شاهکار هوش مصنوعی

همانند تمامی هنرمندان سرشناس آرون سبکی منحصر به فرد دارد این سبک حاصل 20سال تلاش او برای استاد شدن در زمینه رنگها و ترکیب بندی است آرون با ضربه هایی مطمئن و رنگهایی شاد و زنده بسرعت نقاشی می کند و تابلوهای او هر یک به قیمت هزاران پوند در سراسر جهان به فروش می رسند
کد خبر: ۲۴۶۵۰
؛ البته آرون به مادیات فکر نمی کند. در حقیقت حتی مطمئن نیستم که او فکر می کند زیرا آرون یک رایانه است . در واقع اگر سختگیرتر باشیم ، آرون رایانه هم نیست . او یا شاید آن فقط چند هزار خط از لیسپ است ؛ یک زبان برنامه نویسی که بحث انگیزترین توانایی را به رایانه می دهد، یعنی هوش مصنوعی . از اوایل دهه 1970 هنرمند و دانشمند انگلیسی علوم رایانه ، هارولد کوهن به آرون مهارت هایی را یاد می دهد که او را قادر می سازد بدون کمک گرفتن از انسان آثاری منحصر به فرد نقاشی کند. آیا آرون موجودی متفکر است؛ آیا او خلاق است؛ اینها پرسشهایی بنیادی در زمینه هوش مصنوعی هستند ، این شاخه از علم تلاش می کند قدرت مغز بشر را در رایانه ها به وجود آورد. کاوش در این شاخه از علوم تا به حال با فراز و نشیبهای فراوانی همراه بوده است . این تحقیقات و پژوهش ها که از حدود نیم قرن پیش آغاز شده است ، اینک در آستانه قرن بیست و یکم راه خود را به زندگی روزمره می گشاید. در سال 1951 آلن تورینگ ، ریاضیدان و رمزگشا از دانشگاه کمبریج پیش بینی کرد تا پایان قرن بیستم رایانه ها خواهند توانست از پس یک مطالعه 5دقیقه ای با انسان ها برآیند و 30درصد انسان ها به اشتباه فکر کنند که با انسان دیگری حرف زده اند نه با یک رایانه . این ضرب الاجل اکنون سپری شده است ولی آیا این کاوش ها به نتیجه رسیده اند؛ البته که این طور است . در مواردی مثل آرون ، دانشمندان توانسته اند توانایی هایی به ماشین بدهند که از بیشتر افراد فراتر است . از آن تاریخ تا به حال دانشمندان از 2مسیر متفاوت تحقیقات خود را در زمینه هوش مصنوعی دنبال کرده اند؛ شبکه های عصبی و قوانین منطقی . دانشمندان نشان داده اند که می توان رفتار شبکه های عصبی را براساس منطق ریاضی درک کرد. همچنین آنها دریافتند که اگر مدارهای الکتریکی را به تقلید از شبکه های عصبی به هم متصل کنند، می توانند مغزهای مصنوعی به وجود بیاورند که توانایی استدلال و تفکر دارند. تنها مشکل این بوده و هست که در چنین شبکه هایی دقیقا روشن نیست ، چگونه و چرا آنها این توانایی را دارند و مکانیسم عملشان چیست . همین امر موجب شد عده ای از دانشمندان مسیری متفاوت را به سمت هوش مصنوعی برگزینند. این روش مستقیما براساس قوانین منطقی بود. ایده اصلی این بود که بتوانند ماشین هایی به وجود آورند که مدارهایشان توانایی استدلال مغز بشر را تقلید کنند. در طول چند دهه ، این دو روش موازی باهم پیشرفت کردند و به نتایج متفاوتی رسیدند. توانایی استدلال منطقی رایانه هایی که داده های کارشناسی به آنها داده شده بود، در زمینه های متفاوتی چون یافتن سری ژنی خاصی از میلیاردها DNA موجود و تشخیص کلاهبرداری در حسابهای بانکی کاربرد پیدا کرد. شبکه های عصبی هم توانستند در تشخیص الگوها توفیق حاصل کنند و از تجربیات به دست آمده ، استفاده کنند. از شبکه های عصبی در حال حاضر برای تشخیص دادن چهره جنایتکارانی که در خیابان ها هستند استفاده می شود. آنها می توانند تعیین کنند کدام قسمت از یک جمعیت به طور بالقوه می تواند موجب بروز گسترش خشونت در آن جمعیت شود. در سال 1976 رایانه ای که براساس یک برنامه منطقی به نام AM کار می کرد، ادعا کرد که هر عدد زوج بزرگتر از 4، مجموع 2عدد اول فرد است . این یک کشف ریاضی بود. 200سال پیش کریستین گلدباخ چنین ادعایی کرده بود و بالاخره در یک نبرد هیجان انگیز در سال 1997 ، دیپ بلو Deep Blue ، یک رایانه ساخت . IBM توانست بزرگترین قهرمان شطرنج جهان گری کاسپاروف را مغلوب کند. با این که چنین دستاوردهایی فوق العاده چشمگیر و ارزشمند هستند، ولی حاصل پروژه هایی هستند که از مسیر تحقیقاتی AI فاصله گرفته اند و شاید 1300گرم از ماده خاکستری پیچ خورده ای که ما مغز بشر می نامیم بتواند همه این کارها را و چه بسا فراتر از آن را انجام دهد. با گذشت 50سال از شروع تحقیقات ، AI هنوز چالشی عظیم برای دانشمندان است : هنوز در ابتدای راه هستیم ...

مترجم : مهدی مرتضایی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها