما هیجان انتظار برای رسیدن به آنچه میخواهیم، کمرنگ شده است. تصور کنید در حال برنامهریزی برای سفری هستید که یک ماه دیگر میخواهید بروید، چه هیجانی دارید، برنامهریزی، جمعآوری لوازم، صحبت با دوستان در مورد کارهایی که میخواهید در این سفر انجام دهید.... زمانی که بالاخره به مسافرت میروید، لذت آن چند برابر خواهد بود. اما اگر هیچ انتظاری در کار نباشد و هیچ زمانی برای خیالبافی نداشته باشید، هیجان کمتری خواهید داشت.
وقتی کودک عادت میکند هر آنچه را که میخواهد بلافاصله به دست آورد، دیگر هیچ چیز او را هیجانزده نخواهد کرد. انتظار او تا حدی بالا میرود که وقتی به دوران نوجوانی رسید برای رسیدن به هیجان به سمت مواد مخدر، الکل و... کشیده میشود. آموزش انتظار به کودک، برای انجام کارهای هیجانانگیز به او تمرکز و توجه را یاد میدهد؛ 2 مهارت بسیار مهم که به کودک در دستیابی به موفقیت در مدرسه کمک بسزایی میکند. یکی از بهترین روشهای آموزش انتظار به کودک شمارش معکوس برای رسیدن به آنچه میخواهد است. برای مثال اگر هفتهای 1000 تومان پول توجیبی به او میدهید، بگذارید حساب کند چند هفته طول میکشد تا بازی ویدئویی مورد علاقهاش را بخرد، در تمام این روزها تا رسیدن به روز موعود، کودک بیوقفه درباره شخصیتهای بازی و مراحل سخت آن که از دوستانش شنیده صحبت میکند و نقاشیهای شخصیت اصلی بازی را میکشد یا با خواهر یا برادر خود در مورد آن صحبت میکند. همه اینها هیجان است.
سرگرمیهای غیرمادی ایجاد کنید
اکنون کودک شما بقدری خوب رفتار میکند که وسوسه میشوید او را غرق در میلیونها هدیه لذتبخش کنید. خوشبختانه کارهای زیادی وجود دارد که شما میتوانید بدون در نظر گرفتن خطر لوس شدن کودک، آنها را انجام دهید: روی مبل کنار هم دراز بکشید و شما برای او کتاب بخوانید، به کودک بگویید دوستش دارید، یک ظرف ذرت بو داده بیاورید و با هم فوتبال تماشا کنید، به داستانی که کودک در مورد شاهزاده خانم و موهای بلندش با تمام جزئیات تعریف میکند، گوش دهید بدون این که حتی یک بار طی این مدت تلفن همراهتان را جواب دهید. علاوه بر اینها، جوایز هفتگی را که در قبال رفتارهای خوب به کودک قول دادهاید فراموش نکنید. اگر کودک شما از همه قوانینی که شما تنظیم کردهاید پیروی کرد، بستنی جمعه شبها فراموش نشود. وقتی شما به عمق رابطه فرزند با والدین نگاه میکنید، بسیار ساده است: کودک برای لحظهای در کنار و در آغوش پدر و مادر خود بودن، اسباب بازی مورد علاقهاش را کنار میگذارد و این چیزی است که با پول نمیتوان خرید.
چند نکته ضروری
پدربزرگها و مادربزرگها را در جبهه خود داشته باشید.
کودک شما این نکته را فهمیده که فقط با یک چشمک میتواند پدر بزرگ و مادر بزرگ را مطیع خود کند. پس با استفاده از نکات زیر آنها را با خود هماهنگ کنید:
نگذارید پدربزرگها و مادربزرگها برای تولد یا سال نو، بیوقفه برای فرزندتان هدیه بخرند، به آنها بگویید یک هدیه هم کافی است.
لوازم مورد نیاز کودک را برای پدربزرگها و مادربزرگها تشریح کنید. حتما دلیل ندارد هر بار که به خانه شما میآیند هدیههای گرانقیمتی در دستانشان باشد، همین دیدارها کافی است.
به پدر و مادرتان بگویید به جای خرید هدیه، فرزندتان را به پارک ببرند یا سعی کنند با هم یک کیک بپزند و ساعتهای خوشی را با هم سپری کنند.
به والدینتان یادآوری کنید که فرزندتان آنها را دوست دارد نه هدیهها و عشقی که آنها به فرزندتان میدهند را نمیتوان با همه پولهای دنیا هم خرید.
مترجم: مهسا قندی
منبع :family.org
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم