با واژگان

ادبیات‌ متعهد ‌

ادبیات‌ ملتزم، معادل‌ اصطلاح‌ انگلیسی‌ (engaged literature )گونه‌ای‌ ادبیات‌ که‌ در خدمت‌ آزادی‌ اجتماع‌ یا محرومان‌ و فرودستان‌ جامعه‌ و هدف‌ آن، پرداختن‌ به‌ آرمان‌های‌ آنان‌ باشد. ادبیات‌ متعهد بخشی‌ از ادبیات‌ و روشنفکری‌ است‌ و در برابر ادبیات‌ برج‌ عاج‌ قراردارد. ادبیات‌ متعهد، هنر را تولید دوسویه‌ می‌داند که‌ هر دو سوی‌ آن‌ متوجه‌ اجتماع‌ است. نویسندگان‌ متعهد بر این‌ باورند که‌ ادبیات‌ را باید از اجتماع‌ گرفت‌ و به‌ اجتماع‌ پس‌ داد.
کد خبر: ۲۴۸۹۹۶

 ژان‌ پل‌ سارتر، نویسنده‌ و فیلسوف‌ فرانسوی، نخستین‌ کسی‌ بود که‌ واژه‌ تعهد یا التزام‌ را در سال‌ 1945 در مجله‌ سیاسی‌ ادبی‌ عصر جدید که‌ به‌ سردبیری‌ خود وی‌ چاپ‌ و منتشر می‌شد، به‌ کار برد. البته‌ این‌ بدان‌ معنا نیست‌ که‌ تا آن‌ زمان‌ ادبیات‌ متعهد وجود نداشته، بلکه‌ سارتر این‌ گونه‌ نوشته‌ها را نامگذاری‌ کرده‌ است. سارتر و دیگر یاران‌ همفکر او با بررسی‌ سرنوشت‌ اروپای‌ پس‌ از جنگ‌ جهانی‌ دوم‌ و نیز توجه‌ به‌ جنبش‌های‌ آزادیبخش، جنبش‌های‌ طرفدار دموکراسی، جنبش‌های‌ هوادار بیداری‌ جامعه‌ و جنبش‌های‌ مخالف‌ ستمگری‌های‌ طبقاتی‌ و تبعیض‌های‌ اجتماعی‌ در سراسر جهان، به‌ این‌ نتیجه‌ رسیدند که‌ ادبیات‌ باید در خدمت‌ بیدار کردن‌ و برانگیختن‌ مردم‌ جامعه‌ برای‌ گرفتن‌ حقوق‌ پایمال‌ شده‌شان‌ باشد. اصولا ادبیات‌ متعهد بیشتر از آن‌ که‌ سیاسی‌ باشد، اجتماعی‌ است. با بررسی‌ تاریخ‌ ادبیات‌ جهان‌ می‌توان‌ دریافت‌ که‌ ادبیات‌ متعهد بیشتر در مستعمرات‌ و کشورهای‌ دست‌ نشانده، بالیده‌ است؛ اما با برچیده‌ شدن‌ مستعمرات‌ و پیدا شدن‌ دگرگونی‌ در نگرشهای‌ سیاسی‌ اجتماعی‌ کشورهای‌ دست‌نشانده، رونق‌ گذشته‌ را از دست‌ داده‌ است. ‌

ادبیات‌ ملتزم‌ از همان‌ آغاز، بیشتر به‌ جنبش‌های‌ آزادیبخش‌ و طرفدار دموکراسی‌ توجه‌ داشته‌ و سودای‌ دستیابی‌ به‌ آزادی‌ را در سر می‌پرورانده‌ است. برخی‌ از شاعران‌ و نویسندگان‌ مانند ماکسیم‌ گورکی‌ نویسنده‌ روسی، لوئی‌ آراگون‌ شاعر و نویسنده‌ فرانسوی، فدریکو گارسیا لورکا شاعر و نمایشنامه‌نویس‌ اسپانیایی، برتولت‌ برشت‌ نمایشنامه‌نویس‌ آلمانی‌ و... که‌ طرفدار دموکراسی‌ بودند و نیز کسانی‌ چون‌ آلن‌ پیتون‌ نویسنده‌ اهل‌ آفریقای‌ جنوبی، قوام‌ نکرومه، روشنفکر و رهبر ملی‌گرای‌ غنایی، فرانتس‌ فانون‌ فیلسوف‌ و اندیشمند مارتینیکی‌ و... به‌ جنبش‌های‌ آزادیبخش‌ می‌اندیشیدند و سودای‌ آزادی‌ میهنی‌ خود را در سر می‌پروراندند. پس‌ از جنگ‌ جهانی‌ دوم‌ و فروپاشی‌ فاشیسم‌ و در پی‌ آن، چیرگی‌ دموکراسی‌ غربی‌ و سوسیالیسم‌ شوروی، تحولات‌ تازه‌ای‌ در همه‌ جنبه‌های‌ زندگی، از جمله‌ ادبیات‌ بشری‌ پیش‌ آمد. عرصه‌ ادبیات‌ ایران‌ نیز از این‌ تحولات‌ و تاثیرات‌ آن‌ بر کنار نماند، با این‌ توضیح‌ که‌ سوسیالیسم، جاذبه‌ بیشتری‌ برای‌ روشنفکران‌ داشت. در چنین‌ فضایی، متعهد در هنر حاکم‌ بود و البته‌ عامل‌ دیگری‌ نیز باعث‌ گرم‌تر شدن‌ بازار تعهد در آن‌ سالها شد و گروه‌ بیشتری‌ را آسان‌تر و زودتر به‌ سوی‌ تعهد کشاند و بر ارزش‌ اخلاقی‌ و اجتماعی‌ آن‌ افزود، این‌ عامل، همانا فساد دستگاه‌ حاکم‌ و خودکامگی‌ رژیمی‌ بود که‌ فقط‌ به‌ منافع‌ خود می‌اندیشید و جز آن‌ را بر نمی‌تافت‌ و در نتیجه، شاعران‌ و نویسندگان‌ زنده‌ و پرشور را به‌ تعهدی‌ عقیدتی‌ و گاه‌ مبارزه‌ سیاسی‌ به‌ ضد خود بر می‌انگیخت. ‌

به‌ نقل‌ از دانشنامه‌ ادب‌ فارسی‌ ‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها