در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
از خود موسیقی شروع کنیم چطور است؟
موسیقی یکی از راههای ورود انسان به خلقت است که از طریق شنیدار انجام میشود. به همین جهت از آغاز تاکنون موسیقی همراه انسان بوده است و براساس اندیشه فیزیکدانها وجود خلقت که با یک موسیقی یا انفجار و یا هر نام دیگری خلق شد در پایان نیز با یک موسیقی که در قرآن از آن به صور اسرافیل تعبیر شده است، همراه خواهد بود. انسان حتی با موسیقی برانگیخته خواهد شد لذا قطعا وجود موسیقی در خلقت نهتنها مبحث نیست، بلکه جزئی از وجود است و آنچه به عنایت خدا موجود شد، بیشک خیر است و زیباست.
بدی، شر و هرچه که چنین است مربوط به اختیار انسان است در حقیقت اعمال انسانی است که تناسب خلقت را به هم میزند و استفاده نامناسب از خلقت انجام میدهد وگرنه آنچه خداوند آفریده است خیر است و همه چیز تجلی حق است، به همین جهت موسیقی در حوزه علم نیز جایگاه ویژهای دارد.
هر نسبتی از نغمات تاثیراتی دارد که انسان میتواند آن را بر پایهای تدوین و تعریف نماید. کما این که به وسیله ریاضیدانان، فلاسفه و علما این کار انجام شده است. در کل، موسیقی در حوزه اعتقادات مذهبی اعم از دعاها، متون مقدس، راز و نیازهای عرفانی با خدا، چه دادیان ابتدایی، چه دادایان شرقی مثل جینو، شینکو و بودائیسم (در مناطق شرقی جهان) همه اینها به نوعی با موسیقی عجین شده است.
برای نمونه قرائت قرآن چه به صورت ترتیل و یا هر شکلی کاملا بر پایه موسیقی ردیفی و فواصل موسیقی ایرانی - اسلامی استوار است که اگر کسی به این علم واقف نباشد، نمیتواند قرآن را درست قرائت کند، در حقیقت رعایت کردن ساختار موسیقی کلمات و الفاظ قرآنی یعنی قرائت و تجوید درست که اشکال در رعایت آن عبادت را دچار اشکال میکند. وقتی یک قاری قرآن میخواند میگوییم، مثلا در نهاوند یا حجاز یا عجم خوانده، این اصطلاحات چیزی نیست جز همان فواصل موسیقی که ایرانیان نقش زیادی در تدوین آن داشتهاند.
آیا موسیقی مورد چالش و درگیری هم بوده است؟
این فواصل در دوره اسلامی براساس اندیشه توحیدی شکل گرفته و منطبق با اندیشه دینی است. هر کشوری، حکومتی، تاریخی و فرهنگی منطبق با اندیشه خودش، موسیقی خود را شکل میدهد، کما این که لباس و یا برخی اعمال هر کشوری منطبق با آیین و تفکر آن جامعه شکل گرفته است. اندیشه یک سرخپوست در لباس و پوشش و اعمالش دیده میشود. حتی آثار به جا مانده از یک دوران ما را به اندیشه، فرهنگ و تفکر آن قوم یا آن دوره هدایت میکند.
موسیقی به این دلیل که بسیار لطیف است و بسیار دقیق و جرمیتش از بقیه اجسام کمتر است تا حدی که بعضی عرفا آن را از مقوله کیف میدانند و نه کم به این جهت بسیار موثر است و هرچه که موثر و زیبا و خوب باشد همواره وسوسهکننده غارتگران نیز خواهد بود و دست دزدان به سویش دراز خواهد شد، به همین جهت است که موسیقی آفت و چالشهایی در طول تاریخ داشته است. این نوع بهرهگیری نادرست و نابهنجار به دلیل خودخواهی و نفسگرایی به وجود آمده وگرنه اصل موسیقی بسیار زلال و مقدس و زیباست.
به نظر من موسیقی جزو مواردی است که جمع متضادش میتوان نامید. شاید هم جامع متناقض به این جهت اگر همه وجوهات موسیقی را باهم در نظر بگیرید، قابل جمع نیست ما موسیقی داریم که انسان را به اسفلالسافلین میکشاند و هم نوع دیگری که بشر را از خاک به افلاک میبرد.
چرا نگاه منفی به موسیقی شدید بوده است؟
کلیت موسیقی از این جهت بسیار قابل توجه است و البته محققین و مسوولان ما بر این بخش کمتر توجه کردهاند و بیشتر در طول تاریخ متاسفانه به مسائل منفیاش چشم گشودهاند، البته حکومتها هم چون مردمی نبودهاند و اهل باطل بودهاند موسیقی را با مقاصد منفی و باطل حمایت و هدایت کردهاند و کاربرد آن را به حوزه غفلت و اغوای عموم کشاندهاند.
حماسه موسیقی حماسی از چه تاریخ و پشتوانهای برخوردار است؟
مردم در طول تاریخ حالات و احساسات متنوعی داشتهاند، غم، شادی، تفکر، عبادت و... بر این اساس موسیقیهای مختلف و متنوع ساخته شده است. آنچه که در حوزه حماسه خلق شده از ابتدای تاریخ و از طریق آثار باستانی که کشف شده و در ایران، بینالنهرین و تمدنهای پیش از میلاد به جا مانده نشانگر آن است که موسیقی در وجه جنگ و حماسه بوده است. موسیقی حماسی و رزمی در جنگها، لشکرکشیها و میدانهای مبارزه از طریق شیپور، سورنا و طبل به همراه رجز و... لحن و رخ میداد و کهنترین آثار به جا مانده، گویای اولویت زمانی و تاریخی موسیقی حماسی است. اگر دفاع مقدس را در نظر بگیریم تاثیر و نقش مارشهای نظامی را به یاد خواهیم آورد. تاثیر موسیقی در فیزیک انسان اختیاری نیست یعنی ریتمی که انسان در تپش قلبش دارد براساس موسیقی میتواند تند یا کند شود به همین جهت عرض میکنم موسیقی کشف است و اختراع نیست. لذا موسیقیهایی که برای حماسه طراحی شده بودند بشدت تهییج میکردند. در طول تاریخ همینطور بوده. معمولا رخوت و سستی را از انسانها میگرفته. ما در دفاع مقدس سرودهای مختلفی داشتهایم که از این جهت قابل نقد و بررسی است که تا چه میزان حماسی بودهاند و خوب ساخته شدهاند.
آنچه جالب است این که موسیقی مقامی از دیرباز در جامعه ما بوده است. ممکن است مناطقش از نظر جغرافیا، زبان سازبندی، لحن و... فرق بکند مثلا در لرستان توسط سورنا یکسری مقامها داریم که بیانگر حس جنگ و حماسه هستند یا شکست و حتی عزا.
یک سلسله قطعات و مقامهایی در کوک <فا> داریم که به آن مشق پیلتان میگوییم که در اصل مشق پیلتنان است که از انواع ریتمهای تند تشکیل شده و فرم حماسه دارد. یا ورزشی داریم تحت عنوان زورخانه که موسیقیاش براساس حماسه گرفته. حتی تمام اجزای ورزش آن به نوعی از وسایل و شیوههای دفاعی و عملیاتی رزمی الهام گرفته.
ساختار موسیقی زورخانه <همایون> است که این دستگاه خیلی دیرینه است و به جا مانده از ایران باستان. یادآور شاهنامه و بزرگ طوس حضرت فردوسی. متناسب با وزن حماسی شاهنامه. تماما ساختار حماسی دارد و اصلا آمادگی دفاعی یک ملت را در زمان صلح نشان میدهد.
همین موسیقی را تقریبا همه اقوام دارند یعنی هیچ قومی فاقد موسیقی حماسی ویژه خودش نمیباشد و حتما در این زمینه تاریخ و سرگذشت خاص خود را دارد.
ماهیت موسیقی حماسی و آفریقایی، عربی، ترکی و کردی به هم نزدیک است. در جاهایی مثل ایران فواصل تجریدیتر است، پرسپکتیوش کمتر است، اما در اروپا به دلیل اندیشه علمی و تجربی ترکیب سازها کاملتر و جامعتر است. از نظر مایه هم در ماهور قرار میگیرد چون بیانگر حس طبیعی است. اصولا به ماهور گام طبیعی میگویند. موسیقی کلاسیک براساس ماهور و ماژور شکل گرفته، حالا اخیرا به دلیل این که از تفکر تجربی عبور کردهاند به فواصل دیگر رو آوردهاند ولی در اصل از جهت تحلیل محتوایی میتوان چنین گفت که حماسه مربوط به اندیشههای دینی چه مقدار است. به همان گونه که اندیشههای ابتدایی در بعضی ادیان و باورهای خیلی دوردست مثل آفریقا و... وجود دارد موسیقی آن هم همان فرم و میزان را دارد. حتی رنگ سازبندیها، مثلا رنگ ساز سهتار، تار و دوتار و تنبور و کمانچه به مراتب مجردتر از رنگ ساز پیانو است. مثلا نسبتهایی که در فواصل دستگاههایی مثل نوا وجود دارد بشدت مجردتر از چیزی است که در ماهور است چرا؟ چون آن براساس یک سنت عقلی به وجود آمده ولی ماهور به دلیل این که به طبیعت نزدیک بوده در تمام دنیا رواج یافته، چون ابتداییتر است و از طبیعت سرچشمه گرفته است.
به همین دلیل موسیقی دوره اسلامی ما به دلیل تلاش دانشمندان بزرگی که از قرن دوم تا دهم بودهاند همپای همه علم دیگر رشد کرده است. در این دوران 800 ساله اجزای موسیقی تعریف شده و تمام شعباتش گسترش یافته است.
دوره اسلامی نهتنها شامل موسیقی بوده، بلکه موسیقی را به وجود آورده که قالب موسیقی فعلی جهان میراث آن دوران است. حتی با ظهور موسیقی کلاسیک غرب خللی به آن وارد نشد.
از شخصیتهای ایرانی و نقش آنها در مسیر گسترش و تعریف موسیقی بگویید.
اسحاق که یکی از مهمترین شخصیتهاست و از محدثین بزرگ تاریخ. اصفهان است در زمان ائمه هم زندگی کرده و حدیث معروف من اصبح و لم... نیز به روایت او میباشد میتوان گفت بنیانگذار ماهیت موسیقی دوران اسلامی است. چون دایی ایشان زلزل و پدرش هم ابراهیم هر دو از بزرگان تاریخ موسیقی ایران و اسلام هستند. اسحاق موسیقی را به دو طبقه تقسیم میکند یک موسیقی یونان که در آن زمان رواج داشته و ترجمه شده به زبان عربی مثل فلسفه ارسطویی. او معتقد است موسیقی یونانی با اندیشه اسلامی سازگار نیست چون ساختار اعتقادی ندارد و این موسیقی که رایج بوده در دوره اول اسلامی مورد استفاده امویان قرار میگرفته و ائمه نیز با آن برخورد میکردند. این موسیقی فاسد، غافلکننده و درباری بود. استمرار این سیر موسیقی در حکومت عباسی به وسیله مهدی برادر هارون ادامه مییابد و جریان اسحاق در مقابله با آن قرار میگیرد به حدی که کتاب منتشر میشود. الفرق بین المهدی و اسحاق. اسحاق و زلزل به زندان میافتند. موسیقی دوره اسلامی اولین اسیرهای خود را و زندانیان و رنجدیدگان خود را داشته و این درگیری براساس شواهد تاریخی استمرار پیدا میکند و به تدریج به دلیل غلبه علم و شکوفایی آن موسیقی نیز رشد و تعالی مییابد. ایرانیان در این زمینه بیشترین نقش را دارند. اکثر دانشمندان ایرانی از فارابی تا خواجه نصیر در موسیقی بحثی دارند و رسالهای.
تا میرسد به بزرگانی مثل صفیالدین ارموی، قطبالدین شیرازی، حکیم جرجانی و خیلی از علمای دیگر که هم حکیمند، هم فیلسوفند و هم... .
مثلا صفیالدین ارموی فواصلی را که به گوش انسان میخورد طبقهبندی میکند و میگوید این فواصل شامل این تعداد نغمه است و این بخش از آن با گوش انسان ملایمت دارد و این بخش دیگر تنافر دارد. و بخشی نیز بینابین است او آنها را که ملایمت دارند موسیقی حلال میشمرد و آن نغماتی را که تنافر دارد حرام مینامد سپس این را به جدولی تبدیل میکند و به 80 نوع میرساند بعدها حکیم جرجانی این تعداد را به 132 افزایش میدهد و تاکنون هیچ دانشمندی به آن چیزی نیافزوده است.
این علما علم موسیقی را به تفضیل بردند و ماهیتی را به وجود آوردند که با اندیشه دینی مردم تضاد نداشت. به همین جهت قرائت قرآن در این چارچوب شکل گرفت آنچه در حوزه موسیقی مقامی در باورهایشان انجام میشود بر همین فواصل استوار است. صفیالدین ارموی اگرچه متعلق به دوره عباسی است اما موسیقی ایشان در هند، هندی شده در تاجیکستان تاجیکی، در سودان آفریقایی در مصر، ترکیه و بالکان هم هکذا. ولی فواصل همان فواصل است. ماهیت آنها یکی است. که این ماهیت را ما امروز تحت عنوان موسیقی ردیف یا موسیقی ایرانی میشناسیم. که هم برای آن تعبیر ایرانی میتوان به کار برد و هم اسلامی مثل زبان فارسی که براساس قابلیتهای هر قومی شکلی مییابد مثلا در هند به دلیل نازک خیالی کششها و ارتعاشات بیشتر پیدا کرده و شده <سی تار> در اسپانیا شده گیتار.
ذات این موسیقی با موسیقی دوره اموی و عباسی متفاوت است. در این اندیشه است اگر نبود قرآن در این دستگاه خوانده نمیشد. از نظر موسیقایی قرآن کاملترین نوع ساختار موسیقی را دارد. حتی از ردیفهای ما پیچیدهتر است چون در قرائت قرآن موسیقی جمله رعایت میشود، موسیقی حروف هم حتی باید رعایت شود.
ظاهرا دوران اسلامی دوره تبیین موسیقی هم بوده و ایران در صدر پژوهشهای جهانی قرار داشته؟
من معتقدم که هماکنون سازی وجود ندارد که ریشه آن به فرهنگ فارسی و ایرانی برنگردد. ارگ ارغنون است. ویولون براساس کمانچه ساخته شده و تغییراتی کرده این نشانگر این مهم است که ایرانیان سهم بزرگی در ساختن این نوع موسیقی داشتهاند و این کشور به دلیل فرهنگ و تاریخی که داشته به خصوص از جهت توحیدی متفاوت و ممتاز بوده وگرنه یونان هم تمدن داشته.
آیا این رشد و کمال همچنان ادامه مییابد یا در جایی افت میکند؟
افت موسیقی ایرانی از دوره صفوی آغاز میشود. درست است که در دوره صفوی رسالات زیادی فراهم شده ولی این رسالات بیشتر به جوانب فرعی موسیقی پرداختهاند. نسبت موسیقی با افلاک و... البته اینها در جای خود بسیار هم زیباست، اما کلا در این دوره، دورهای است که فاصله میگیریم و این فاصله بعدها با محدودیتهایی شرعی و اندیشههای خشک دوره اواخر صفوی محدود میشود و موسیقی تقریبا شکل و فرم خود را از دست میدهد. موسیقی مقامی هم در پناه تعزیه، خود را حفظ میکند. و در دوران قاجار هم متاسفانه بازگشت میکنیم به موسیقی حرام غفلت و عیش و...
آیا این غفلت هنوز هم ادامه دارد؟
با گسترش موسیقی غرب عدهای از روشنفکران پناه بردند به غرب و تغییر دادن این موسیقی و مطابق کردن آن با موسیقی غرب با هدف نجات دادن. آنها فرزند جدیدی به وجود آوردند به نام موسیقی تلفیقی (ترکیبی.) اینها سعی کردند فواصل موسیقی ایرانی را تغییر دهند، به نوعی که با فرم غربی همخوانی داشته باشد و سازها هم تغییر یابند. در حالی که موسیقی ما مجرد بوده است.
در این میان چه جای امیدی هست؟
رگهای از موسیقی از دوره صفوی به بعد به حیات خود ادامه داده و باقی مانده است که با عنوان ردیف موسیقی ایرانی شناخته میشود. و در روستاها نیز به نام مقامی معروف است. این رگ باریک مقاومت میکند گرچه همیشه مورد هجوم است. اما سینه به سینه حفظ میشود تا میرسد به دوران انقلاب. در این دوره به دلیل تناقض شدید انقلاب اسلامی با شکل مبتذل موجود موسیقی، ابتذال عقبنشینی میکند و این نوع موسیقی جان میگیرد و سرودهای انقلابی حماسی رشد میکند و جا پیدا میکند و به حیاتی دوباره دست مییابد. نوعی معنویت و اخلاق و شجاعت در این موسیقی هست. هنوز به طور کامل تنظیم و تکمیل نشده که جنگ تحمیلی آغاز میشود و بخش حماسی موسیقی قد میکشد و ادامه پیدا میکند اما بعد از جنگ رویکرد تغییر میکند و اندیشه غربی به هجوم میپردازد. و به دلیل بیتوجهی مسوولان به این موضوع، موسیقی ایرانی کمرنگ میشود و از نوع ترکیبی و گاه مبتذلش گاه حمایت میشود.
اخیرا کارهای زیادی در حال و هوای دفاع مقدس انجام میشود شما چه فکر میکنید؟
متاسفانه آنچه در سالهای اخیر مخصوصا شاهد هستیم دوری از فضای حماسه و غفلت از دوران دفاع مقدس است. در دوران دفاع به دلیل حضور و شهود خلوص و ایمان موسیقی تاثیرگذاری داشتیم که با همت هنرمندانی خلق میشد که به دلایل ایمانی و اعتقادی پا به میدان گذاشته بودند. این موسیقی به آنچه میخواهیم بسیار نزدیک بود و بر اساس خودباوری شخصی شکل گرفته بود. اما اخیرا به دلیل هجومی که میبینید و متاسفانه تاثیرپذیری برخی هنرمندان ما از غرب شاهد چیزی هستیم که در دوران دفاع مقدس به سراغش نمیرفتیم. الان فضایی یافتهاند تا در یادآوری دوران پیش از انقلاب اگرچه فرمت دفاع مقدس کوشا باشند و این همخوانی ندارد و لطمه شدیدی خواهد زد.
حماسه، شرط لازم موسیقی دفاع مقدس بوده و هست و جزء ذاتی آن. نمیتوانیم حماسه را از آن حذف کنیم. اینها رکود است و رخوت.
تعجب این جاست که بعضی فکر میکنند چون موسیقی ایرانی تفکر برانگیز است پس باید با غم و غصه همراه باشد. موسیقی تامل و تفکر است اما یاس و رخوت نیست متاسفانه موسیقی حماسی ما را هم به سمت و سویی میبرند که هیچ تناسبی ندارد. من منکر موسیقی پاپ نیستم اما نسبت به موسیقی بخصوص این اواخر و آنچه که برای جنگ و دفاع مقدس ساخته شده معترضم و معتقدم که به دور از زیباییها و اصالتهای ملی و دینی است.
علیرضا علیزاده
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: